پیامدهای تهدیدات نظامی ترامپ علیه ایران؛ از نقض حقوق بین‌الملل تا بی‌ثباتی منطقه‌ای

سید باقرشاه احمدی، کارشناس امور بین‌الملل، در مصاحبه اختصاصی با خبرگزاری سریع، تهدیدات نظامی اخیر دونالد ترامپ علیه ایران را نه یک اظهارات تبلیغاتی، بلکه بخشی از یک راهبرد کلان امپراتوری‌محور دانست که با هدف فاصله‌گیری آگاهانه از نظم حقوقی بین‌المللی صورت می‌گیرد. وی به تشریح پیامدهای حقوقی این تهدیدات برای نظام بین‌الملل و تأثیرات آن بر بی‌ثباتی منطقه، به‌ویژه در افغانستان پرداخت. این تحلیلگر در پایان، راه‌برد پیشنهادی ایران برای افزایش هزینه اقدامات امریکا را مبتنی بر دیپلماسی فعال حقوقی و تقویت ائتلاف‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای عنوان کرد.

در پی اظهارات اخیر دونالد ترامپ مبنی بر تهدید نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران، سید باقرشاه احمدی، کارشناس امور بین‌الملل ابعاد مختلف این مواضع را به شرح زیر واکاوی کرده است:

این کارشناس ابتدا به چارچوب کلی این تهدیدات پرداخت و گفت:

تهدیدات اخیر ترامپ را نمی‌توان صرفاً در چهارچوب ادبیات تبلیغاتی یا فشار سیاسی مقطعی تحلیل کرد. این مواضع، بخشی از یک راهبرد کلان است که من آن را سیاست امریکای اول و فاصله‌گیری آگاهانه از سازوکارهای حقوقی و نظم نهادی بین‌المللی می‌دانم. سابقه تقابل ترامپ با نهادهای چندجانبه، از سازمان ملل تا حقوق بین‌الملل عرفی، در پرونده‌هایی مانند ونزوئلا، ادعای مالکیت بر گرینلند و تهدید به الحاق کانادا پیش‌تر آشکار شده و اکنون با تهدید مستقیم ایران تداوم یافته است.

وی در پاسخ به این سؤال که آیا این تهدیدات نقض منشور ملل متحد محسوب می‌شود، اظهار داشت:

بدون تردید. بر اساس ماده ۲ (بند ۴) منشور، تهدید یا توسل به زور علیه تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی هر کشوری ممنوع است. بنابراین، تهدید نظامی علنی علیه ایران، بدون مجوز شورای امنیت و خارج از چارچوب دفاع مشروع، نقض آشکار اصول بنیادین منشور است. پیامد این اقدام، تضعیف نظام بازدارندگی حقوق بین‌الملل و نهادینه‌کردن قدرت‌محوری به جای قانون‌محوری در عرصه جهانی است. امریکا در دوره ترامپ نشان داده که حقوق بین‌الملل را به ابزاری گزینشی تبدیل کرده و پایبندی عملی به قواعد بازدارنده سازمان ملل ندارد.

آقای احمدی در مورد تأثیر تشدید تنش‌ها بر ثبات منطقه، به‌ویژه افغانستان، هشدار داد:

تشدید تقابل امریکا و ایران، پیامدهای آنی و عمیقی برای کل منطقه، به‌خصوص افغانستان خواهد داشت. افغانستان به عنوان یک گره ژئوپلیتیک حساس، مستقیم از افزایش ناامنی، بی‌ثباتی اقتصادی، تشدید رقابت‌های نیابتی و اختلال در کریدورهای ترانزیتی متأثر خواهد شد. در سطح کلان، چنین تنشی تمام خاورمیانه و جنوب آسیا را به ورطه بی‌ثباتی می‌کشاند، زیرا استراتژی هژمونیک امریکا در این منطقه، متکی بر تداوم بحران و کنترل منابع استراتژیک تعریف شده است.

کارشناس ما دلیل بازگشت امریکا به زبان تهدید را این‌گونه تحلیل کرد:

علت را باید در تحولات ساختاری نظم جهانی جست. جهان در حال گذار از نظم تک‌قطبی به فضای پساچندقطبی و حتی بازگشت به الگوهای امپراتوری‌محور است. ترامپ در این چارچوب تلاش دارد تا امریکا را نه به عنوان یک بازیگر حقوق‌بنیان، بلکه به مثابه یک امپراتوری مسلط بازتعریف کند؛ اصطلاحی که خودش نیز بارها به کار برده است. شکست سیاست فشار حداکثری در مهار ایران، واشنگتن را به سمت تشدید تهدیدات نظامی سوق داده تا از طریق ارعاب، خلأ راهبردی خود را جبران کند.

در پایان، تحلیلگر راه‌برد مقابله‌ای ایران را این‌گونه ترسیم کرد:

ایران با تجربه تلخ گذشته (اشاره به حمله نظامی به خاک کشور در حین مذاکره) دیگر به مذاکره یک‌جانبه امیدی ندارد. راهبرد جدید باید مبتنی بر ترکیب دو بخش باشد: نخست، دیپلماسی فعال حقوقی از طریق مستندسازی تهدیدات و استفاده از تمامی سازوکارهای بین‌المللی؛ و دوم، تقویت ائتلاف‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای. فعال‌سازی دیپلماسی با قدرت‌هایی مانند چین و روسیه، هماهنگی با کشورهای منطقه و همکاری با محورهای مقاومت، می‌تواند هزینه سیاسی و حقوقی اقدامات امریکا را به شکل چشمگیری افزایش دهد. این یک رویکرد تقابلی ـ بازدارنده در پاسخ مستقیم به خروج امریکا از چارچوب‌های حقوق بین‌المللی است.

پایان.

لینک کوتاه

https://sarie.news/s729n
دکمه بازگشت به بالا