فقر در افغانستان؛ خوداتکایی و اشتغال، راه عبور از بحران اقتصادی

فقر در افغانستان تنها به معنای کمبود پول و ناتوانی در تأمین نیازهای روزمره نیست؛ فقر یعنی محروم ماندن کودکان از آموزش، خانوادهها از خدمات اساسی و جوانان از فرصت ساختن آینده. دههها جنگ، ضعف زیرساختها، کمبود فرصتهای کاری، مهاجرت نیروی انسانی و وابستگی به کمکهای خارجی، اقتصاد کشور را با مشکلات جدی روبهرو کرده است. در چنین شرایطی، مبارزه با فقر به برنامهریزی درست، همکاری اجتماعی و استفاده از ظرفیتهای داخلی نیاز دارد.
روز جهانی ریشهکنی فقر، فرصتی برای بازنگری در این پرسش است که چگونه میتوان از چرخه فقر بیرون شد. پاسخ این پرسش تنها در توزیع کمکهای مالی خلاصه نمیشود. کمکهای فوری برای خانوادههای نیازمند ضروری است، اما راهحل پایدار زمانی شکل میگیرد که مردم به کار، آموزش، سرمایه و فرصت تولید دسترسی داشته باشند. آمارتیا سن، فیلسوف و اقتصاددان هندی، توسعه را گسترش تواناییها و آزادیهای انسان میداند. بر اساس این دیدگاه، مبارزه با فقر زمانی موفق است که مردم بتوانند استعدادها و مهارتهای خود را به کار گیرند و در ساختن آینده خویش نقش داشته باشند.
در افغانستان، کشاورزی، دامداری، صنایع دستی، معادن، تجارت و فناوری اطلاعات ظرفیتهایی هستند که میتوانند زمینه اشتغال و افزایش درآمد را فراهم کنند. سرمایهگذاری در این بخشها، حمایت از تولیدکنندگان داخلی، بهبود دسترسی به بازارها و گسترش آموزشهای فنی و حرفهای میتواند فرصتهای تازهای برای مردم ایجاد کند. بهویژه در روستاها، استفاده بهتر از منابع آب، اصلاح روشهای کشاورزی و ایجاد صنایع کوچک میتواند درآمد خانوادهها را افزایش دهد و از مهاجرت اجباری ناشی از فقر بکاهد.
یکی از راههای مهم کاهش فقر، توانمندسازی اقتصادی زنان و جوانان است. فراهمسازی زمینه آموزش حرفهای، حمایت از کسبوکارهای کوچک، توسعه مشاغل خانگی و گسترش فرصتهای کار در فضای مجازی میتواند شمار بیشتری از خانوادهها را به درآمد پایدار برساند. همچنین، آموزش مدیریت مالی خانواده، پسانداز و مصرف مسئولانه به مردم کمک میکند تا از امکانات محدود خود بهتر استفاده کنند. البته این اقدامات زمانی نتیجه بیشتری خواهند داشت که با دسترسی به بازار، سرمایه اولیه و فرصتهای برابر همراه باشند.
از سوی دیگر، مبارزه با فقر بدون شفافیت اقتصادی و مدیریت درست منابع امکانپذیر نیست. فساد، احتکار، قاچاق و سوءاستفاده از داراییهای عمومی میتوانند فرصتهای اقتصادی را محدود کنند. مسئولان، تاجران، نهادهای اجتماعی و متخصصان باید در برابر وضعیت معیشتی مردم احساس مسئولیت کنند و برای ایجاد فرصتهای کاری و توزیع عادلانه امکانات تلاش نمایند. حمایت از تولید داخلی نیز باید با بهبود کیفیت کالاها و فراهمسازی زمینه رقابت همراه باشد تا اعتماد مردم به محصولات کشور افزایش یابد.
افغانستان برای عبور از بحران اقتصادی، به جای اتکای همیشگی به کمکهای خارجی، نیازمند تقویت تولید ملی، سرمایهگذاری مسئولانه و استفاده از نیروی انسانی خود است. خوداتکایی به معنای قطع همکاری با جهان نیست؛ بلکه به معنای ساختن اقتصادی است که بتواند با تکیه بر ظرفیتهای داخلی، نیازهای اساسی مردم را بهتر تأمین کند.
ریشهکنی فقر مسئولیت مشترک دولت، بخش خصوصی، نهادهای اجتماعی و شهروندان است. آینده بهتر زمانی ساخته میشود که کار ارزشمند شمرده شود، فرصتهای اشتغال گسترش یابد و هیچ توانایی انسانی به دلیل نبود امکانات هدر نرود. افغانستان با وجود دشواریهای فراوان، ظرفیت حرکت به سوی اقتصادی پایدارتر را دارد؛ به شرط آنکه این ظرفیتها از مرحله شعار فراتر رفته و به برنامههای عملی و فرصتهای واقعی برای مردم تبدیل شوند.

