میراث فرهنگی افغانستان؛ هویت تاریخی کشور در محاصره فرسایش و فراموشی

میراث فرهنگی افغانستان روایت زنده شکل‌گیری جامعه‌ای است که در گذر قرن‌ها، از برخورد تمدن‌ها، گسترش تجارت، تحولات دینی و ظهور دولت‌های گوناگون تأثیر پذیرفته است. از بت‌های بامیان و شهر ضحاک گرفته تا منار جام، مناره‌های غزنی و طاق تاریخی قلعه بست، هر یک بخشی از حافظه تاریخی این سرزمین را در خود نگه داشته‌اند. با این حال، پرسش اساسی این است که این میراث گران‌بها امروز در چه وضعیتی قرار دارد و چه اندازه برای حفاظت از آن اقدام می‌شود؟ افغانستان با وجود برخورداری از یکی از غنی‌ترین پیشینه‌های تاریخی منطقه، هنوز نتوانسته است حفاظت از میراث فرهنگی را به یک برنامه پایدار و فراگیر ملی تبدیل کند. جنگ‌های طولانی، تخریب عمدی آثار، حفاری‌های غیرقانونی، قاچاق اشیای تاریخی، فرسایش طبیعی این آثار ارزشمند، کمبود امکانات تخصصی و ضعف مدیریت، در دوره‌های مختلف به این گنجینه آسیب رسانده‌اند. اکنون نیز بخشی از این آثار با تهدیدهای جدی روبه‌رو است؛ تهدیدهایی که اگر با برنامه‌ریزی علمی و سرمایه‌گذاری لازم مهار نشوند، ممکن است به نابودی بخش‌های جبران‌ناپذیری از تاریخ کشور بینجامند.

بت‌های بامیان؛ زخمی بر حافظه تاریخی جهان

در میان آثار تاریخی افغانستان، ولایت بامیان جایگاهی ویژه دارد. این منطقه تنها به دلیل دو مجسمه عظیم بودا شهرت نیافته بود؛ بلکه مجموعه‌ای گسترده از غارهای تاریخی، نقاشی‌های دیواری، عبادتگاه‌ها، آثار باستانی و استحکامات مربوط به دوره‌های مختلف را در خود جای داده است. موقعیت بامیان در مسیرهای تاریخی ارتباط میان آسیای مرکزی، هند و دیگر مناطق، زمینه‌ساز شکل‌گیری فرهنگی شد که نشانه‌های آن هنوز در صخره‌ها و بقایای تاریخی این ولایت دیده می‌شود. تخریب دو مجسمه بزرگ بودا در مارچ ۲۰۰۱، ضربه‌ای سنگین به میراث فرهنگی افغانستان وارد کرد. این رویداد نه‌تنها نابودی دو اثر هنری کم‌نظیر، بلکه حذف بخشی از شواهد تاریخی حضور و تحول فرهنگ بودایی در منطقه بود. یونسکو نیز در معرفی این مجموعه تأکید می‌کند که بامیان بازتاب‌دهنده پیوند تأثیرات فرهنگی و هنری گوناگون است و آثار باقی‌مانده آن به دوره‌های پیش از اسلام و اسلامی تعلق دارند. با وجود تخریب مجسمه‌ها، اهمیت بامیان به همان دو پیکره محدود نمی‌شود. شهر غلغله، شهر ضحاک، غارهای کاکرک و دیگر محوطه‌های باستانی، بخش‌های جدایی‌ناپذیر این میراث‌اند. شهر ضحاک با بقایای استحکامات و برج‌های سرخ‌رنگ خود، نمونه‌ای از معماری دفاعی و تحولات تاریخی منطقه است که در دوره‌های اسلامی نیز گسترش یافته است.

با این حال، این مجموعه همچنان در فهرست میراث جهانی در خطر قرار دارد. کمیته میراث جهانی یونسکو در سال ۲۰۲۶ بار دیگر بر ادامه اقدامات حفاظتی در اطراف طاقچه‌های بودا، شهر ضحاک، شهر غلغله و کاکرک تأکید کرد و خواستار ادامه نظارت بر وضعیت حفاظتی این منطقه شد. در همین تصمیم، ضرورت بررسی دقیق پروژه‌های عمرانی در محدوده میراث فرهنگی نیز مطرح شده است؛ زیرا توسعه راه‌ها و تأسیسات بدون ارزیابی علمی می‌تواند به ارزش‌های تاریخی و باستان‌شناختی این محوطه آسیب برساند. این واقعیت نشان می‌دهد که حفاظت از بامیان نباید تنها به جلوگیری از تخریب عمدی محدود بماند. مستندسازی علمی، نگهداری نقاشی‌های دیواری، حفاظت از آثار کشف‌شده و تنظیم فعالیت‌های عمرانی در اطراف محوطه‌ها نیز به اندازه حفاظت از بقایای مجسمه‌ها اهمیت دارد.

