امتداد نهضت عاشورا در انقلاب امام خمینی(ره)

در تاریخ معاصر جهان اسلام، نام امام خمینی(ره) با یکی از ژرف‌ترین تحولات سیاسی و دینی گره خورده است. در روزگاری که بسیاری از مکاتب مادیِ شرق و غرب، دین را امری فردی، حاشیه‌ای یا صرفاً محدود به مناسک می‌پنداشتند، انقلاب اسلامی ایران نشان داد که اسلام، ظرفیتی تمدن‌ساز و توانایی سازمان‌دهی اجتماعی و سیاسی دارد.

نهضت امام خمینی(ره) قرائتی فعال و اجتماعی از اسلام ناب محمدی ارائه کرد؛ قرائتی که دین را نه در انزوا، بلکه در متن جامعه و در مقام هدایت‌گر ساختارهای سیاسی و اجتماعی می‌دید. از این منظر، انقلاب اسلامی صرفاً یک جابه‌جایی قدرت نبود، بلکه بازتعریف جایگاه دین در مناسبات قدرت به شمار می‌رفت.

یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های فکری و عملی امام خمینی(ره)، الهام‌گیری از مکتب عاشورا بود. نهضت امام حسین(ع) در برابر حکومت یزید، نماد ایستادگی در برابر ظلم و تحریف دین تلقی می‌شود. این قیام، گرچه در ظاهر با شهادت پایان یافت، اما در باطن، مشروعیت نظام ستمگر را فرو ریخت و به الگویی جاودانه برای مقاومت تبدیل شد.

امام خمینی(ره) با تکیه بر همین منطق عاشورایی، مبارزه با استبداد و وابستگی را وظیفه‌ای دینی و تاریخی دانست. شعار هیهات منا الذله در گفتمان انقلاب اسلامی، بازتاب همان روحیه عزت‌طلبی حسینی بود. از این منظر، انقلاب اسلامی را می‌توان امتداد تاریخی نهضت عاشورا در بستر شرایط معاصر دانست؛ حرکتی که هدف آن، احیای عدالت و کرامت انسانی در ساختار قدرت بود.

محور اصلی مبارزات امام خمینی(ره)، مقابله هم‌زمان با استبداد داخلی و نفوذ قدرت‌های خارجی بود. در تحلیل ایشان، وابستگی سیاسی و اقتصادی رژیم پهلوی به قدرت‌های غربی، استقلال و هویت اسلامی جامعه را تضعیف می‌کرد.

امام خمینی(ره) بدون اتکا به بلوک‌های قدرت جهانی، بر بسیج مردمی و آگاهی دینی تکیه کرد. همین پیوند میان رهبری دینی و مشارکت گسترده مردم، زمینه‌ساز پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ شد. این پیروزی، بیانگر آن بود که سرمایه اجتماعیِ مبتنی بر ایمان و هویت مشترک، می‌تواند ساختارهای سیاسی تثبیت‌شده را دگرگون سازد.

با پیروزی انقلاب، نظام جمهوری اسلامی بر پایه دو رکن اسلامیت و جمهوریت شکل گرفت. شعار نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی بیانگر تلاش برای استقلال سیاسی و پرهیز از وابستگی به بلوک‌های قدرت جهانی بود.

در دهه‌های پس از انقلاب، این نظام با چالش‌های گوناگون داخلی و خارجی روبه‌رو شد، اما توانست ساختار سیاسی خود را تثبیت کرده و در حوزه‌های مختلف علمی، نظامی و منطقه‌ای نقش‌آفرینی کند. طرفداران این الگو، آن را نمونه‌ای از امکان پیوند میان دین و مردم‌سالاری در چارچوبی بومی می‌دانند.

تفکر امام خمینی(ره) محدود به مرزهای ایران نماند و بر برخی جریان‌های فکری و سیاسی در جهان اسلام تأثیر گذاشت. مفهوم مقاومت و تأکید بر عزت و خودباوری، در گفتمان گروه‌ها و ملت‌هایی که خود را در برابر سلطه خارجی تعریف می‌کنند، بازتاب یافت.

این تأثیرگذاری را می‌توان در شکل‌گیری ادبیات سیاسی جدیدی در منطقه مشاهده کرد؛ ادبیاتی که بر استقلال، عدالت‌خواهی و مقابله با سلطه تأکید دارد. بدین ترتیب، انقلاب اسلامی از منظر حامیانش، الهام‌بخش جنبش‌هایی شد که در پی بازتعریف رابطه دین، هویت و قدرت سیاسی بودند.

انقلاب اسلامی ایران را می‌توان در چارچوب یک کلان‌روایت تاریخی تحلیل کرد: امتداد منطقی قیام عاشورا در عصر جدید. در این روایت، عاشورا نه صرفاً یک رویداد تاریخی، بلکه الگویی دائمی برای اصلاح اجتماعی و مقابله با ظلم است.

امام خمینی(ره) با بازخوانی این الگو در شرایط معاصر، کوشید نشان دهد که دین می‌تواند نیرویی فعال در عرصه سیاست و جامعه باشد. فارغ از داوری‌های مختلف درباره عملکردها و پیامدها، انقلاب اسلامی بی‌تردید یکی از اثرگذارترین رخدادهای سیاسی جهان اسلام در قرن بیستم بوده است؛ رخدادی که همچنان در تحلیل تحولات منطقه‌ای و جهانی مورد توجه قرار دارد.

یادداشت اختصاصی خبرگزاری سریع

دکمه بازگشت به بالا
×
ما را دنبال کنید