محمد داوود افشار: تنش کابل و اسلامآباد بخشی از مهندسی بیثباتی در منطقه است
محمد داوود افشار، تحلیلگر و کارشناس مسائل منطقه، در یادداشتی تحلیلی نوشته است که تنشهای اخیر میان افغانستان و پاکستان، فراتر از یک اختلاف مرزی یا امنیتی بوده و در چارچوب یک مهندسی هدفمند بیثباتی در منطقه قابل ارزیابی است؛ روندی که به گفته او، بیش از همه به زیان ملتهای دو کشور تمام میشود.

به گزارش خبرگزاری سریع؛ محمدداوود افشار، تحلیلگر و کارشناس مسائل منطقه، در یادداشتی تأکید کرده است که تنشهای اخیر میان افغانستان و پاکستان، برخلاف ادعاهای رسمی دو طرف، هیچ سنخیتی با منافع مردم افغانستان و پاکستان ندارد و نهتنها به بهبود وضعیت امنیتی منجر نمیشود، بلکه مشکلات اقتصادی و اجتماعی دو کشور را نیز پیچیدهتر میسازد.
به باور این تحلیلگر، تداوم درگیریها عملاً موجب تشدید بیثباتی در یکی از حساسترین مناطق ژئوپولیتیک جهان میشود؛ منطقهای که همواره محل رقابت قدرتهای بزرگ بوده است.
افشار در این یادداشت، نقش بازیگران خارجی، بهویژه ایالات متحده امریکا و رژیم اسرائیل را در تحولات اخیر برجسته دانسته و نوشته است که تجربه دو دهه گذشته نشان میدهد بیثباتی در افغانستان و پیرامون آن، برای برخی قدرتها نه یک تهدید، بلکه یک ابزار راهبردی بهشمار میرود؛ ابزاری برای مهار چین، کنترول مسیرهای انرژی، جلوگیری از شکلگیری یک بلوک مستقل در آسیای جنوبی و مرکزی و نیز به چالش کشیدن امنیت مرزهای ایران و روسیه.
این کارشناس مسائل منطقه در ادامه، به دو تحول مهم در رویدادهای روز ۸ حوت ۱۴۰۴ اشاره کرده است. به گفته او، دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده امریکا، عملکرد پاکستان در تنش با افغانستان را «عالی» توصیف کرده و از روابط بسیار خوب خود با اسلامآباد سخن گفته است؛ موضعی که به باور افشار، در اوج بحران پیام روشنی درباره جهتگیری واشینگتن دارد و نهتنها به محکومیت حملات پاکستان علیه افغانستان منجر نشده، بلکه میتواند به تداوم این اقدامات دامن بزند.
در مقابل، افشار به بیانیه رسمی وزارت امور خارجه هند اشاره کرده که در آن حملات هوایی پاکستان به افغانستان محکوم شده و اسلامآباد به کشتار غیرنظامیان متهم گردیده است. او نوشته است که این موضعگیری عملاً در راستای افزایش فشار سیاسی بر پاکستان و حمایت غیرمستقیم از طالبان قابل ارزیابی است.
به باور محمدداوود افشار، هرچند این دو موضع در ظاهر متضاد به نظر میرسند، اما در عمل مکمل یکدیگرند. او تأکید کرده است که امریکا و هند، بهعنوان شرکای راهبردی رژیم اسرائیل، هر یک از مسیر متفاوت اما با هدف مشترک، به تداوم تنش در منطقه کمک میکنند و این امر نشاندهنده نوعی تقسیم کار برای بهرهبرداری از بیثباتی در افغانستان و پاکستان است.
افشار در پایان یادداشت خود تأکید کرده است که بحران کنونی افغانستان–پاکستان را نمیتوان صرفاً یک اختلاف مرزی یا امنیتی دانست، بلکه این تنش بخشی از یک پروژه ژئوپولیتیک بزرگتر برای جلوگیری از شکلگیری ثبات پایدار در افغانستان و کشورهای همسایه است. به گفته او، در این میان، بازنده اصلی نه دولتها، بلکه ملتهایی هستند که بار دیگر قربانی رقابتهای قدرتهای فرامنطقهای میشوند.
لینک کوتاه

