حمایت از نفاق مذهبی، عامل رنج و بی ثباتی مردم افغانستان

از وقتیکه جمهوریت سقوط کرد و حاکمیت کنونی در افغانستان پا بر جا شد، گفتمان برابری و حقوق برابر اقوام و مذاهب جای خودش را به تمایز عقیده و باورهای دینی-مذهبی عوض کرد، در این گفتمان واژههایی همچون تروریست با واژه اشرار و خوارج جا گزین شد، مقوله مذهب به یکی از برجستهترین وجوه افتراق میان حاکمان کنونی افغانستان مبدل گشت، پیش از این گفتمان افتراق و برتری مذهبی در نزد نیروهای حاکم صرفا در حد ابراز نظر به صورت لفظی و کتبی میان افراد و مقامات این حکومت تبادله میشد، تا جایی که والی هرات در کتابی رسما به تکفیر شیعیان نوشت و برخی چهرههای دیگر در میان حلقات پائین و بالای حکومت نیز در حد گفتگو بر این مقوله بسنده داشتند و افرادی که درون حلقه این حاکمیت نیستند ولی تحت عنوان مولوی و عالم دین خود را در قامت هوادار این حکومت جا زده اند رسما به توهین و تکفیر شیعیان میپردازند، ولی هیچ نهاد پاسخگو برای ممانعت آنان در این زمینه وجود ندارد.
به تازگی فورمی از شمولیت محصلین در پوهنتونها دست به دست میشود که در آن رسما پذیرش مذهب حنفی یکی از شرطهای ادامه تحصیل در دانشگاهها عنوان شده است، امری که اگر به آن رسیدگی نگردد میتواند آینده ناگواری برای افغانستان در پی داشته باشد، افغانستان با وجودی که چندین دهه جنگ و بی خانمانی را تجربه کرده است، هیچگاه جنگ بر سر مسئله مذهبی نبوده است؛ بلکه بر سر کسب قدرت سیاسی میان گروهها و اقوام درگیری صورت گرفته است، شیعیان در این میان که حدود 35% جمعیت افغانستان را تشکیل میدهند، در ترکیب گروههای مختلف اهل سنت افغانستان و بعضا بصورت مستقل در این جنگها دخیل بوده اند؛ ولی در نهایت برای کسب داعیه بزرگتر در سطح کشور، با گروههای بزرگتر اهل تسنن در یک ائتلاف هماهنگ بوده اند، به عنوان مثال دو جریان مسلح اهل تشیع حزب حرکت و وحدت یکی در ائتلاف با دولت برهان الدین ربانی و دیگری در ائتلاف با حکمتیار برای کسب قدرت سیاسی جنگیدند، همینطور شش حزب دیگر اهل تشیع نیز هر کدام با تشخیص منافع خویش با جریانهای حزبی اهل تسنن از قومیتهای مختلف هماهنگ بودند و برای قدرت میجنگیدند.
در دواران تجاوز شوروی بر افغانستان با وجودی که سلطان علی کشتمند از جامعه اهل تشیع به عنوان صدر اعظم ایفای نقش داشت؛ ولی جامعه اهل تشیع به دلیل باورهای دینی، وی را کمونیست خطاب کرده و از خود نمیدانستند و علیه اش اسلحه برداشته به جهاد پرداختند. طی مدت حضور شوروی در افغانستان جامعه اهل تشیع در نقاط مختلف این سرزمین به جهاد پرداختند و هنوز هم در ولایات مختلف سنی نشین مقبره شهدای اهل تشیع در جنگ شوروی موجود است، در آن زمان مردم افغانستان با اتحاد و همدلی بزرگترین دغدغه شان شکست امپراتوری شوروی بود تا این آب و خاک یکبار دیگر کارنامه شکست بزرگترین امپراتوری را به نام خودش ثبت و استقلال و آزادی واقعی را تجربه نمایند که در نتیجه به چنین مهم دست یافتند و ارتش سرخ با سر افکندگی مجبور به ترک این آب و خاک گردید.
