استقلال؛ میراث ۲۸ اسد و پرسش امروز افغانستان

استقلال افغانستان در ۲۸ اسد ۱۲۹۸ خورشیدی، بدون تردید یکی از مهمترین رویدادهای تاریخ معاصر کشور است؛ رویدادی که پس از جنگ سوم افغانستان و بریتانیا و با معاهده راولپندی، زمینه بهرسمیتشناختهشدن استقلال افغانستان، بهویژه در امور خارجی، را فراهم کرد. اما اگر امروز، بیش از یک قرن پس از آن رویداد، از خود بپرسیم استقلال چیست؟ پاسخ تنها در داشتن پرچم، مرز و حکومت خلاصه نمیشود. استقلال واقعی یعنی یک کشور بتواند درباره سیاست خارجی، اقتصاد، امنیت و آینده سیاسی خود، بدون تحمیل قدرتهای بیرونی و با اراده مردمش تصمیم بگیرد.
تاریخ افغانستان نشان میدهد که استقلال حقوقی همیشه به معنای استقلال عملی نبوده است. افغانستان پس از ۱۹۱۹ تلاش کرد روابط خود را با کشورهای مختلف گسترش دهد؛ از شوروی و ایران گرفته تا ترکیه و دیگر قدرتها. اما موقعیت جغرافیایی افغانستان در قلب آسیا باعث شد این کشور همواره در رقابت قدرتهای بزرگ و منطقهای قرار داشته باشد. در دوران جنگ سرد، رقابت شوروی و امریکا افغانستان را به میدان یکی از بزرگترین رویاروییهای سیاسی و نظامی جهان تبدیل کرد و در دهههای بعد نیز نقش پاکستان، ایران، هند، روسیه، امریکا و دیگر بازیگران در تحولات افغانستان انکارناپذیر بود. بنابراین، پرسش اساسی این نیست که «آیا افغانستان مستقل بوده است؟» بلکه این است که تا چه اندازه توانسته از استقلال خود برای ساختن یک کشور باثبات و تصمیمگیرنده استفاده کند؟
نگاهی به کشورهای اطراف نیز نشان میدهد که استقلال سیاسی زمانی معنا پیدا میکند که با ظرفیت داخلی همراه باشد. پاکستان پس از استقلال در سال ۱۹۴۷، برای دههها در رقابتهای امنیتی منطقه و بهویژه در رابطه با هند، به قدرتهای خارجی تکیه کرد؛ ایران نیز در دورههای مختلف، از نفوذ قدرتهای خارجی تا انقلاب ۱۹۷۹، تجربههای متفاوتی از استقلال و وابستگی داشته است. کشورهای آسیای مرکزی نیز پس از فروپاشی شوروی، با وجود استقلال رسمی، برای ایجاد توازن میان روسیه، چین و غرب با چالشهای جدی روبهرو بودهاند. تفاوت مهم اینجاست که بسیاری از این کشورها کوشیدهاند نهادهای دولتی، اقتصاد و روابط خارجی خود را به شکلی تنظیم کنند که فضای بیشتری برای تصمیمگیری مستقل داشته باشند. افغانستان اما بارها با جنگ داخلی، ضعف اقتصادی، وابستگی مالی و مداخلات خارجی روبهرو شده و همین عوامل، استقلال تصمیمگیری آن را محدود کرده است.
بنابراین، ۲۸ اسد نباید تنها روزی برای یادآوری یک پیروزی تاریخی باشد؛ بلکه باید فرصتی برای پرسیدن یک پرسش اساسی نیز باشد: افغانستان امروز چقدر مستقل است؟ استقلال فقط زمانی در زندگی مردم معنا پیدا میکند که کشور از وابستگی اقتصادی بکاهد، نهادهای قدرتمند و پاسخگو داشته باشد، امنیت و حاکمیت قانون را تأمین کند و سیاست خارجی خود را بر اساس منافع ملی تنظیم نماید. افغانستان در ۱۲۹۸ توانست حق تعیین روابط خارجی خود را از بریتانیا بهدست آورد؛ چالش افغانستان امروز اما فراتر از آن است: ساختن کشوری که بتواند این استقلال را در عمل حفظ کند و تصمیمهایش نه در پایتختهای خارجی، بلکه بر اساس منافع مردم افغانستان گرفته شود.

