قمار با خون فرزندان مردم در نبود دیدگاه استراتژیک

شعله‌ور شدن مجدد درگیری‌های مسلحانه در مناطق کوهستانی و صعب‌العبور شرق کشور، به خصوص ولایت نورستان خاطرات تراژیک چهار دهه جنگ و خونریزی را در افغانستان برجسته می‌کند، نبرد خونین روز شنبه میان نیروهای جبهه آزادی و طالبان در ولسوالی کامدیش ولایت نورستان، به یک تراژدی تمام‌عیار برای خانواده‌های یی بضاعت افغانستان تبدیل شد. بر اساس گزارش‌های تاییدشده و تصاویر میدانی، نیروهای استخباراتی طالبان با آگاهی قبلی از این عملیات، در یک کمین و غافل‌گیری سیستماتیک، این نیروهای کم تجربه را محاصره کردند که منجر به کشته شدن چندین تن، دستگیری پانزده تن و متواری شدن مابقی نیروها به سمت خاک پاکستان شد. انتشار ویدیوهای اعترافات دستگیرشدگان که مدعی آموزش دیدن توسط نظامیان پاکستانی هستند، کلاف جنگ‌های نیابتی پاکستان را در افغانستان پیچیده‌تر کرده است. هرچند جبهه آزادی سعی کرد تعلق این نیروها به خود را کتمان کند، اما اعلامیه همدردی جبهه مقاومت ملی به رهبری احمد مسعود، به وضوح مهر تاییدی بر عضویت این اسرا در جبهه آزادی زد و رفتار طالبان با اسرای جنگی را محکوم نمود. این رویداد تلخ، بار دیگر زنگ خطر را درباره استفاده ابزاری از جوانان پناهجو و کم‌تجربه در جنگ به صدا درآورد.

فاجعه نورستان بار دیگر نشان داد که اعزام جوانان محتاج، مهاجر و بی‌تجربه به خطوط مقدم نبردهای چریکی بدون پشتوانه لوژستیکی و نظامی، چیزی جز فرستادن آن‌ها به مسلخ نیست. رهبران جریان‌های نظامی مخالف طالبان باید بدانند که فرزندان مردم مظلوم افغانستان، گوشت دم توپ یا پیاده‌نظامِ تصامیم زودگذر، احساساتی و فاقد پشتوانه عمیق راهبردی نیستند. جوانانی که به دلیل فقر، بیکاری و فشارهای مهاجرت در کشورهای همسایه به دنبال راهی برای بقا می‌گردند، نباید با وعده‌های فريبنده و به خاطر خوشی بیگانگان یا کسب شهرت‌های فیسبوکی و رسانه‌ای برای رهبران خودخوانده وجه‌المصالحه قرار گیرند. این جنگ‌های پراکنده و بدون هماهنگی، نه‌تنها کمکی به سقوط یک رژیم ایدیولوژیک و تا دندان مسلح نمی‌کند، بلکه آخرین سرمایه‌های انسانی و انگیزه‌های مقاومت واقعی را در نطفه خفه کرده و به سود تبلیغات سیاسی حاکمیت در کابل تمام می‌شود.

در واکنش به این تحولات اسف‌بار، موضع‌گیری صریح و واقع‌بینانه عطامحمد نور، از چهره‌های باسابقه جهادی و سیاسی افغانستان، در شبکه ایکس، حقیقت عریان میدان را برملا ساخت. وی با لحنی دلسوزانه و هشدارآمیز خطاب به سران جبهه‌ها نوشت که نباید به خاطر خوشی بیگانگان و کسب شهرت، با برنامه‌های عجولانه، جوانان محتاج و فرزندان مردم مظلوم را به کام مرگ فرستاد. او با تاکید بر اینکه جنگ‌های چریکی و گریلایی نیازمندِ دید استراتژیک، دنیایی از تجربه و برنامه‌های پخته، مسئولانه، متحدانه و کشور‌شمول است، مستقیماً ساختارِ ازهم‌گسیخته و کنترل‌ازراه‌دور جبهه‌های فعلی را به چالش کشید. این دیدگاه که حاصل چهل و پنج سال تجربه مبارزه عملی در کوهپایه‌های افغانستان است، این اصل را یادآور می‌شود که آزادی کشور تنها از مسیرِ اراده محکم، مستقل و اقدام جسورانه خودِ مردم می‌گذرد، نه با تبدیل شدن به نیروی نیابتی و پیاده‌نظامِ پاکستان. تبدیل شدن به پیاده‌نظام بیگانگان، نه‌تنها مشروعیت ملی مبارزه را مخدوش می‌کند، بلکه جوانان را در بازی‌های استخباراتی پاکستان ذوب می‌سازد.

نقص بنیادین جریان‌های مسلح کنونی، فقدان یک استراتژی کلان ملی و عدم پیوند ارگانیک با بدنه توده‌های مردم در داخل افغانستان است. راه‌اندازی حملات پراکنده در کوه‌های کامدیش یا بدخشان، بدون داشتن شبکه‌های حمایتی شهری، فاقد کارایی نظامی بلندمدت است. جوانانی که در این جبهه‌ها اسیر یا کشته می‌شوند، قربانیان رویاپردازی‌های سرانِ نشسته‌درپایتخت‌های اروپایی و منطقه‌ای هستند. اعترافات و ویدیوهای تحقیرآمیز نشرشده، نشان می‌دهد که این نیروها پیش از ورود به میدان، در جنگ اطلاعاتی و استخباراتی شکست خورده بودند. این شکست‌ها ثابت می‌کند که جنگ را نمی‌توان با بیانیه‌های فضای مجازی و بدون ارزیابی دقیق از توانایی دفاعی و پهپادی طرف مقابل پیش برد.

لذا رهبران مخالف طالبان باید از قمار با خون نسل جوان افغانستان دست بردارند. مبارزه برای عدالت و آزادی، نیازمند عقلانیت، پختگی سیاسی و بسیج عمومی است، نه عملیات‌های انتحارگونه و بدون سرانجام. تا زمانی که یک جبهه متحد، متکی به خود و کشور‌شمول شکل نگیرد، فرستادن فرزندان مردم به میدان‌های نبرد نامتقارن، خشونتی مضاعف بر پیکر این ملت رنج‌دیده است. مردم این سرزمین دیگر توان تحمل تصامیم احساساتی و بی برنامه را ندارد؛ آزادی با به مسلخ کشیدن جوانان کم تجربه پناهجو به دست نمی‌آید، بلکه مستلزم یک اراده مستقل ملی و آگاهی جمعی در داخل خاک افغانستان است.

دکمه بازگشت به بالا
×
ما را دنبال کنید