بازی دوگانه در لبه پرتگاه؛ آزادی عزام و قمار خطرناک اسلامآباد با کارت داعش

در حالی که دو کشور افغانستان و پاکستان در آتش تنشهای مرزی و بیثباتیهای سیاسی میسوزد، انتشار خبر آزادی سلطان عزیز عزام، سخنگوی نامآشنا و مهره کلیدی شاخه خراسان داعش (ISIS-K) از زندانهای پاکستان، تکانه جدیدی به معادلات امنیتی جنوب آسیا وارد کرده است. این اقدام که از سوی ناظران امنیتی به عنوان یک بازگشت هدایتشده به میدان نبرد توصیف میشود، بار دیگر پرده از استراتژیهای پیچیده و چندلایه سازمان اطلاعات نظامی پاکستان (ISI) در استفاده ابزاری از گروههای افراطی برداشته است. آزادی عزام درست در لحظهای اتفاق میافتد که گویی قطعات یک پازل خونین برای ناامنسازی جغرافیای افغانستان و تحت فشار قرار دادن حکومت طالبان در حال تکمیل شدن است.
سلطان عزیز عزام تنها یک نام در فهرست تروریستهای تحت تعقیب نیست؛ او مغز متفکر ماشین تبلیغاتی شاخه خراسان داعش است که توانسته بود با بهرهگیری از تکنیکهای روانشناختی و رسانهای، موجی از نیروهای جوان و افراطی را از سراسر منطقه به سوی این گروه جذب کند. بازداشت او توسط نیروهای امنیتی پاکستان در گذشته، بیش از آنکه یک اقدام تنبیهی یا مبارزه با تروریسم باشد، اکنون در قامت یک پروژه ذخیرهسازی بازخوانی میشود. به نظر میرسد اسلامآباد با نگهداری این مهرههای کلیدی در قرنطینههای امنیتی، آنها را برای روز مبادا حفظ کرده است؛ روزی که موازنه قدرت با کابل به نفع پاکستان سنگینی نکند و نیاز به یک بازوی تروریستی در خاک افغانستان احساس شود.
رفتار پاکستان در دهههای اخیر نشان میدهد که این کشور همواره از گروههای نیابتی به عنوان بخشی از عمق استراتژیک خود علیه افغانستان بهره برده است. اما بازی با کارت داعش خراسان، قماری به مراتب خطرناکتر از تجربههای پیشین است. برخلاف گروههای محلی افغانستان، داعش خراسان آرمانهای فرامرزی و وحشیگری بیحد و حصری دارد که میتواند به سرعت از کنترل خارج شود. با این حال، تشدید اختلافات مرزی میان کابل و اسلامآباد و به بنبست رسیدن گفتگوهای دیپلماتیک بر سر مسئله تیتیپی (طالبان پاکستان)، ارتش پاکستان را به این جمعبندی رسانده است که احیای داعش میتواند حکومت فعلی افغانستان را درگیر جنگهای داخل شهری و حملات انتحاری فلجکننده کند تا بدین ترتیب، کابل ناچار به عقبنشینی در پروندههای مرزی شود. آزادی این مهره تبلیغاتی در نوار مرزی پاک-افغان، زنگ خطری است که فراتر از مرزهای این دو کشور شنیده میشود. داعش خراسان بارها ثابت کرده است که اهدافش محدود به جغرافیای افغانستان نیست و تهدیدی مستقیم برای امنیت ملی ایران، آسیای مرکزی و حتی روسیه محسوب میشود. رها کردن گرگهای زخمی توسط سازمانهای امنیتی اسلامآباد، به معنای دمیدن در آتش افراطگرایی است که دود آن پیش از هر جای دیگری به چشم مردم مظلوم کشورهای منطقه خواهد رفت. این اقدام نه تنها اتهامات دیرینه مبنی بر حمایت ساختاری از تروریسم تکفیری را علیه پاکستان تقویت میکند، بلکه مشروعیت این کشور را در ائتلافهای بینالمللی مبارزه با تروریسم به کلی زیر سؤال میبرد. در واقع بازگشت هدایتشده یک مهره تبلیغاتی داعش به میدان نبرد برای ناامنسازی افغانستان و فشار بر طالبان است. این اقدام که بخشی از استراتژی پاکستان در استفاده از گروههای نیابتی است، تهدیدی مستقیم برای امنیت ملی ایران و منطقه محسوب شده و خطر گسترش تروریسم تکفیری را افزایش میدهد.
این واقعا نگران کننده است که بازگشت سلطان عزیز عزام به چرخه عملیاتی داعش، صرفاً یک جابجایی مهره نیست؛ بلکه آغاز موج جدیدی از جنگ روانی و عملیاتهای تروریستی است که با هدف بیثباتسازی هدفمند منطقه طراحی شده است. اگر جامعه جهانی و کشورهای منطقه در برابر این تروریسم دولتی هدایتشده سکوت کنند، به زودی شاهد بازگشت روزهای سیاه انتحار و انفجار در شهرهای بزرگ کشور خواهیم بود. پاکستان باید درک کند که استفاده از آتش ترور برای سوزاندن همسایه، همواره خطر سرایت شعلهها به خانه خود را در پی دارد؛ تاریخی که بارها تکرار شده اما گویی عبرتها و درسهای آن هنوز برای ژنرالهای اسلامآباد به درستی آموخته نشده است.
نویسنده: عبدالحی حبیبی

