زلزله در پنتاگون؛ جنون ترامپ، ارتش امریکا را به لبه پرتگاه میبرد

در تاریخ تحولات نظامی و سیاسی ایالات متحده، استعفای مقامات ارشد پدیدهای غیرمعمول نیست، اما آنچه اکنون در کابينه ترامپ تحقق یافته است جهان را در بهت فرو برد، تخلیه کابينه از افرادی که همفکر ترامپ نيستند فراتر از یک جابهجایی اداری یا استعفای پروتکلی بود. تنها یک ساعت پس از خروج رسمی رئیس ستاد مشترک ارتش امریکا از ساختمان پنتاگون، بیانیهای صادر شد که مانند یک بمب، ارکان قدرت در واشینگتن را لرزاند؛ رئیس مستعفی ستاد ارتش در پستی نوشت یک دیوانه، ارتش بزرگ امریکا را به نابودی خواهد کشاند. این جملات تند و بیسابقه از سوی عالیترین مقام نظامی امریکا، نه یک گلایه شخصی، بلکه آژیر خطری است که از وقوع یک بحران ساختاری عمیق در قلب ماشین جنگی ایالات متحده حکایت دارد.
عبور از خط قرمز؛ فراتر از یک استعفا
در عرف نظامی امریکا، وفاداری به ساختار و حفظ خویشتنداری حتی پس از کنارهگیری، یک اصل تخطیناپذیر است. اما وقتی نفر اول ستاد مشترک ارتش، بلافاصله پس از ترک پست خود، با چنین ادبیات صریحی و توهین آمیز هشدار میدهد، نشاندهنده آن است که فشارهای انباشته شده در لایههای پنهان تصمیمگیری به مرز انفجار رسیده است. استفاده از واژه دیوانه برای اشاره به کانون تصمیمگیری سیاسی، نشان میدهد که شکاف میان نظامیان حرفهای و سیاستمداران ماجراجو به مرحلهای غیرقابل بازگشت رسیده است. این اظهارنظر تند، در واقع پردهبرداری از حقیقتی تلخ است، فرماندهان ارشد احساس میکنند ابزار دست سیاستهای جنونآمیزی شدهاند که هیچ تناسبی با واقعیتهای میدانی و منافع ملی ندارد.
بحران ساختاری یا خطای فردی؟
تلاش ماشین رسانهای کاخ سفید برای تقلیل این واقعه به یک واکنش احساسی یا اختلاف سلیقه فردی، تلاشی بیهوده به نظر میرسد. شواهد نشان میدهد که امریکا با یک بحران ساختاری روبرو است، ثبات و انسجام در ساختار نظامی امریکا که همواره به عنوان نقطه اتکای سیاست خارجی این کشور مطرح بود، اکنون با پرسشهای جدی روبروست. وقتی عالیترین مرجع نظامی نسبت به نابودی ارتش هشدار میدهد، یعنی نظام تصمیمسازی در واشینگتن دچار یک بیماری مزمن شده است؛ بیماریای که در آن خرد نظامی قربانی توهمات سیاسی میشود. این هشدار نشان میدهد که ساختار فرماندهی قوای مسلح امریکا قادر به هضم تصمیمات غیرمنطقی نیست و این شکاف میتواند به یک فروپاشی زنجیرهای در سطوح پایینتر فرماندهی منجر شود.
