انقره میزبان مخالفان طالبان؛ نشست راه لاجورد و ترسیم آینده سیاسی افغانستان

نشست دوروزهی تحول سیاسی و نظم منطقهای؛ افغانستان در چشمانداز ژئوپلیتیک در حال تغییر که به میزبانی مرکز پژوهشی و پالیسی لاجورد یولی در شهر انقره برگزار شد، یکی از مهمترین تحرکات سیاسی اپوزیسیون خارجنشین در سالهای اخیر به شمار میرود. این رویداد در زمانی شکل میگیرد که جغرافیای سیاسی جهان تحت تأثیر جنگهای اوکراین و غزه، و رقابتهای فزاینده میان شرق و غرب، دستخوش تغییرات شده است. در این میان، افغانستان به عنوان حلقهی وصل آسیای مرکزی و جنوبی، بار دیگر به میدان رقابتهای نرم و سخت قدرتهای منطقهای تبدیل شده است. مرکز لاجورد یولی که تحت مدیریت عالیه یلماز فعالیت میکند، با درک این حساسیت زمانی، کوشیده است تا نخبگان و فعالان سیاسی مخالف طالبان را زیر یک سقف گرد هم آورد تا به بازتعریف جایگاه خود در معادلات منطقهای بپردازند. اما برای درک دقیق ماهیت این نشست، باید از پوستهی عناوین اکادمیک عبور کرد و به هستهی سخت قدرت و منافع ملی کشور میزبان، یعنی ترکیه، نفوذ کرد.
مرکز پژوهشی و پالیسی لاجورد یولی، نهادی است که ریشههای آن به دوران پس از سقوط جمهوریت در اگوست ۲۰۲۱ بازمیگردد. این مرکز که دفتر مرکزی آن در قلب ترکیه قرار دارد، توسط عالیه یلماز، از نخبگان تحصیلکرده و فعال ترکتبار افغانستان اداره میشود. اگرچه این مرکز خود را نهادی مستقل و علمی معرفی میکند، اما پیوندهای تشکیلاتی و فکری آن با حزب جنبش ملی اسلامی به رهبری مارشال عبدالرشید دوستم، به همگان آشکار است. در واقع، لاجورد یولی را میتوان اتاق فکر یا بازوی دیپلماتیک و رسانهای مارشال دوستم در ترکیه دانست. حمایتهای مالی و لجستیکی دوستم از این مرکز باعث شده است تا این نهاد به سکوی اصلی پرتاب ایدههای سیاسی نخبگان ترکتبار (ازبکها و ترکمنها) تبدیل شود. خط فکری حاکم بر این مرکز، مخالفت صریح با تمرکزگرایی قدرت در کابل و حمایت از ساختاری است که در آن حقوق جوامع ترکتبار به طور کامل تأمین شود؛ ایدهای که به شدت با نظم فعلی طالبانی در تضاد است.
نقش ترکیه در میزبانی از این نشست و حمایت از مرکز لاجورد یولی، بیانگر یک استراتژی پیچیده در سیاست خارجی انقره است. دولت ترکیه به رهبری رجب طیب اردوغان، سالهاست که خود را به عنوان حامی و برادر بزرگتر جوامع ترکتبار در سراسر جهان معرفی میکند. این سیاست که تحت عنوان پانتُرکیسم یا همگرایی جهان ترک شناخته میشود، اکنون به شمال افغانستان نیز سرایت کرده است. ترکیه با حمایت از نهادهایی مانند لاجورد یولی، قصد دارد نفوذ معنوی و سیاسی خود را در ولایاتی نظیر فاریاب، جوزجان، بلخ و تخار تثبیت کند. از منظر انقره، شمال افغانستان امتداد ژئوپلیتیک آسیای مرکزی است و حضور در این منطقه به معنای داشتن دست بالا در معاملات انرژی و ترانزیت کالا در مسیر راه لاجورد است. به همین دلیل، ترکیه علیرغم حفظ روابط دیپلماتیک و اقتصادی با طالبان، هرگز اجازه نداده است که اهرمهای فشار خود یعنی اپوزیسیون ترکتبار، تضعیف یا از صحنه خارج شوند.
