عارف رحمانی: جنگ با ایران به باتلاقی تبدیل می‌شود که پایانش در اختیار امریکا نیست

عارف رحمانی، نماینده پیشین پارلمان، با انتشار یادداشتی در صفحه شخصی خود در فیسبوک، هرگونه حمله نظامی احتمالی به تهران را قمار پرهزینه‌ای خواند که به شکست راهبردی امریکا منجر خواهد شد. وی با رد نگاه صرفاً نظامی به مسئله، تأکید کرد که سرنوشت چنین جنگی نه با توانایی شلیک اولین موشک، بلکه با توانایی مهار پیامدهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی آن تعیین می‌شود. رحمانی در این تحلیل، همبستگی دفاعی جامعه ایران، راهبرد فرسایشی تهران، اختلال در اقتصاد جهانی و عدم تقارن انگیزه‌ها را از مهم‌ترین عواملی برشمرد که هرگونه محاسبه درباره پیروزی سریع در جنگ با ایران را بی‌اعتبار می‌سازد.

به گزارش خبرگزاری سریع؛ عارف رحمانی، نماینده پیشین پارلمان، در یادداشتی که در صفحه شخصی فیسبوک خود منتشر کرده، به بررسی پیامدهای راهبردی یک حمله نظامی احتمالی به ایران پرداخته و آن را اقدامی فاجعه‌بار و شکست‌خورده توصیف کرده است.

رحمانی در این یادداشت با انتقاد از نگاه صرفاً نظامی و فنی به مسئله حمله به تهران، تأکید کرده است که سرنوشت یک جنگ نه با توانایی شلیک اولین موشک، بلکه با توانایی مدیریت پیامدهای پس از آن تعیین می‌شود. به نوشته او، پرسش اصلی این نیست که آیا امریکا می‌تواند به تهران ضربه بزند، بلکه این است که آیا قادر خواهد بود زنجیره بحران‌های سیاسی، اقتصادی و منطقه‌ای ناشی از آن را مهار کند؟ تجربه تاریخی به این سوال پاسخ منفی می‌دهد.

این فعال سیاسی با اشاره به ابعاد اجتماعی جنگ، تصریح کرده است: حمله خارجی، حتی اگر دقیق باشد، در ذهن جامعه هدف به‌سادگی به تهاجم ترجمه می‌شود. وی این تصور که فشار بیرونی می‌تواند جامعه ایران را از درون فروبپاشد را بیش از آنکه تحلیلی تاریخی باشد، یک آرزو خوانده و خاطرنشان کرده که در شرایط بحران، همبستگی دفاعی جایگزین شکاف‌های داخلی می‌شود.

رحمانی در تحلیل خود به راهبرد تقارن‌نیافته ایران نیز پرداخته و آن را نقطه قوت تهران در برابر واشنگتن دانسته است. به گفته وی، ایران نیازی به پیروزی کلاسیک ندارد و منطق جنگ آن بر پایه فرسایش دشمن استوار است؛ مجموعه‌ای از ضربات کوچک، ناامنی‌های پراکنده و تهدید مسیرهای انرژی در خلیج فارس می‌تواند حضور امریکا را پرهزینه و دائمی کند. وی تأکید کرده است که در چنین جنگی، مسئله «چه کسی قوی‌تر است» نیست، بلکه «چه کسی بیشتر دوام می‌آورد» اهمیت دارد.

وی در ادامه به پیامدهای اقتصادی چنین درگیری برای شهروندان امریکایی و اروپایی اشاره کرده و نوشته است که اختلال در بازار انرژی و افزایش قیمت سوخت، یک جنگ دوردست را به فشار مستقیم بر زندگی روزمره تبدیل کرده و اعتراضات داخلی را در کشورهای مهاجم برمی‌انگیزد. رحمانی شکست امریکا در عراق و افغانستان را نمونه‌هایی از پیروزی‌های سریع نظامی دانسته که زیر وزن هزینه‌های طولانی سیاسی و اقتصادی فرو ریختند.

نماینده پیشین پارلمان، یکی از مهم‌ترین عوامل شکست امریکا را عدم تقارن انگیزه عنوان کرده است. به نوشته او، در حالی که جنگ برای واشنگتن ابزاری با منطق هزینه-فایده است و با افزایش هزینه‌ها کنار گذاشته می‌شود، در تهران نزاع با امریکا در قالب دفاع از استقلال و حیثیت تعریف شده و با تمرکز تصمیم‌گیری در سطح رهبری، به مسئله‌ای حیاتی و هویتی تبدیل می‌گردد. رحمانی تأکید می‌کند: وقتی یک طرف با منطق هزینه–فایده می‌جنگد و طرف دیگر با منطق هویت و بقا، معمولاً طرف دوم دیرتر خسته می‌شود.

رحمانی در بخش دیگری از یادداشت خود نسبت به فراگیر شدن جنگ هشدار داده و نقش قدرت‌هایی مانند چین و روسیه و همچنین کشانده شدن رژیم اسرائیل به صحنه درگیری را از عواملی دانسته که یک عملیات محدود را به زنجیره‌ای از بحران‌های غیرقابل کنترول تبدیل می‌کند.

وی در پایان نتیجه‌گیری کرده است: حمله به تهران ممکن است از نظر نظامی ممکن باشد، اما از نظر راهبردی خطاست و از نظر اخلاقی قابل دفاع نیست. قدرت واقعی آن است که از چنین تله‌هایی دوری کند… درگیری با تهران نه یک فرصت، بلکه قمار پرهزینه‌ای است که عقلانیت حکم می‌کند اصلاً آغاز نشود.

لینک کوتاه

https://sarie.news/Q753Q
دکمه بازگشت به بالا