استانداردهای دوگانه امریکا و منطق دفاعی ایران در سازمان ملل

تریبون مجمع عمومی سازمان ملل متحد این‌بار بیش از هر زمان دیگر به صحنه تقابل تمام‌عیار میان تهران و واشنگتن تبدیل شد. سخنرانی رئیس‌جمهور ایران در سازمان ملل، فراتر از یک ابراز موضع دیپلماتیک معمول، یک حمله سازمان یافته به بنیادهای نظم کنونی بین‌الملل و به چالش کشیدن جدی روایت‌های غربی بود. این سخنرانی که در فضای ملتهب منطقه‌ای و در پاسخ مستقیم به تهدیدهای ترامپ ایراد شد، در سطح بین‌الملل بازتاب وسيعی از خود بجا گذاشت؛ رئیس جمهور ایران در این سخنرانی با تأکید و برجسته‌سازی حق دفاع مشروع ایران، افشای سیستماتیک جنایات مشترک امریکا و رژیم اسرائیل، و نقد استانداردهای دوگانه در موضوع اعتماد جهانی در قبال تولید کنندگان تسلیحات هسته‌ای صلح آميز و غیر صلح آميز، مسئله جدی برای امریکا و اسرائیل ایجاد کرد. رئیس‌جمهور ایران با اتکا به شواهد تاریخی و با بیانی تهاجمی، تلاش کرد تا تصویر تحریف‌شده از عملکردهای کشورش را واقع‌بينانه بیان کرده و با یاد آوری از تاریخ دو صد ساله نشان دهد که ایران هیچ‌گاه آغازگر جنگ نبوده، بلکه همواره در مقام دفاع مشروع از تجاوزهای سازمان‌یافته قدرت‌های متجاوز بوده است.

منطق دفاعی ایران در این سخنرانی با ارجاع به حق حاکمیت ملی و قوانین بین‌المللی تبیین شد. رئیس‌جمهور ایران صراحتاً اعلام کرد که جنگ بر ایران تحمیل شده و ایستادگی این کشور تنها تلاشی برای بقا و دفاع از خود در برابر تجاوزات بیرونی است. وی برای عینی‌کردن این تجاوز وحشیانه، به حوادثی نظیر ترور رهبر شهید ايران و سردمداران دولتی اشاره کرد و بمباران مکتب‌ها و شفاخانه‌ها و مشخصاً از حمله به مکتب‌ها و شهرهایی مانند میناب و لامرد نام برد که کودکان بی دفاع در آن قربانی شدند و به عنوان لکه‌های ننگی بر کارنامه نظامی امریکا ثبت شدند. در واقع حملات علیه زیرساخت‌های غیرنظامی، نشان‌دهنده نقض آشکار و مکرر حقوق بین‌الملل توسط واشنگتن و تل‌آویو است؛ امریکا به عنوان کشوری که خود را پاسدار نظم جهانی می‌داند، اما در عمل ابتدایی‌ترین اصول انسانی را در جنگ‌ها زیر پا می‌گذارد. تهاجم وحشیانه رژیم اسرائیل در غزه و لبنان و حمایت‌های بی‌دریغ لوژستیکی و تسلیحاتی واشنگتن از این حملات، مصداق بارز این مدعاست که چطور این کشورهای مادی پرست، معاهدات حقوقی جهان را به سود اهداف ژئوپلیتیک خود مصادره می‌کنند.

یکی از ابعاد مهم دیگر این سخنرانی به چالش کشیدن استانداردهای دوگانه حاکم بر آژانس‌های بین‌المللی و سازمان ملل بود. رئیس‌جمهور ایران با طرح یک پرسش بنیادین، ساختار قدرت جهانی را به محاکمه کشید؛ او صراحتا گفت چرا رژیم اسرائیل با داشتن زرادخانه‌های هسته‌ای و بمب اتمی عملاً از هرگونه نظارت، بازرسی و پاسخگویی معاف است، اما برنامه هسته‌ای صلح‌آمیز ایران باید تحت شدیدترین و بی‌سابقه‌ترین بازرسی‌ها و تحریم‌های خفه‌کننده اقتصادی قرار داشته باشد؟ این تبعیض آشکار نشان می‌دهد که اعتماد جهانی و صلح پایدار هرگز با شعارهای توخالی و ادعاهای حقوق بشری ساخته نمی‌شوند، بلکه نیازمند پرهیز جدی از دوگانگی در رفتار و اجرای یکسان قوانین برای همه اعضاست. تا زمانی که این پارادوکس‌های رفتاری پابرجا باشند، نهادهای بین‌المللی مشروعیت خود را به عنوان داوران بی‌طرف از دست خواهند داد و عدالت جهانی به شوخی تلخی در دست صاحبان زر و زور تبدیل خواهد شد.

