پاکستان و بمباران غیرنظامیان به جای اهداف نظامی

شب گذشته، حملات هوایی پاکستان علیه افغانستان بار دیگر توجه ناظران منطقه‌ای را به پیچیدگی‌های معادلات امنیتی میان دو کشور جلب کرده است. پاکستان، در توجیه این حملات، همواره حضور گروه‌های مسلح، به‌ویژه تی تی پی تحریک طالبان پاکستان را دلیل اصلی تداوم حملات هوایی اعلام می‌کند. با این حال، شواهد میدانی و گزارش‌های معتبر نشان می‌دهد که واقعیت عملیات‌های نظامی پاکستان کاملاً با ادعاهای رسمی آن کشور مغایرت دارد و تمرکز حملات بیشتر روی مردم ملکی، خانه‌ها، بازارها و اماکن عام‌المنفعه بوده است تا مراکز نظامی واقعی.

بررسی دقیق حملات هوایی اخیر نشان می‌دهد که هیچ یک از مراکز اصلی نظامی طالبان افغانستان، مانند وزارت دفاع، وزارت داخله و ریاست استخبارات، هدف قرار نگرفته‌اند. این نهادها که در پایتخت کشور، کابل، مستقر هستند، همچنان به فعالیت خود ادامه می‌دهند و در هیچ یک از بمباران‌های اخیر آسیبی ندیده‌اند. در مقابل، مناطقی که خانه‌های شخصی، بازارها و محله‌های فقیرنشین را در بر می‌گیرد، بیشترین آسیب را دیده‌اند. این واقعیت آشکار می‌کند که اهداف واقعی پاکستان در این عملیات‌ها نه مقابله با گروه‌های مسلح، بلکه ایجاد ترس و فشار مستقیم بر مردم ملکی بوده است، تجاوز بر قلمرو یک کشور با هر منطقی مردود و محکوم است و هیچ توجیه ندارد، ولی با آنهم اگر تمام اخلاق و قوانین جنگی را پشت پا می‌گذارد و حمله می‌کند چرا مراکز ملکی را به جای اهداف نظامی هدف می‌گیرند این خود دال بر کینه و دشمنی دیرینه پاکستان با مردم افغانستان است.

یکی از دلایل اصلی این خطای پاکستان، اطلاعات نادرست درباره حضور تی تی پی در افغانستان است. دولت پاکستان تصور می‌کند که مقرهای اصلی تی تی پی در خاک افغانستان واقع شده و با حمله به این مناطق می‌تواند تهدید علیه خود را کاهش دهد. در حالی که بررسی‌های میدانی و گزارش‌های مستقل نشان می‌دهد که تی تی پی عملاً در افغانستان فعالیت نظامی ندارد و تنها بخش محدودی از مردم قبایلی ممکن است به دلایل همفکری یا حمایت اجتماعی با تی تی پی، در معرض فشار و حمله قرار گرفته باشند. به عبارت دیگر، هدفگیری نظامی پاکستان، بیشتر خطا و اشتباه اطلاعاتی است تا اقدام مستقیم علیه گروه‌های مسلح واقعی.

پیامد این بمباران‌ها برای مردم افغانستان بسیار جدی است. علاوه بر از دست رفتن جان و زندگی شهروندان، بازارها و محل کسب و کار آسیب دیده و اقتصاد محلی تحت فشار شدید قرار گرفته است. این اقدامات، به‌ویژه علیه فقرا و خانواده‌های کم‌درآمد، باعث ایجاد ترس و ناامنی گسترده در میان جامعه شده و توان مردم برای ادامه زندگی روزمره را کاهش داده است. این وضعیت نشان می‌دهد که حملات پاکستان بیشتر با هدف تضعیف جامعه ملکی و ایجاد فشار روانی طراحی شده است، نه مقابله با تهدید واقعی امنیتی.

از سوی دیگر، اگر هدف واقعی پاکستان مقابله با طالبان افغانستان بود، استراتژی کاملاً متفاوتی لازم بود. مکان‌های حضور طالبان افغانستان مشخص است و نهادهای نظامی و دفاتر آنها، از جمله مراکز آموزشی، دفاتر اداری و مقرهای نظامی، در نقاط معینی قرار دارند. با وجود این، هیچ یک از این اهداف در بمباران‌های اخیر مورد اصابت قرار نگرفته‌اند. این نشان می‌دهد که پاکستان یا از اطلاعات دقیق برخوردار نیست یا با توجیهاتی پوششی، به دنبال فشار مستقیم بر مردم ملکی بوده است.

مؤلفه دیگر این بحران، پیامدهای سیاسی و اجتماعی است. بمباران مردم ملکی و تخریب زیرساخت‌های عام‌المنفعه مانند شفاخانه‌ها و مکتب‌ها، بدون شک باعث تنش‌های بیشتر میان افغانستان و پاکستان خواهد شد. این اقدامات می‌تواند منجر به افزایش خشم عمومی، کاهش اعتماد به دولت پاکستان و تقویت احساس دشمنی در میان مردم افغانستان شود. چنین فضایی، نه تنها تهدید علیه طالبان افغانستان نیست، بلکه می‌تواند روابط دو کشور را به شدت متشنج و خطرناک کند.

تحلیلگران منطقه‌ای بر این باورند که سیاست پاکستان در حملات اخیر، بیشتر شبیه به ساز دشمنی علیه مردم افغانستان است تا مبارزه واقعی با تهدیدات نظامی. فشار مستقیم بر غیرنظامیان و اماکن عام‌المنفعه، پیامدهای گسترده و منفی خواهد داشت و می‌تواند باعث شود که مردم افغانستان در برابر اعمال پاکستان مقاومت کنند و فضای تنش‌زا در منطقه افزایش یابد. به علاوه، این سیاست، اعتبار پاکستان در سطح بین‌المللی را نیز کاهش داده و انتقادات شدیدی از سوی سازمان‌های حقوق بشری و کشورهای همسایه به همراه خواهد داشت.

با این حال، روشن است که راه حل مشکلات امنیتی پاکستان با طالبان افغانستان از مسیر بمباران مردم ملکی نمی‌گذرد. اگر هدف واقعی مقابله با طالبان است، مکان‌ها و مراکز نظامی آنها کاملاً مشخص هستند و راهبردی دقیق و اطلاعاتی برای هدفگیری مستقیم این مراکز را نیز در اختیار دارند. حمله به خانه‌ها، بازارها و اماکن عام‌المنفعه، نه تنها مشکل پاکستان را حل نمی‌کند، بلکه بحران انسانی و اجتماعی در افغانستان را تشدید می‌کند و پیامدهای طولانی‌مدت سیاسی و امنیتی به دنبال خواهد داشت.

با توجه به این واقعیت‌ها، پاکستان باید رویکرد خود را بازنگری کرده و اقدام نظامی را به عنوان راه حل تنش‌ها نشمارد و مردم ملکی را هدف نگیرند. ادامه سیاست کنونی، علاوه بر ایجاد فشار انسانی و اقتصادی بر مردم افغانستان، می‌تواند باعث افزایش نفرت عمومی، کاهش اعتماد و وخیم‌تر شدن روابط دو کشور شود. تنها راه پایدار برای کاهش تنش‌ها و مقابله با تهدیدات واقعی، احترام به حقوق مردم، گفتگو و مذاکره با جانب افغانستان و یافتن راه حل منطقی برای کاهش تنش‌ها است نه هدف گرفتن افراد ملکی.

لینک کوتاه

https://sarie.news/s910n
دکمه بازگشت به بالا