پارادوکس رفتاری ترکیه در قبال افغانستان، در نشست اخیر انقره به وضوح دیده میشود. از یک سو، دیپلماتهای وزارت خارجه ترکیه در این نشست حضور مییابند تا نبض اپوزیسیون را در دست داشته باشند و از سوی دیگر، انقره میزبان سفرا و نمایندگان طالبان است. این سیاستِ درِ باز به ترکیه اجازه میدهد تا به عنوان یک میانجیگر احتمالی در آینده مطرح شود. حضور بیش از پنجاه تن از فعالان جامعه مدنی، سیاستمداران سابق و نخبگان اکادمیک در نشست لاجورد یولی، به ترکیه این فرصت را میدهد تا اپوزیسیون پراکنده را مدیریت کرده و آنها را در مسیری هدایت کند که با منافع ملی ترکیه همسو باشد. در واقع، انقره با استفاده از این مرکز، در حال کادرسازی و آمادهسازی یک تیم سیاسی است که در صورت هرگونه تغییر در نظم کابل، بتواند منافع ترکیه را در شمال افغانستان تضمین کند.
همسویی چهرههایی چون مارشال عبدالرشید دوستم و محمد محقق با این رویکرد ترکیه، نشاندهنده شکلگیری یک بلوک جدید در تبعید است. این چهرهها که پایگاههای سنتی قدرت در شمال و مناطق مرکزی افغانستان دارند، اکنون بقای سیاسی خود را در گرو حمایتهای انقره میبینند. مرکز لاجورد یولی با برگزاری چنین نشستهایی، به این رهبران سنتی کمک میکند تا وجههای مدرن و دموکراتیک به مطالبات خود ببخشند. این مرکز، بر لزوم تغییر ساختار سیاسی افغانستان به سمتی که در آن اقوام ترکتبار که اکنون به حاشیه رانده شده، می خواهند آنان سهم موثری در ساختار قدرت داشته باشند؛ اما این مطالبات حقوقی، در زیر لایههای خود، به دنبال تقویت نفوذ پانتُرکیسم در افغانستان هستند تا مرزهای فرهنگی ترکیه را تا عمق خاک افغانستان گسترش دهند.
مرکز لاجورد یولی مدعی است که تحولات نظام بینالملل و بازپیکربندی اتحادها بر فضای سیاسی افغانستان تأثیر گذاشته است. این یک واقعیت غیرقابلانکار است؛ چرا که با کاهش حضور مستقیم غرب در منطقه، بازیگران منطقهای به دنبال پر کردن این خلأ هستند. ترکیه با استفاده از ابزار لاجورد یولی، میکوشد تا قرائت خود را از آینده افغانستان بر منطقه تحمیل کند. این مرکز به عنوان یک واسطه، پیامهای اپوزیسیون طالبان را به گوش سازمانهای بینالمللی و دولتهای غربی میرساند و در عین حال، به عنوان فیلتری عمل میکند که تنها صداهای همسو با سیاستهای انقره را برجسته میسازد.
لذا از قراین چنین بر می آید که مرکز پژوهشی و پالیسی لاجورد یولی فراتر از یک نهاد علمی و حتی فراتر از یک دفتر سیاسی برای حزب جنبش ملی کاربرد دارد. این مرکز، نماد ارادهی ترکیه برای مدیریت آیندهی افغانستان از طریق قدرت نرم و دیپلماسی قومی است. سرمایهگذاری ترکیه بر روی چهرههایی چون عالیه یلماز و ایجاد بسترهای گفتگو میان مخالفان طالبان، بخشی از یک نقشهی بزرگتر برای تبدیل شدن به قدرت بلامنازع در شمال کشور است. این مرکز با استفاده از نام راه لاجورد، به طور نمادین بر اهمیت اقتصادی و ترانزیتی خطوط ترانزیتی لاجورد تأکید میکند و میخواهد بگوید که ثبات در این مسیر، تنها از طریق به رسمیت شناختن نفوذ ترکیه و متحدان ترکتبارش میسر است. فعالیتی که اگرچه تحت پوشش پژوهش و پالیسی انجام میشود، اما در ماهیت خود، یک عملیات سیاسی پیچیده برای بازگشت دوبارهی چهرههای مطرود به صحنهی بازی افغانستان تحت حمایت انقره است.
یادداشت اختصاصی
لینک کوتاه

