اتاق فکر یکپارچه؛ راهکار عبور از تشتت آرا و پراکندگی نهادهای مذهبی تشیع

فرارسیدن سالروز تشکیل شورای علمای شیعه افغانستان، در شرایطی گرامی داشته میشود که جامعه تشیع این جغرافیا، ملتهبترین و پیچیدهترین برهه تاریخی خود را در چرخدندههای حاکمیت جدید تجربه میکند. این نهاد که در طول سالیان متمادی به عنوان کانون اصلی مطالبات حقوقی، مذهبی و سیاسی شیعیان افغانستان عمل کرده است، امروز زیر سایه سنگین محدودیتها و نظارت جدی حکومتی با چالشهای وجودی بیسابقهای دستوپنجه نرم میکند. حذف فقه جعفری از نظام قضایی و تحصیلات عالی، محدودیتهای ساختاری بر احوال شخصیه، و افزون بر آن تهدیدهای مداوم امنیتی از سوی گروههای افراطی نظیر داعش، ضرورت بازتعریف کارکرد این شورا را دوچندان ساخته است. در این میان، سکتور رسانه دیگر نه یک ابزار تشریفاتی، بلکه به عنوان یگانه خط دفاعی و پلتفرم استراتژیک برای بقای هویت، حقوق و امنیت شیعیان افغانستان پدیدار شده است. تبیین عملکرد این نهاد و ترسیم راهکارهای مناسب با اوضاع کنونی برای حمایت از جامعه تشیع، فراتر از یک کنش مذهبی، یک ضرورت حقوقبشری و استراتژیک برای حفظ تکثر فرهنگی این سرزمین است.
تحلیل وضعیت کنونی نشان میدهد که نخستین راهکار عملیاتی در مهندسی رسانهای، جایگزینی کلانروایتهای حذفی با استراتژی «روایتگری غنی تاریخی» است. در فضای کنونی، رویکرد رسانهای کارآمد بر تولید مستندات متقن و بازخوانی متون مدنی استوار است تا نقش تاریخی، علمی و فقهی شیعیان در ثبات و تکثر فرهنگی افغانستان برجسته گردد. این بازتولید هویت، جامعه داخلی و بدنه حاکمیت را نسبت به جایگاه اصیل و لغزشناپذیر تشیع آگاه میسازد و مانع از بومیزدایی مذهبی از سوی جریانهای افراطی میشود. پادزهر انحصارگرایی کنونی، تزریق مداوم این روایتهای هویتساز به شریانهای اطلاعاتی کشور است.
دومین راهکار ساختاری برای حل بحران تشتت، تاسیس «اتاق فکر رسانهای یکپارچه» میان شوراهای علما، مدارس دینی و نهادهای مدنی شیعه است. پراکندگی در اتخاذ مواضع، همواره پاشنه آشیل نهادهای شیعی در برابر فرامین حاکمیت بوده است. ایجاد این همگرایی رسانهای، بستر هماهنگی پیامها را فراهم آورده و از موازیکاری یا اتخاذ مواضع متناقض جلوگیری میکند. این انسجام ساختاری به شورای علما اجازه میدهد تا با لحنی واحد، صریح و متکی بر مصلحت عمومی، مطالبات خود را فراروی افکار عمومی و دستگاه حاکمه قرار دهد و ضریب نفوذ کلام خود را در مذاکرات سیاسی به شدت ارتقا بخشد.
از سوی دیگر، راهکار «حقوقیسازی گزارشهای خبری» به عنوان ستون فقرات دیپلماسی رسانهای تشیع عمل میکند. رسانهها فراتر از پوششهای خبری گذرا، باید به تدوین گزارشهای تفصیلی و تحلیلی از محدودیتها، محرومیتهای آموزشی، تبعیضهای اداری و حملات تروریستی هدفمند بپردازند تا کارکرد ثبت تاریخ و ایجاد پشتوانه حقوقی در مجامع بینالمللی را داشته باشد. در همین پیوند، راه حل فوری، تشکیل تیمهای رسانهای متخصص و مسلط به زبانهای بینالمللی است که بتوانند صدای جامعه تشیع افغانستان را در نشستهای بزرگ جهانی و دالانهای دیپلماسی بازتاب دهند و بایکوت خبری اعمالشده از سوی حاکمیت را درهم بشکنند.
همزمان با این اقدامات، راهکار ایجاد «گفتمان فقهی فراملی» از طریق برگزاری نشستهای رسانهای مشترک با علمای شیعه منطقه و جهان اسلام، مشروعیت مذهبی و همبستگی بینالمللی شورای علما را تقویت میکند. این پیوندهای اکادمیک ثابت میکند که شیعیان افغانستان یک جزیره رهاشده نیستند، بلکه بخشی از بدنه پویای جهان اسلام به شمار میروند که هرگونه تعرض به حقوق آنان، واکنش وجدانهای بیدار امت اسلامی را در پی خواهد داشت. تریبونهای مشترک با علمای اهل سنت نواندیش نیز به عنوان راه حلی ملموس، میتواند به بازتولید برادری اسلامی و کاهش پتانسیل افراطگرایی مذهبی در داخل کشور ممد واقع شود.
۰مدیریت کمپینهای جهانی و هماهنگ در شبکههای اجتماعی نظیر ایکس، فیسبوک و اینستاگرام، ابزار مدرنی است که افکار عمومی دنیا را نسبت به مخاطرات زیست مذهبی در افغانستان حساس نگه میدارد. سیاست رسانهای شیعیان در اتمسفر کنونی، ترکیبی عقلانی از تعامل هوشمندانه در داخل و بازدارندگی رسانهای در خارج است. مقاومت رسانهای به معنی تقابل کورکورانه نیست، بلکه به معنای بیدار نگه داشتن وجدان جامعه جهانی، تثبیت حقوق مذهبی و واداشتن حاکمیت به پذیرش واقعیتِ تکثرگرایی در افغانستان است. تاریخ گواهی خواهد داد که اراده یک ملت برای حفظ هویت خود، سرانجام خطوط بطلان را بر انحصارگرایی و استبداد فکری تحمیل خواهد کرد.

