افول امپراتوری باروت و دالر؛ خروج ارتش آمریکا از عراق و دگرگونی موازنه قدرت در غرب آسیا

ارتش آمریکا بیش از دو دهه مداخله نظامی پرهزینه، به صورت رسمی با تخلیه آخرین پایگاههای خود از خاک عراق خارج شد. این رویداد تاریخی که بر اساس توافق دوجانبه بغداد و واشنگتن برای پایان دادن به مأموریت نظامی امریکا رقم خورد، نقطه عطفی بزرگ در تحولات استراتژیک منطقه غرب آسیا به شمار میرود. ریشه اصلی این تصمیم و اصرار دولت عراق بر خروج اشغالگران امریکایی، به اقدام تروریستی پنتاگون در ترور حاج قاسم سلیمانی و ابومهدی المهندس بازمیگردد؛ جنایتی هولناک که خشم ملی ملت ایران، عراق و کل حوزه مقاومت را برانگیخت و نمایندگان پارلمان این کشور را وادار ساخت تا مصوبه تاریخی اخراج کامل نیروهای نظامی آمریکا را به تصویب برسانند. این موفقیت بزرگ که با مجاهدت مستمر جریانهای مقاومتی، حمایت همهجانبه مردمی و اقدامات موثر و پیگیرانه دولت عراق به بار نشست، خط بطلانی بر رویاهای ژئوپلیتیک واشنگتن کشید و نشان داد که دوران یکجانبهگرایی مادی در منطقه به پایان رسیده است.
بازخوانی تجاوزات نظامی ایالات متحده در منطقه، سندی زنده از شکست یک دکترین مبتنی بر اشغالگری است. حضور نظامی آمریکا در عراق و منطقه با هزینههای سنگین و سرسامآوری همراه بود، به طوری که واشنگتن بیش از چهارهزار میلیارد دالر در این سالها هدر داد و هزاران کشته و زخمی بر جای گذاشت، بدون اینکه بتواند به اهداف استراتژیک خود دست یابد. این هزینههای نجومی در کنار شکست نظامی آمریکا در جنگهای دوم و سوم تحمیلی علیه ایران از سوی ملت و نیروهای مسلح ایران، موازنه وحشت اندازی و تکروی امریکا را در منطقه دگرگون ساخت. ایستادگی همهجانبه ایران در برابر زیادهخواهیهای واشنگتن، پایداری در دفاع از حریم مرزها و پیشرفتهای خیرهکننده دفاعی آن، عنصر زورگویی آمریکا را در هم شکست. این پیروزیهای متوالی ایران، سیگنالهای قدرتمندی را به سراسر منطقه مخابره کرد و منجر به افزایش چشمگیر قدرت روحی و خودباوری مردم منطقه، به ویژه ملت سلحشور عراق گردید تا با شجاعت بیشتری برای اخراج نیروهای متجاوز از خاک خود پافشاری کنند.
اخراج کامل نیروهای نظامی آمریکا، عینیترین نشانه استقلالخواهی مردم عراق است و میتواند به عنوان طلیعهای برای برچیده شدن بساط پایگاههای نظامی آنان از سراسر غرب آسیا عمل کند. تاریخ نشان داده است که ملتهای آزاده تداوم حضور نیروهای بیگانه را به عنوان نقض حاکمیت ملی خود برنمیتابند. برای مثال، تسلیم شدن ارتش آمریکا در برابر اراده ملت عراق و تخلیه پایگاههای استراتژیکی چون عینالاسد و حریر، دومینوی خروج را در کشورهای همسایه نیز فعال خواهد ساخت. این دستاورد بزرگ، فضایی از شادمانی ملی را در سراسر عراق ایجاد کرده است؛ جشنهای گسترده مردمی در روز اخراج نیروهای متجاوز که از سوی نخستوزیر عراق رسماً به عنوان روز استقلال و حاکمیت ملی نامگذاری و تعطیل عمومی اعلام شد، جلوهای بینظیر از همبستگی ملی را در این کشور به نمایش گذاشت. خیابانهای بغداد، بصره و نجف شاهد حضور تودههای مردمی بود که با برافراشتن پرچم کشور خود، پایان اشغالگری را جشن گرفتند. این موفقیت بزرگ تاریخی را باید به ملت غیور عراق، جبهه یکپارچه مقاومت و مردم حامی نیروهای مسلح تبریک گفت.
بررسی این رویداد با خروج شتابزده، فضاحتبار و افتضاحآمیز ارتش آمریکا از افغانستان، پرده از اين واقعیت تلختر برمیدارد که حضور نظامی واشنگتن هیچگاه برای ملتهای منطقه امنیت و رفاه به همراه نیاورده است. ملتهای منطقه تجربه بسیار تلخ، خونین و ویرانگری از حضور نیروهای آمریکایی در خاک خود دارند. روحیه استقلالخواهی مردم عراق و افغانستان نشان میدهد که این دستاوردهای سترگ در امتداد یکدیگر و بر پایه مقاومت مشترک دو ملت مسلمان به دست آمده است؛ دو ملتی که در برابر ماشین جنگی آمریکا ایستادند، در سراسر این دو دهه هزینههای سنگین انسانی و جانی پرداختند، اما تسلیم دکترین استعماری جدید نشدند. اخراج آمریکا از عراق و شکست خفتبار آن در افغانستان، سرآغاز یک تغییر پارادایم و دگرگونی بنیادین در موازنه قدرت منطقه به سود محور ضداشغالگری و به ضرر نفوذ استراتژیک واشنگتن در غرب آسیا است.
بازبینی وضعیت اقتصادی و عمرانی دو کشور افغانستان و عراق پس از دو دهه حضور مستقیم آمریکا، ادعاهای دروغین دموکراسیسازی و بازسازی غربی را کاملاً رسوا میسازد. در تمام این سالها، نه تنها هیچگونه زیرساخت حیاتی پایدار، کارخانههای صنعتی، شبکههای مدرن برقرسانی و سیستمهای صحی استانداردی شکل نگرفت، بلکه منابع زیرزمینی، داراییهای ملی و ثروتهای کلان این دو کشور عملاً هدر رفت یا غارت شد. حضور آمریکا تنها به بومیسازی فقر، پایدارسازی فساد اداری، ایجاد ساختارهای رانتی و نابودی کشاورزی و صنایع محلی منجر گردید. امروز که ارتش متجاوز امریکا خاک منطقه را ترک کرده است، ملتهای بیدار دریافتهاند که امنیت، صلح و شکوفایی اقتصادی تنها از مسیر اتکا به توانمندیهای بومی، اراده مستقل ملی و همکاریهای درونمنطقهای عبور میکند و این جغرافیا دیگر فضایی برای مانور سلطهگران نخواهد داشت.

