از میدان نظامی تا بنبست دریایی؛ استیصال ترامپ در برابر اراده محور مقاومت

در حالی که تنشهای نظامی میان محور مقاومت و جبهه مشترک امریکا و اسرائیل به مراحل حساسی رسیده است، اتخاذ راهبردی جدید از سوی دونالد ترامپ تحت عنوان محاصره تنگه هرمز، نه تنها یک خطای محاسباتی، بلکه قمار خطرناکی است که میتواند تیر خلاص را بر پیکره لرزان حقوق بینالملل و ثبات جهانی شلیک کند. با آغاز درگیریهای نظامی، بسیاری از تحلیلگران غربی انتظار داشتند که ایران با یک اقدام واکنشی، مسیر ترانزیت انرژی در تنگه هرمز را مسدود کند؛ اما کمتر کسی در مخیلهاش میگنجید که در کمتر از دو ماه، شخص ترامپ با رویکردی که بیشتر به رفتارهای بدماشهای سیاسی شباهت دارد، دست به محاصرهای بزند که مسیر ترافیک دریایی به بنادر و مناطق ساحلی ایران را مستقیماً هدف قرار دهد.
این اقدام نشاندهنده استیصال دولتی است که در میدان نظامی به اهداف خود نرسیده و اکنون میکوشد با نقض آشکار قوانین دریانوردی، خلأ شکستهای میدانی خود و نتانیاهو را جبران کند.
ترامپ با این تصور واهی دست به محاصره دریایی زده است که فشار اقتصادی ناشی از محدود کردن عبور و مرور دریایی، ایران را به عقبنشینی و بازگشایی کامل و بیقید و شرط تنگه هرمز تحت نظارت امریکا وادار خواهد کرد. او گمان میکند این محاصره دریایی میتواند به نتایجی دست یابد که در پی جنگ نتوانسته است به آنها برسد. اما این رویکرد پیش از آنکه ایران را تحت فشار بگذارد، بحران انرژی جهانی را به نقطهای بیبازگشت رسانده و خطر آغاز یک درگیری تمامعیار و ویرانگر را دوچندان کرده است.
ترامپ در این مسیر، آگاهانه یا از روی جهل سیاسی، امنیت انرژی جهان را به گروگان گرفته تا از فروپاشی اعتبار رژیم صهیونیستی جلوگیری کند. این رفتار، فراتر از یک سیاست خارجی، یک انتحار ژئوپلیتیک است که تمام قواعد بازی بینالمللی را به بازیچه گرفته است.
نکتهای که در محاسبات ترامپ و اتاق فکرهای صهیونیستی واشینگتن نادیده گرفته شده، واقعیتهای جغرافیایی و اقتصادی منطقه است. در این تقابل، بیشترین ضرر متوجه کشورهای غربی و اقتصادهای وابسته به نفت ارزان خواهد بود. ایران به دلیل برخورداری به مسیرهای ترانزیتی خشکه و همسایگان متعدد و مسیرهای زمینی فراوان و استراتژیک، از قابلیت تابآوری بالایی برخوردار است.
اقدامات محدودکننده در حوزه دریا نمیتواند کشور با پهنه سرزمینی ایران را که به شبکه وسیعی از کریدورهای زمینی متصل است، تحت تأثیر حیاتی قرار دهد. تاریخ نشان داده است که فشارهای دریایی تنها باعث میشود محور مقاومت مسیرهای جایگزین خود را با سرعت و دقت بیشتری تقویت کند. از سوی دیگر، کشورهای حوزه خلیج فارس که متحدان سنتی امریکا در منطقه محسوب میشوند، در این قمار ترامپ بیشترین آسیب را خواهند دید. این کشورها به دلیل وابستگی مطلق به مسیرهای آبی و عدم دسترسی به مسیرهای جایگزین خشکه، خود را در بنبستی میبینند که نتیجه مستقیم سیاستهای بیملاحظه کاخ سفید است.
این محاصره عملاً به معنای اعلام جنگ علیه اقتصاد جهانی است. اقدام ترامپ میتواند بازار جهانی نفت را به سوی رشد بیسابقهای سوق دهد که پیامد مستقیم آن تورم لجامگسیخته در اروپا و خود امریکا خواهد بود. در حالی که مردم امریکا در زیر بار فشارهای اقتصادی و شکاف طبقاتی در حال خرد شدن هستند، دولت شان با ایجاد بحران در تنگه هرمز، هزینههای زندگی را برای شهروندان خود به نفع اهداف اسرائیل افزایش میدهد. این تضاد آشکار میان منافع ملی امریکا و خوشخدمتی به رژیم صهیونیستی، همان جرقهای است که انقلاب درونی امریکا را تسریع میکند. ترامپ با این قمار، در واقع به جای بستن راههای تنفس ایران، طنابِ دارِ اقتصادی را بر گردن غرب و متحدان منطقهای خود محکمتر کرده است.
علاوه بر پیامدهای اقتصادی، این حرکت منجر به تضعیف کامل حقوق بینالملل و معاهدات دریایی شده است. وقتی بزرگترین قدرت مدعی دموکراسی، خود به دزد دریایی و محاصرهگر مسیرهای آزاد تبدیل میشود، دیگر هیچ اعتباری برای سازمانهای بینالمللی باقی نمیماند. این رفتار نشاندهنده آن است که سیستم سیاسی امریکا به طور کامل توسط لابیهای صهیونیستی اشغال شده و دیگر حتی ظاهر قانونی خود را نیز حفظ نمیکند. محاصره تنگه هرمز توسط امریکا، نه یک کنش مقتدرانه، بلکه واکنشی از سر ضعف است تا شاید بتوانند از سقوط قطعی هژمونی خود در خاورمیانه جلوگیری کنند.
در فرجام این مسیر، آنچه باقی خواهد ماند، بیداری بیشتر ملتهای جهان نسبت به ماهیت سفاکانه این اتحاد اهریمنی است. ایران و محور مقاومت ثابت کردهاند که با تهدید و محاصره عقب نخواهند نشست. فشار بر تنگه هرمز، تنها باعث همبستگی بیشتر نیروهای ضدامپریالیستی خواهد شد و در مقابل، جبهه متحدان امریکا را به دلیل ترس از فروپاشی اقتصادی دچار شکاف خواهد کرد. ترامپ با این قمار خطرناک، ناخواسته روند پایان یافتن حضور استعماری امریکا در منطقه را سرعت بخشیده است.
جهانی که امروز با بهت به رفتارهای مافیایی واشینگتن مینگرد، به زودی شاهد خواهد بود که چگونه این محاصره به شکستی تاریخی برای طراحان آن بدل شده و بساط دخالتهای بیجا و سوءاستفادههای لابیهای صهیونیستی را از تمام سیستم سیاسی امریکا برخواهد چید. بیداری مردم جهان و مردم امریکا از یک سو و ایستادگی محور مقاومت از سوی دیگر، تیر خلاص را بر پیکره این مستخدم شده رژیم صهیونیستی خواهد زد و جهان را از کام اش نجات خواهد بخشید.