پشتپردههای تاریک؛ چه چیزی رئیس ستاد ارتش را به سیم آخر کشاند؟
سؤال کلیدی که اکنون در افکار عمومی جهانی مطرح شده، این است که چه اتفاقی در راهروهای پنتاگون رخ داده که یک جنرال چهارستاره را به چنین واکنشی واداشته است؟ آيا جنگ ترامپ ناحق است؟ آیا بحث بر سر یک حمله نظامی نسنجیده در خاورمیانه است؟ یا فشارهای ناشی از شکستهای پیدرپی در جبهههای پهپادی و موشکی، توان تحمل را از بدنه حرفهای ارتش امریکا گرفته است؟ ابهام در پشتپرده این استعفا، خود به تنهایی یک فاکتور ناامنکننده است. این فوران فشارهای انباشته، نشاندهنده آن است که مدیریت بحران در امریکا دیگر نه بر اساس استراتژی، بلکه بر اساس واکنشهای لحظهای و جنونآمیز پیش میرود؛ همان چیزی که رئیس مستعفی ستاد ارتش از آن به عنوان مسیر نابودی قوای مسلح امریکا یاد کرده است
پیامدهای جهانی؛ لرزه بر پیکره امنیت بینالملل
ارتش امریکا تنها یک نیروی داخلی نیست؛ این نهاد ستون فقرات ناتو و بسیاری از پیمانهای امنیتی در جهان غرب است. وقتی لیدر این ارتش از نابودی قریبالوقوع آن سخن میگوید، پیامدهای آن فراتر از مرزهای ایالات متحده خواهد بود. متحدان واشینگتن اکنون با این پرسش روبرو هستند که آیا میتوان به ارتشی تکیه کرد که فرمانده ارشدش آن را در آستانه نابودی توسط یک فرد دیوانه میبیند؟ این بیثباتی در ساختار نظامی، به معنای غیرقابل پیشبینی بودن سیاست خارجی امریکا است. جهانی که با یک امریکای مسلح اما بدون فرماندهی خردمند روبروست، جهانی به مراتب ناامنتر از هر زمان دیگر خواهد بود. این شکاف عمیق، سیگنال روشنی به رقبا و دشمنان امریکا میفرستد که ماشین جنگی این کشور از درون دچار فرسودگی و سرگردانی شده است.
سقوط توهم قدرت
سالهاست که هالیوود و رسانههای جریان اصلی، تصویری شکستناپذیر و منسجم از ارتش امریکا ارائه دادهاند. اما واقعیتهای میدان جنگ در ماههای اخیر و حالا این زلزله سیاسی در پنتاگون، آن تصویر فانتزی را در هم شکسته است. هشدار درباره نابودی بزرگترین ارتش جهان، اعترافی رسمی به پایان دوران ابرقدرتی است که بر پایه ارعاب بنا شده بود. وقتی فرماندهان از درون، ناقوس مرگ سازمان خود را به صدا در میآورند، یعنی دیگر هیچ دشمن خارجی به اندازه بیکفایتی داخلی خطرناک نیست. این اظهارات، نقطه پایانی بر ادعای نظم جهانی به رهبری امریکا است
بازی به وقت اضافه رسید
استعفای رئیس ستاد ارتش و افشاگری تند او، نه یک پایان، بلکه آغاز یک فصل جدید از هرجومرج در ساختار قدرت ایالات متحده است. واژههای شکاف، تنش و بحران دیگر برای توصیف وضعیت واشینگتن کافی نیستند؛ ما با یک فروپاشی اخلاقی و حرفهای در سطح کلان روبرو هستیم. هشدار ژنرال مستعفی نشان داد که خطر اصلی برای امنیت جهانی، نه در خارج از مرزهای امریکا، بلکه دقیقاً در اتاقهای دربسته کاخ سفید نهفته است؛ جایی که تصمیمات یک دیوانه میتواند کل جهان را به ورطه نابودی بکشاند.
زمان به سرعت برای ساختار نظامی امریکا در حال سپری شدن است. پرسش نهایی این نیست که چه کسی جایگزین رئیس ستاد میشود، بلکه این است که آیا اصلاً ارتشی باقی خواهد ماند که کسی بخواهد بر آن ریاست کند؟ بازی به وقت اضافه رسیده و به نظر میرسد هشدار این مقام ارشد، آخرین تلاش برای بیدار کردن سیستمی است که در مسیر خودکشی قرار گرفته است.
یادداشت اختصاصی

