برگهای زخمی؛ نخستین مجموعه شعر شبانه نزهت منتشر شد
برگهای زخمی، نخستین مجموعه شعر شبانه نزهت ملیار، عضو اجرایی بنیاد جهانی سخنگستران سبزمنش، با کوشش و تقریظ دکتر بسمالله شریفی در تهران منتشر و راهی بازار کتاب شد.

این کتاب که در قالب کلاسیک و جدید سروده شده، با ویراستاری دکتر شفیقه دیباج (عضو رهبری بنیاد جهانی سبزمنش) و طراحی جلد عبدالله نیازی، در ۱۱۶ صفحه و قطع رقعی منتشر شده است. مراحل قانونی انتشار شامل اخذ شابک بینالمللی، ردهبندی کنگره، ردهبندی دیویی و شماره کتابشناسی ملی طی شده و کتاب توسط واحد انتشاراتی سبزمنش و انتشارات زهره علوی در تهران چاپ شده است.
شاعر این مجموعه را به پدر آسمانیاش، مادر مهربانش، همسر حامیاش و سبزمنشیان تقدیم کرده است.
دکتر بسمالله شریفی (مؤسس و دبیرکل اجرایی بنیاد جهانی سبزمنش) در بخشی از تقریظ خود نوشته است:
“برگهای زخمی” تنها دفتر شعر یک شاعر نیست؛ روایت یک زمانه است… زمانهای که در آن، عشق هنوز زنده است، اما زخمی؛ خانه هنوز هست، اما خسته؛ و برگها هنوز سبز میشوند، اما با جای زخمهایی که هیچگاه فراموش نمیشوند.
دکتر دیباج، ویراستار کتاب، در مقدمه، سراینده را گل بتهای در خشکدشت وطن توصیف کرده و افزوده است:
… حالا در این دشت خشک، گاهی گلی خودرو و مقاوم، گاهی نهالی جسور قد برمیافرازد و غنچهی امید را در قلب ما به گل مینشاند. شبانه نزهت هم گلبتهای است که در خشکدشت وطن روییده؛ در برابر سوز سرما، بیآبی و گرما تاب آورده و نخستین گل خود را در منظر چشمان منتظر، شکوفا کرده است.
شبانه نزهت، شاعر، خبرنگار، آموزگار و عضو ارشد و اجرایی بنیاد جهانی سبزمنش، در شهرستان چاهآب ولایت تخار، در خانوادهای علمپرور و فرهنگدوست چشم به جهان گشوده و اکنون در کابل زندگی میکند.
او دانشآموخته مقطع کارشناسی زبان و ادبیات فارسی/دری است و با داشتن دیپلم روزنامهنگاری و مدیریت، در حال حاضر مراحل پایانی کارشناسی ارشد روانشناسی را میگذراند.
نمونه اشعار:
۱. سودای دیدار
شب تار است و جان من پر از سودای دیدار است
دلم در حسرت آن چشم و ابروی دلآزار است
به خون دل سپردم نامهای بر باد، ای جانان
که نامت ورد لبهایم، نوای صبح اظهار است
کجا رفتی که بیتو دل نمیداند ز آرامی
که شب بیدار و روزم تار و چشمم جوی خونبار است
به کنج خانه افتادم، دلم از عقل بیزار است
که این مستی ز عشق توست، نه از دست خمّار است
ندیدم جز تو در عالم چه در خواب و چه بیداری
تو خورشیدی، همه عالم در این آیینه تکرار است
۲. دیوارها
آیینهها
اشک میریزند
شیشهها
با بغض میشکنند
دیوارها
فرو میریزند
و من
فقط نظارهگرم
چه کسی گفت
که ما هنوز نفس میکشیم؟
این اثر نخستین تجربه شعری شبانه نزهت است که با پشتیبانی بنیاد جهانی سبزمنش به چاپ رسیده و در دسترس علاقهمندان به ادبیات پارسی قرار گرفته است.

