فروپاشی نظامها از درون آغاز میشود؛ روایت محمد ناطقی از تجربه افغانستان، سوریه و یمن
محمد ناطقی، عضو پیشین شورای مذاکرات صلح افغانستان، با بررسی تجربه افغانستان، سوریه و یمن گفته است که فروپاشی نظامهای سیاسی معمولاً پیش از ظهور بحرانهای بیرونی، از فرسایش درونی آغاز میشود و عواملی مانند فساد، تبعیض، ضعف نهادها و کاهش مشروعیت میتوانند توان مقاومت دولتها را در برابر فشارهای خارجی کاهش دهند.

به گزارش خبرگزاری سریع؛ محمد ناطقی، عضو پیشین شورای مذاکرات صلح افغانستان، در یادداشتی در صفحه فیسبوک خود، تجربه افغانستان، سوریه و یمن را از منظر عوامل داخلی و خارجی فروپاشی نظامهای سیاسی بررسی کرده و نوشته است که نظامها لزوماً از بیرون فرو نمیریزند، بلکه در بسیاری موارد ابتدا از درون فرسوده میشوند.
آقای ناطقی با تشبیه ساختار سیاسی به بدن انسان نوشته است که همانگونه که بدن سالم در برابر عوامل بیرونی مقاومت میکند، یک نظام سیاسی نیز در صورتی که از نهادهای سالم، مشروعیت، اعتماد عمومی و ظرفیت اصلاح برخوردار باشد، میتواند در برابر فشارهای خارجی مقاومت کند.
او فساد، بیاعتمادی، انحصار قدرت، تبعیض، ضعف نهادها و فاصله میان حکومت و مردم را از عواملی دانسته که میتوانند یک نظام سیاسی را از درون تضعیف کنند.
به نوشته ناطقی، فساد تنها به معنای سوءاستفاده از منابع عمومی نیست، بلکه میتواند به تدریج اعتماد عمومی را کاهش دهد، نهادهای دولتی را تضعیف کند و شایستهسالاری را از میان ببرد.
او در بررسی تحولات افغانستان در سال ۲۰۲۱ نوشته است که سقوط جمهوری اسلامی افغانستان، با وجود نقش خروج نیروهای خارجی و فروپاشی حمایت نظامی، تنها در چارچوب عوامل خارجی قابل توضیح نیست و مشکلاتی مانند فساد، ضعف نهادها، بحران مشروعیت، تمرکز قدرت و فاصله میان دولت و جامعه نیز در این روند نقش داشتهاند.
ناطقی همچنین فروپاشی حکومت بشار اسد در سوریه در دسامبر ۲۰۲۴ را نمونه دیگری دانسته و نوشته است که سرعت سقوط این حکومت به معنای آغاز ضعف آن در همان زمان نبوده است. به گفته او، فرسایش ساختار دولت، تمرکز قدرت، فساد، تضعیف نیروهای نظامی، بحران اقتصادی و وابستگی به حمایت خارجی، از جمله عواملی بودند که زمینههای این فروپاشی را شکل دادند.
او درباره یمن نیز نوشته است که این کشور پیش از جنگ با مشکلاتی مانند ضعف حکمرانی، اقتصاد شکننده، شبکههای رانت و فساد و شکافهای سیاسی و اجتماعی مواجه بود و جنگ این مشکلات را تشدید و نهادهای کشور را بیشتر فرسوده کرده است.
ناطقی تأکید کرده است که عوامل خارجی در بحرانهای سیاسی بیاهمیت نیستند، اما به باور او، اثرگذاری ویرانگر این عوامل زمانی بیشتر میشود که با ضعفهای داخلی پیوند بخورند.
او نوشته است: مسئله فقط این نیست که چه کسی از بیرون حمله کرد؟ پرسش عمیقتر این است: چرا ساختار درونی ما توان مقاومت نداشت؟
این عضو پیشین شورای مذاکرات صلح افغانستان در ادامه، برای جلوگیری از تکرار چنین تجربههایی، بر حاکمیت قانون، پاسخگویی قدرت، مشارکت شهروندان، برابری شهروندی، مبارزه با فساد، کاهش تبعیض و ایجاد اعتماد عمومی تأکید کرده است.
به نوشته او، نظامی که توان اصلاح خود را ندارد، در برابر بحرانهای داخلی و خارجی آسیبپذیرتر است؛ در حالی که نظامی مبتنی بر قانون، عدالت، آموزش، نهادهای مستقل، اقتصاد سالم، مشارکت سیاسی و اعتماد عمومی، ظرفیت بیشتری برای عبور از بحرانها دارد.
ناطقی در پایان نتیجه گرفته است که برای درک فروپاشی نظامهای سیاسی، نباید تنها به لحظه سقوط توجه کرد، بلکه باید روندهای فرسایشی سالهای پیش از آن را نیز بررسی کرد. او قانون، پاسخگویی، عدالت، مشارکت و کرامت شهروندی را از عناصر اساسی یک نظام سیاسی مقاوم دانسته است.