در دوره جمهوریت با وجود تمام فسادها و چالشهایی که در افغانستان حاکم بود، بحث قومی و مذهبی تا حدودی فروکش کرده بود اگر این وضعیت حد اقل ده سال دیگر هم دوام می آورد افغانستان گامهای اساسی به سمت توسعه و رفاه بر میداشت، اما به هر دلیلی دو دهه حاکمیت مردمی در افغانستان پایان یافت و قدرت در دست حاکمان کنونی افتاد که بیشترین دغدغه شان حفظ ساختار فکری و نظامی خود شان است، اخیرا در فضای مجازی ویدئویی دست به دست میشود که شخصی با کسوت عالم دین یکی از شهروندان اسماعیلیه را مخاطب قرار داده و به وی میگوید که شما کافر هستید، این ویدئو با وجودی که همگانی شده است و به دست همگان رسیده است، هیچ اقدامی از سوی مقامات حکومت به عنوان حاکمان این سرزمین صورت نگرفته است، در حالیکه توهین به افراد و مذاهب در هر حکومتی جرم پنداشته شده و با متخلفان برخورد قانونی صورت میگیرد؛ اما در افغانستان کنونی نه تنها که برخوردی صورت نمیگیرد؛ بلکه با سکوت در برابر این جنایت به نحوی حمایت میگردد.
از سوی دیگر اخیرا تیر اندازی بر افراد اهل تشیع در هرات زیر چتر حاکمیت کنونی یکی دیگر از مقولههای تمایز مذهبی قائل شدن است که افراد و گروههای جنایتکار به راحتی این شهروندان را در محل تفریح و اماکن عمومی مورد هدف قرار میدهند و دهها نفر را به خاک و خون میکشند؛ ولی هیچ نیروی بازدارنده در برابر شان قرار ندارد و به راحتی راه خود را طی میکنند، در حالیکه همه میدانند نیروهای امنیتی حکومت همه روزه در اماکن عمومی و محل تفریح مردم حضور دارند و رصد میکنند که چه کسانی فامیلی تفریح میایند و زن و مرد را با توجه به تقسیم اوقات شان در چینن اماکن نظارت دارند، ولی در این تفریح گاه به راحتی اقدام به چنین جنایت میکنند ولی نیروهای امنیتی میگویند ما چیزی در این مورد نمیدانیم، در حالیکه شهروندان عادی نمیتوانند حتی یک چاقو با خود حمل کنند؛ ولی این گروهها و افراد با بار اسلحه هرجا دل شان بخواهد میروند و هر گونه جنایت را مرتکب میگردند بدون اینکه آب از آب تکان بخورد.
لذا خوب است که حکومت بجای پرداختن به مقوله مذهبی و اعتقادات مردم، به همان وظیفه اصلی اش که تامین امنیت و معیشت مردم است رو آورده و مولفههای یک حکومت داری سالم و مسئول را عملیاتی سازند، در هیچ جای دنیا هیچ نیرو و قدرتی نمیتواند دیگران را از باور و عقاید شان بازدارند، در افغانستان نیز که بارها بحث تصفیه مذهبی توسط برخی پادشاهان به راه افتاد ناکام ماند و مردم به همان عقیدهای که داشتند به صورت آشکارتر پا بند هستند؛ لذا موضوع مذهبی را که حکومت کنونی از آن حمایت میکند هیچ خیر و فلاحی برای افغانستان ندارد، جز اینکه فاصله میان حکومت و مردم را روز به روز بیشتر ساخته و زمینه مداخلات بیگانگان و گروههای تروریستی را فراهم سازد دستاورد دیگری نخواهد داشت، بهتر است که حکومت از اخوت و برادری در افغانستان تا اینکه از تفاوتهای فکری و عقیدتی حمایت نمایند.
نویسنده: شکیب احمد سروش
لینک کوتاه

