چهرهای پنهان تمدن غرب از جزیرههای بسته تا میدان جنگ

پرونده فساد اخلاقی تحت نام جفری اپستین میلیونر یهودی امریکایی یکی از پروندههای فساد اخلاقی و جرایم جنسی است که این روزها به موضوع داغ رسانهها تبدیل شده است، با وجودی که اپستین چند سال قبل به دلایل مرموزی در زندان جان باخت؛ اما بک گراند و زمینهای که او برای سو استفاده جنسی و رذایل اخلاقی از خود بجا گذاشت پرده از وضعیت کودکان و حقوق آنان در دنیای غرب برداشت، او یکی از چهرههای جنجالی دنیای غرب است که در زمان حیات اش توانست در لایههای قدرت نفوذ کرده و با برقراری ارتباطات وسیع با سیاسیون غربی –امریکایی واقعیتهای پشت پرده مدنیت و اخلاق غربی را برای همه عریان سازد.
جفری اپستین با آن جزیرهای عیاشی و فساد اخلاقی اش پرده از ادعاهایی برداشت که ساختار قدرتهای غربی تا کنون پشت نقاب حقوق بشر و حقوق زنان پنهان شده بودند و برای جهان نسخه رعایت حقوق بشرُ حقوق کودک و حقوق زنان میپیچید. واقعیتهای تکان دهنده جزیره اپستین به تمام جهان ثابت کرد که ساختار قدرت در غرب در نهایت فساد اخلاقی و زوال انسانیت غرق است؛ ولی بسیار بی شرمانه برای سایر کشورها نسخهای اخلاقی مینویسند، این پرونده ثابت کرد که برای قدرتمندان غربی، بشریت، زنان و اطفال کمترین جایگاهی ندارند و در صورت لزوم آنان را جهت ارضای امیال نفسانی و شیطانی شان استفاده خواهند کرد، زنان و کودکان در ساختار قدرت غرب اینگونه مورد سو استفاده و آزار جنسی قرار میگیرند و هیچ کسی جرات ندارد این پرونده را محکوم و از آن بیزاری جویند، بلکه سو استفاده را در نقابهای مختلف پوشش میدهند و رنگ و بوی آزادی و رضایت بدان میبخشند.
این پرونده ثابت ساخت که ساختار قدرت غرب بیش از آنچه در تصور میگنجد در بربریت و توحش به سر میبرد، جان زنان و کودکان چه در غرب و چه در جهان اسلام برای شان اندک اهمیتی ندارد، در غرب همچون جزیرهای اپستین با این شدت توحش و بربریت مورد سو استفاده قرار میگیرند و در جهان اسلام نیز با بمبهای خوشهای و انواع تسلیحات مدرن، زنان و کودکان را بمباران میکنند، نمونههای این توحش را طی دو سال اخیر در غزه شاهد بودیم که چگونه حدود هشتار هزار زن و کودک فلسطینی زیر خمپارههای رژیم اسراییل و حامیان غربی اش پرپر شدند و از ساختار قدرت صدایی بر نیامد، سازمان آنروا بمباران شد؛ اما قدرتمندان غربی وقیحانه به تماشا نشستند، نیروهای حافظ صلح سازمان ملل متحد هدف حمله مستقیم قرار گرفت؛ اما هیچ قدرت غربی آن را محکوم نکردند و هزاران جنایت دیگر که از سوی رژیم اسراییل انجام یافت ولی صدایی از ساختار قدرت غرب در نیامد، در افغانستان به مدت دو دهه زنان و کودکان هدف بمباران هوایی و حملات زمینی قرار گرفته و جان باختند؛ اما این کشتار فجیع و بیرحمانه را تحت پوشش مبارزه با تروریزم توجیه کردند، در حالیکه تروریزم دولتی امریکا و رژیم اسراییل در نقاط مختلف جهان خون مینوشند و هیچکسی نیست که از آنان درا ین زمینه چیزی بپرسد، ساختار قدرتهای غربی برای نقاط مختلف جهان نسخه حقوق بشر مینویسند در حالیکه هزاران جنایات دیگر را همچون پرونده اپستین در پشت پرده دارند، آیا اینگونه میشود جهان امن و پر از عدل و داد را شاهد بود؟
