راههای کسب آرامش در زندگی زوجین افغان

زندگی مشترک برای هر زن و مرد افغان تنها یک پیوند رسمی و سنتی نیست، بلکه میتواند سرشار از عشق، آرامش و معنویت باشد، اگر دو طرف بدانند چگونه باید عاطفه را در این مسیر زنده نگه دارند. از همان لحظهای که دو جوان با هزار امید و آرزو خانهای را میسازند، تبادل عاطفی همچون شمعی روشن راه آنان را روشن میسازد، در آغاز ازدواج، همه چیز با شور و هیجان همراه است؛ نگاهها پر از محبت است و کلمات پر از مهر؛ اما با گذشت زمان، غفلتها و بیتوجهیها سر میرسد، دلها به روزمرگی گرفتار میشود، همانگونه که نان و آب برای ادامه حیات ضروریاند، محبت و مهرورزی نیز برای دوام زندگی مشترک حیاتی است، هیچ زن یا مردی را نمیتوان یافت که بینیاز از نوازش عاطفی باشد، در جامعه افغانستان که مشکلات اقتصادی، فشارهای اجتماعی و نگرانیهای امنیتی بسیار است، خانواده تنها پناهگاهی است که میتواند آرامش حقیقی را به انسان ببخشد؛ اما این پناهگاه تنها زمانی مأمن خواهد بود که زن و شوهر بیاموزند چگونه قلب یکدیگر را با مهر پر کنند و زبانشان را به کلمات زیبا و آرامشبخش عادت دهند.
نقطه آغاز همه چیز در قلب انسان است، اگر دل با محبت پر شود، زبان و رفتار نیز سرشار از مهربانی خواهد بود؛ اما اگر بیاعتمادی، بدبینی و خشم در دل ریشه کند، زندگی به میدان نزاع و سردی تبدیل میشود، زن و شوهر افغان که بسیاری از آنان در فرهنگی سنتی بزرگ شدهاند، بیش از هر چیز باید مراقب باشند بذر نفرت و بیمیلی را در دل خود نکارند، در جامعهای که مشکلات بیرونی فراوان است، تنها محبت صادقانه میتواند قلبها را به هم نزدیک کند و از خانواده در برابر طوفانها محافظت نماید، ابراز محبت تنها در دل نگهداشتن کافی نیست، بلکه باید به زبان آورده شود. کلمههای سادهای مانند «دوستت دارم»، «خدا نگهدارت»، «نگرانت بودم» یا «از زحمتی که کشیدی ممنونم» میتواند دنیای زندگی مشترک را دگرگون کند. مرد افغان که اغلب به سختیهای روزگار مشغول است، گاهی فراموش میکند همین جملات کوتاه میتواند برای همسرش ارزشمندتر از هزار هدیه مادی باشد، زن افغان نیز وقتی با لحنی نرم و سخنی دلنشین همسر خود را مخاطب قرار دهد، در واقع دریچهای از آرامش را در خانه میگشاید.
نکته مهم در گفتوگوهای عاطفی آن است که با ادب و نرمی همراه باشد، هیچ چیز همچون لحن خشن و کلمات آمرانه نمیتواند زندگی را تلخ کند، اگر مردی به جای دستور مستقیم، خواهش کند یا با کلمهای چون «لطفاً» و «اگر ممکن است» خواستهاش را بیان کند، دل همسرش را به دست میآورد. همین ظرافتهای کوچک است که روزهای زندگی را شیرین میسازد. در جامعه افغانستان که روابط خانوادگی با احترام و ادب گره خورده، رعایت این اصول بیشتر ضرورت دارد، یکی دیگر از رازهای دوام زندگی مشترک، سخن گفتن از دل است، آنچه از قلب برآید، بر دل مینشیند، وقتی مرد با زبان دل به همسرش بگوید«نگرانت شدم» یا زن با مهربانی اظهار کند «انتظار داشتم زودتر بیایی چون دلم برایت تنگ شده بود» این جملات هرچند ساده، اما اثرگذارتر از هر سرزنش و گلایهای هستند، زن و مرد افغان باید بدانند که بسیاری از اختلافات کوچک تنها با یک جمله صمیمانه حل میشوند و نیازی به کشمکش و جدال ندارند، کوتاهگویی و گزیدهگویی نیز هنری است که زندگی را شیرینتر میکند، پرگویی و تکرار بیهوده نه تنها خستهکننده است، بلکه طرف مقابل را از شنیدن بازمیدارد، بهتر است زن و شوهر بیاموزند سخنان خود را در لحظه مناسب، با کلماتی ساده و روشن بیان کنند، بهویژه در شرایطی که زندگی افغانها با خستگیهای روزانه همراه است، باید بهترین زمان را برای گفتوگو برگزید؛ مثلاً پس از استراحت یا هنگام آرامش، نه در لحظهای که همسر خسته یا دلنگران است.
مهرورزی در زندگی مشترک تنها به زبان و سخن محدود نمیشود، بلکه در عمل نیز باید تجلی پیدا کند. نگاه محبتآمیز، توجه به نیازهای ساده، تقسیم کارهای خانه، قدردانی از زحمات یکدیگر و حتی لبخند ساده هنگام ورود به خانه، همه نشانههای عملی عاطفهاند، مرد افغان که با سختیهای کار روزانه به خانه بازمیگردد، اگر با روی خوش همسرش روبهرو شود، همه خستگیها را فراموش میکند، زن افغان نیز وقتی تلاشهایش برای خانه و فرزندان مورد قدردانی قرار گیرد، انگیزهای تازه برای ادامه زندگی پیدا میکند، نباید فراموش کرد که تفاوتهای فرهنگی و تربیتی نیز گاهی در روابط عاطفی نقش دارند، ممکن است همسری از خانوادهای بیاید که عادت به بیان مستقیم محبت ندارد، یا دیگری به اصطلاحات و کلماتی عادت کرده باشد که برای طرف مقابل خوشایند نباشد، در اینجا درک متقابل و گفتوگوی آرام اهمیت ویژهای دارد، زن و شوهر باید یاد بگیرند حساسیتهای یکدیگر را بشناسند و بدون قضاوت یا رنجش، با احترام آنها را مدیریت کنند، زندگی مشترک میدان آزمون صبر و محبت است، اگر زن و شوهر افغان بیاموزند که چگونه در برابر دشواریها با یکدیگر مدارا کنند و به جای جدال و سرزنش، زبان محبت را به کار گیرند، خانواده نه تنها در برابر مشکلات مقاوم میماند، بلکه به سرچشمه آرامش برای فرزندان نیز بدل میشود، فرزندانی که در محیطی پر از محبت رشد میکنند، آیندهای روشنتر دارند و خود نیز در آینده روابط عاطفی سالمی خواهند ساخت، در نهایت، باید پذیرفت که داد و ستد عاطفی میان زن و شوهر نه یک امر تجملی، بلکه ضرورت زندگی است، آنچه زندگی مشترک را پررونق نگه میدارد، نه خانههای مجلل و داراییهای فراوان، بلکه قلبهایی است که برای هم میتپند و زبانهایی که با محبت سخن میگویند، زن و مرد افغان اگر این حقیقت ساده را درک کنند و هر روز اندکی محبت بر محبتهای گذشته بیفزایند، آنگاه خواهند دید که حتی در میان همه دشواریهای جامعه، خانهشان باغی پر از آرامش و امید خواهد بود.
نویسنده: عبدالحی مهمند

