پیلوت‌ امریکایی، قربانی جنون بی‌قانونی ترامپ

واژه جنگ برای دونالد ترامپ فراتر از یک توصیف نظامی، یک خط قرمز حقوقی است. در طول این سی و چند روز نبرد خونین، او با دقتی بی‌نظیر و وسواس‌گونه از به کار بردن این واژه خودداری کرده است. این پرهیز عامدانه، نه از روی صلح‌طلبی، بلکه یک شامورتی‌بازی دیپلماتیک برای فرار از چنگال قوانین بین‌المللی است.

ترامپ می‌داند که اعلام رسمی حالت جنگ، او را در چارچوب کنوانسیون‌های ژنو و پروتکل‌های لاهه محصور می‌کند. او برای اینکه دستش در ارتکاب هرگونه جنایت جنگی باز باشد و بتواند زیرساخت‌های مدنی، شفاخانه‌ها، مکتب‌ها و دانشگاه‌های ایران را بدون ترس از تعقیب قانونی در دادگاه‌های بین‌المللی هدف قرار دهد، این درگیری را جنگ نمی‌نامد.

او به دنبال آزادی عمل حداکثری در میدان نبرد است تا با دور زدن اصول انسانی، وحشی‌گری خود را توجیه کند؛ اما همین حیله حقوقی، اکنون مانند بومرنگی به سمت پیلوت‌ها خودش بازگشته است.

با سرنگونی پیشرفته‌ترین جنگنده امریکایی و سقوط آن در خاک ایران، وضعیت پیلوت‌ یا پیلوت‌ها این پرنده در هاله‌ای از ابهام و خطر قرار گرفته است. اما خطر اصلی برای این پیلوت‌ها نه فقط از جانب پدافند ایران، بلکه ریشه در همان بازی حقوقی ترامپ دارد. وقتی کاخ سفید این نبرد را جنگ نمی‌نامد، پس طبق منطق خودشان، نیروهای ساقط شده نیز اسیر جنگی محسوب نمی‌شوند.

این یعنی حقوق بین‌المللی اسرای جنگی که مصونیت‌هایی را برای سربازان فراهم می‌کند، شامل حال این پیلوت‌ها نخواهد شد. در چنین شرایطی، ایران هیچ الزامی به رعایت پروتکل‌های معمول اسرا ندارد. پیلوت‌ها امریکایی اکنون در موقعیتی هستند که می‌توان آن‌ها را برای تخلیه اطلاعاتی تحت شدیدترین فشارها و شکنجه‌ها قرار داد تا هر آنچه در حافظه دارند و هر رازی که از سیستم‌های پیچیده F-35 یا F-15 در سینه پنهان کرده‌اند، بیرون کشیده شود.

در این معادله هولناک، مرده و زنده این پیلوت‌ها برای دو طرف ارزش متفاوتی دارد. برای ایران، این پیلوت‌ها باید زنده دستگیر شوند؛ چرا که آن‌ها جعبه سیاه متحرک ارتش امریکا هستند. اما برای ایالات متحده، واقعیت تلخ و گزنده‌ای وجود دارد: امریکا این پیلوت‌ها را مرده لازم دارد! جان این افراد برای فرماندهان پنتاگون پشیزی ارزش ندارد؛ آنچه برای آن‌ها حیاتی است، جلوگیری از نشت اطلاعاتی است که می‌تواند کل زیربنای عملیاتی امریکا در خاورمیانه را متزلزل کند.

اطلاعاتی که این پیلوت‌ها از سیستم‌های رمزنگاری، کدهای راداری و لایه‌های پنهان جنگ الکترونیک دارند، به قدری باارزش است که لو رفتن آن‌ها تمام سیستم جنگی امریکا را با بحرانی بی‌سابقه روبرو خواهد کرد. شاهد این ادعا، نوع پوشش هوایی و عملیات جست‌وجویی است که امریکا بر فراز ایران به راه انداخته است.

حضور هواپیماهای C-130 که در دو طرف خود به تیربارهای گاتلینگ (Gatling gun) مجهز هستند، پیامی واضح دارد. این هواپیماها با آن حجم آتش ویران‌کننده و پرحجم، برای یک عملیات نجات طراحی نشده‌اند؛ آن‌ها برای شکار آمده‌اند. هدف این است که به محض ردیابی پیلوت‌، منطقه را به توبره بکشند تا مطمئن شوند هیچ موجود زنده‌ای، اعم از پیلوت‌ خودی یا نیروی ایرانی، باقی نمانده است. امریکا ترجیح می‌دهد پیلوت‌ش در آتش گاتلینگ‌های خودی جزغاله شود تا اینکه زنده به دست نیروهای اطلاعاتی ایران بیفتد.

اعزام این هواپیماهای سنگین و کندرو در ارتفاع پائین به منطقه‌ای که پیشرفته‌ترین جنگنده‌های F-15 در آن سرنگون شده‌اند، عملاً یک مأموریت انتحاری است. پدافند ضد هوایی ایران که دقیقاً برای درگیری با اهداف در ارتفاع پایین و با حجم آتش بالا طراحی و ساخته شده، در کمین این غول‌های آهنی است. خطر برای این هواپیماها قطعی است، اما ترامپ حاضر است این ریسک را بپذیرد تا مانع لو رفتن اسراری شود که ستون فقرات ارتش امریکا در منطقه را تشکیل می‌دهند.

این پیلوت‌ها اکنون در میان دو لبه قیچی گیر کرده‌اند؛ از یک سو ایرانی که آن‌ها را برای تخلیه اطلاعاتی زنده می‌خواهد و از سوی دیگر، امریکا که برای حفظ منافع و کتمان جنایاتش، مرگ آن‌ها را به زندگی‌شان ترجیح می‌دهد. این است حقیقت عریان سیاست ترامپ؛ جایی که جان سرباز، وجه‌المصالحه فرار از قانون و حفظ بقایای یک قدرت پوشالی می‌شود.

نویسنده: محمد امان فلاح

لینک کوتاه

https://sarie.news/s941n
دکمه بازگشت به بالا