رونما شدن این رسواییها نشان میدهد که در پشت ساختار قدرت غرب یک مشت انسانهای شهوتران با مفکوره واهی و پوچ نشسته اند و از انسانهای کره زمین به خصوص کشورهای اسلامی سو استفاده میکنند، غرب و امریکا نه تاریخ فاخر و تمدن شکوفا دارند و نه بعد معنوی و اخلاقی دارند که بتوان آن را به عنوان زمینه نیک آنها در فرایند تاریخی شان بر شمرد، امریکا کشوری است که همین چند دهه قبل توسط انگلیس کشف شد ومهاجرانی از سرزمینهای مختلف دنیا به آن مسکن گزیدند و به دلیل موقعیت جغرافیایی مناسب، از ثبات و امنیت نسبی برخوردار اند و در پی همین امنیت و ثبات، توانستند در عرصه صنعت و تکنولوژی پیشرفتهایی داشته باشند، اما کشورهای اسلامی به دلیل موقعیت جغرافیایی احاطه شده، درگیر جنگ و بی ثباتی شدند و این باعث گردید که از رشد و ترقی لازم بهرهمند نگردند، با این حال مفاخری که کشورهای اسلامی به خصوص افغانستان دارد دنیای غرب هرگز چنین پیشینهای نیک با تاریخ و فرهنگ پربار را بهره مند نبوده اند، افغانستان با تاریخ پنجهزار ساله یکی از کشورهایی است که امپراتوران بزرگ و چهرههای علمی و تمدنی بزرگی را در خود پرورانده است، امپرتوارانی همچون سلطان محمود غزنوی و ضحاک مار به دوش که اسم هر کدام همچون افسانه در تاریخ درج است اشخاصی بودند که قلمرو وسیع را در اختیار داشتند، چهرههای بزرگی همچون مولانا جلال الدین بلخی، ثنایی غزنوی، بیدل دهلوی، ابوعلی سینا و دهها شخصیت حکیم و عارف دیگری که به درازای تاریخ جهان اسامی شان به عنوان پر افتخارترین شخصیتهای جهانی باقیست در این سرزمین متولد شده و هرکدام آثار علمی گرانبهایی برای جامعه بشریت بجا گذاشتند.
از سوی دیکر تجاوز قدرتهای غربی در مقاطع مختلف در این سرزمین به شکست انجامیده است و مردم متمدن افغانستان با فرهنگ و شکوه تاریخی که از آن بهرهمند هستند موفق گردید درس عبرت خوبی به متجاوزین بدهند، لذا دنیای غرب نه از منظر مظاهر تمدنی و فرهنگی به مردم افغانستان میرسند و نه از لحاظ اخلاق و معنویت دینی، بلکه یک مشت انسانهای هوسران و جاه طلب دور هم جمع شده اند که تمام پدیدههای زندگی را از عینک مادیات و شهوات مینگرند و برای رسیدن به آن حاضر اند جان هزاران انسان بی گناه را در ابعاد مختلف قربانی کنند تا امیال نفسانی شان اشباع گردد، لذا مطابق به آیات و روایات و سیره بزرگان دین، مبارزه و ایستادگی در مقابل چنین توحشی که با کسوت انسانیت در حال وقوع است باید ایستادگی کرد و نگذاشت که یک مشت انسانهای پلشت و بدنام شکوه و عظمت تاریخی و تمدنی اسلام و افغانستان را لگدمال نمایند و این بر تک تک افغانها از الزامات اخلاقی و دینی به حساب میآید.
یادداشت اختصاصی