در واقع این سخنرانی به خوبی فرار رو به جلو را در رفتار حاکمان کاخ سفید عیان ساخت. رئیس‌جمهور امریکا پیش از این با متهم کردن ایران به تروریسم و برهم زدن امنیت خاورمیانه، تلاش کرده بود تا افکار عمومی را از مداخلات نظامی خود، اشغال‌گری‌های طولانی‌مدت در منطقه و حمایت‌های بی‌دریغ از جنایات اسرائیل منحرف کند. اما رئیس‌جمهور ایران با رد قاطع این ادعاها یادآور شد که ایران در تاریخ معاصر خود حد اقل در دوصد سال اخیر آغازکننده هیچ جنگی نبوده و این متجاوزان غربی هستند که با پایگاه‌های نظامی خود ثبات منطقه را به مخاطره انداخته‌اند. حد اقل در دنیای معاصر که ما شاهدش هستيم نشان می‌دهد که حضور مداخله‌جویانه امریکا در خلیج فارس و خاورمیانه، ریشه اصلی ناامنی، تروریسم دولتی و فروپاشی دولت‌های منطقه بوده است؛ حتی در مصاحبه‌های حاشیه‌ای آقای پزشکیان، زمانی که رسانه‌های غربی، موضوع سرکوب داخلی معترضان را پیش کشیدند، رئیس‌جمهور ایران با اتکا به اسناد متقن فاش کرد که سرویس‌های بیگانه رسماً به پخش اسلحه میان مزدوران خود در داخل ایران اعتراف کرده‌اند تا امنیت ملی این کشور را مختل کنند. این افشاگری نشان داد که چطور پروژه‌های بی‌ثبات‌سازی داخل ایران زیر پوشش حمایت از حقوق بشر هدایت می‌شوند.

سخنان آقای پزشکیان در نیویارک واضح ساخت که تهران دیگر در موضع تدافعی محض قرار ندارد و با اتکا به استدلال‌های حقوقی، تناقضات میان عمل و شعارهای نظام سلطه را برملا می‌سازد. برای دستیابی به درک عمیق‌تر از ریشه‌های موازنه قدرت‌ در جهان و چگونگی به چالش کشیده شدن ارتش‌ تا دندان مسلح امریکا و اسرائیل توسط اراده‌های پولادین حوزه مقاومت، نگاهی به پایداری جبهه مقاومت و مدل‌های دفاع نامتقارن، ابعاد این رویارویی ایدئولوژیک را روشن‌تر می‌سازد. در واقع، موضع‌گیری رئیس جمهور ايران و بازگو کردن واقعیت‌هایی که هنوز با این ابعاد به آن پرداخته نشده بود، نمادی از یک تغییر پارادایم بزرگتر در سیاست بین‌الملل است؛ زيرا اين موضع‌گیری به خوبی ثابت ساخت که ایران و محور مقاومت دیگر مایل نیستند به عنوان تاثیر پذیران تصمیمات امریکا باقی بمانند. پافشاری بر اینکه اعتماد جهانی بدون برابری حقوقی و رفع تبعیض حاصل نمی‌شود، به مثابه مانیفستی برای بازتعریف روابط بین‌الملل از سوی قدرت نوظهور ایران در جهان است. از همین رو، تریبون سازمان ملل متحد از یک نهاد تشریفاتی به یک میدان نبرد واقعی برای به چالش کشیدن هژمونی امریکا تبدیل شده بود.

نویسنده: محمد امان فلاح

دکمه بازگشت به بالا
×
ما را دنبال کنید