پایان نظم امریکایی در خاورمیانه؛ ظهور قدرت جدید با نقش محوری ایران

تحولات اخیر در منطقه، بهویژه نشست وزرای خارجه چهار کشور اسلامی عربستان سعودی، ترکیه، مصر و پاکستان در خاک پاکستان، نشانهای از یک چرخش ژئوپلیتیکی مهم و هدفمند در خاورمیانه است. این نشست، صرفاً یک دیدار دیپلماتیک نبود؛ بلکه اعلام آغاز مرحلهای تازه از نظمسازی در منطقهای است که سالها تحت سلطه تصمیمات ایالات متحده امریکا قرار داشت.
در این چارچوب، آنچه بیش از هر چیز برجسته میشود، نقش مستقیم و تعیینکننده ایران در تغییر موازنه قدرت است. برخلاف گذشته که کشورهای منطقه در انتظار تصمیمات واشنگتن مینشستند، اکنون این چهار کشور با در نظر گرفتن واقعیتهای میدانی بهویژه قدرت نظامی و نفوذ منطقهای ایران، در حال بازتعریف موقعیت خود هستند. به بیان روشنتر، این نشست بدون در نظر گرفتن نقش ایران اساساً قابل فهم نیست.
در میدان عمل نیز نشانههای این تغییر آشکار است. ترکیه بهصراحت به اقلیم کردستان عراق هشدار داده است که اگر از خاک عراق اقدامی علیه ایران صورت گیرد، انقره بدون هماهنگی با امریکا وارد عمل خواهد شد. این موضع، نهتنها بیانگر استقلال راهبردی ترکیه است، بلکه نشان میدهد امنیت ایران بهعنوان یک مؤلفه کلیدی در معادلات جدید منطقهای لحاظ شده است.
از سوی دیگر، مصر با اعزام نیرو به صحرای سینا و نزدیک شدن به مرزهای جنوبی اسرائیل، عملاً در حال بازنگری در تعهدات پیشین خود است. این اقدام، در کنار افزایش سطح آمادگی نظامی، اين پیام را دارد که قاهره دیگر صرفاً در چارچوب ترتیبات مورد نظر امریکا عمل نمیکند، بلکه تحولات را با در نظر گرفتن توازن جدیدی که ایران در حال خلق آن است، مدیریت میکند.
همزمان، امضای معاهده دفاع متقابل میان پاکستان و عربستان سعودی بدون اطلاع یا دخالت ایالات متحده امریکا نشاندهنده شکلگیری یک سازوکار امنیتی مستقل است. این توافق، بهویژه در برابر تهدیدات ناشی از اسرائیل، بیانگر آن است که این کشورها در حال ایجاد موازنهای جدید هستند؛ موازنهای که در آن، قدرت ایران بهعنوان یک عامل تعیینکننده در نظر گرفته شده است.
این چهار کشور اکنون خود را موظف میدانند تا امنیت منطقه را تأمین کنند، اما نه بهعنوان میانجیهای بیطرف، بلکه بهعنوان بازیگرانی که قصد دارند چارچوب مذاکرات میان ایران و ایالات متحده امریکا را تعیین کنند. این تغییر نقش، بهمعنای انتقال مرکز ثقل تصمیمگیری از واشینگتن به پایتختهای منطقهای است؛ پایتختهایی که اکنون بیش از هر زمان دیگری تحت تأثیر واقعیتهای قدرت نظامی و راهبردی شکلگرفته توسط ایران هستند.
در این میان، جایگاه دونالد ترامپ نیز دستخوش تغییر شده است. اگر در گذشته، رئیسجمهور امریکا تعیینکننده اصلی مسیر مذاکرات و تحولات منطقه بود، اکنون به نظر میرسد در بهترین و خوشبينانه ترين حالت، یکی از طرفهای حاضر در میز مذاکره است؛ نه بیشتر. این تغییر، بازتابی از کاهش نفوذ امریکا و افزایش وزن ایران در معادلات منطقهای است.
در سطح کلانتر، نمیتوان نقش چین و روسیه را نادیده گرفت. این دو قدرت، هرچند بهصورت مستقیم در این چارچوب حضور ندارند، اما با حمایتهای سیاسی و راهبردی از ایران، به تقویت این تغییر موازنه کمک کردهاند. در واقع، حضور غیرمستقیم آنها، پشتوانهای برای تثبیت نقش ایران در نظم جدید منطقهای محسوب میشود.
اما شاید مهمترین پیام این تحولات، مربوط به رژیم اسرائیل باشد. رژیمی که سالها با اتکا به حمایت امریکا ، در ايجاد شقاق و نفاق منطقهای داشت، اکنون با کاهش شدید نفوذ مواجه شده است.
شکلگیری چنین ائتلافهایی، عملاً فضای مانور رژیم اسرائیل را محدود کرده و آن را از بسیاری از فرآیندهای تصمیمگیری کنار گذاشته است.
در چنین شرایطی، احتمال افزایش اقدامات تهاجمی از سوی اسرائیل وجود دارد؛ اقداماتی که ممکن است با هدف برهم زدن روندهای موجود و بازگرداندن نقش خود به صحنه صورت گیرد. با این حال، حتی این اقدامات نیز نمیتواند واقعیت جدید را تغییر دهد، منطقه در حال حرکت بهسمتی است که در آن، ایران یکی از محورهای اصلی و تعیینکننده است.
آنچه امروز در حال وقوع است، بازنویسی تعریف خاورمیانه با محوریت نقش ایران است. عربستان سعودی، ترکیه، مصر و پاکستان، هر یک با درک این واقعیت، در تلاشاند تا جایگاه خود را در نظم جدید تثبیت کنند و از گسترش نامحدود نفوذ ایران جلوگیری نمایند. این کشورها، در عین همکاری، در حال رقابت برای سهم بیشتر از آیندهای هستند که پس از پایان جنگ شکل خواهد گرفت.
اگر این روند ادامه یابد، خاورمیانه وارد مرحلهای خواهد شد که در آن، امریکا دیگر نقش تعیینکننده نخواهد داشت و ایران، بهعنوان یکی از اصلیترین مراکز قدرت، مسیر تحولات را شکل خواهد داد. این همان نقطهای است که میتوان آن را آغاز یک تغییر بزرگ و اساسی در تاریخ منطقه دانست.
نویسنده: محمد امان فلاح