منار جام؛ شاهکار معماری در برابر طبیعت

در ولایت غور، منار جام یکی از برجسته‌ترین نشانه‌های تاریخ معماری افغانستان است. این منار که در دوره غوریان ساخته شده، با ارتفاع چشمگیر، آجرکاری ظریف، کتیبه‌ها و نقش‌های هندسی، سطح بلند مهارت معماران و هنرمندان آن دوره را به نمایش می‌گذارد. قرارگرفتن آن در دره‌ای دورافتاده و در محل پیوند رودهای هریرود و جامرود، بر اهمیت تاریخی و جغرافیایی این اثر می‌افزاید. منار جام در سال ۲۰۰۲ در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شد؛ اما به دلیل وضعیت آسیب‌پذیر، هم‌زمان در فهرست میراث جهانی در خطر نیز قرار گرفت. سیلاب‌های فصلی، فرسایش خاک، دشواری دسترسی و مشکلات نگهداری از مهم‌ترین تهدیدهای این بنا به شمار می‌روند. در اپریل ۲۰۱۹، سیلاب به دیوارهای محافظ پایه منار آسیب رساند و ضرورت اقدامات فوری حفاظتی را برجسته ساخت. تازه‌ترین تصمیم کمیته میراث جهانی در سال ۲۰۲۶ نشان می‌دهد که تلاش‌های حفاظتی در این منطقه ادامه یافته است. نظارت بر میزان انحراف منار، بررسی وضعیت ساختاری، ثبت جزئیات تزیینات، اقدامات محافظتی در برابر سیلاب و تقویت حفاظت از محوطه، بخشی از این فعالیت‌ها است. با این حال، یونسکو هشدار داده است که خطر سیلاب‌های تکرارشونده، به‌ویژه در شرایط تغییرات اقلیمی، همچنان جدی است و حفاظت پایدار از این اثر به برنامه جامع مدیریت آب و نظارت مستمر نیاز دارد. منار جام نیز در تصمیم سال ۲۰۲۶ در فهرست میراث جهانی در خطر باقی مانده است. منار جام نمونه روشنی از این واقعیت است که ثبت جهانی یک اثر به‌تنهایی امنیت آن را تضمین نمی‌کند. بدون بودجه کافی، تیم‌های متخصص، برنامه نگهداری درازمدت و همکاری با مردم محل، حتی باشکوه‌ترین بناها نیز ممکن است به‌تدریج در برابر طبیعت آسیب‌پذیر شوند.

غزنی؛ شهری که تاریخ آن زیر غبار فراموشی قرار دارد

غزنی یکی از مهم‌ترین مراکز سیاسی، فرهنگی و علمی در تاریخ افغانستان بوده است. این شهر در دوره غزنویان به مرکز قدرت، هنر، ادبیات و معماری تبدیل شد و آثار باقی‌مانده از آن دوره، هنوز نشانه‌هایی از اهمیت تاریخی غزنی را آشکار می‌سازد. مناره‌های بهرام‌شاه و مسعود سوم، ارگ و برج‌های تاریخی، آرامگاه‌ها و بقایای شهر کهن، تنها شماری از یادگارهای این حوزه فرهنگی‌اند.
با وجود این پیشینه، وضعیت شماری از بناهای تاریخی غزنی نگران‌کننده گزارش شده است. خبرگزاری پژواک در جنوری ۲۰۲۴ به نقل از باشندگان گزارش داد که بخش‌هایی از قلعه غزنین، از جمله تعدادی از برج‌های آن، فروریخته و دیگر برج‌ها نیز در معرض خطر قرار دارند. باشندگان همچنین از وضعیت نامناسب برخی مناره‌ها، ارگ، شهر قدیم و دیگر بناهای تاریخی ابراز نگرانی کرده بودند. این نگرانی‌ها نشان می‌دهد که حفاظت از آثار تاریخی غزنی به مرمت‌های پراکنده و بازدیدهای رسمی محدود نمی‌شود. بناهای تاریخی برای بقا به بررسی فنی، زهکشی مناسب، جلوگیری از نفوذ آب، تحکیم دیوارها و برج‌ها و استفاده از مصالح متناسب با ساختار اصلی نیاز دارند. مرمتی که بدون مطالعات کارشناسی انجام شود، ممکن است ظاهر یک بنا را بهبود بخشد، اما اصالت تاریخی آن را خدشه‌دار کند.

یونسکو در چارچوب اقدامات حفاظتی خود، در سال ۲۰۲۳ وضعیت ۲۴ بنای آسیب‌پذیر در ولایت‌های غزنی، قندهار و زابل را بررسی کرد. در این برنامه، ده محوطه و بنای تاریخی در غزنی شامل بود و اقداماتی مانند کاهش خطر فرسایش، بهبود مسیر تخلیه آب، تعمیرات اضطراری و تقویت تدابیر امنیتی برای جلوگیری از دست‌برد در برخی محوطه‌های اولویت‌دار اجرا شد. این تجربه نشان می‌دهد که حفاظت از میراث فرهنگی می‌تواند هم‌زمان زمینه اشتغال محلی، انتقال مهارت‌های سنتی معماری و افزایش آگاهی عمومی را فراهم سازد؛ مشروط بر آن‌که چنین برنامه‌هایی موقتی نمانند و در قالب یک نظام پایدار حفاظت و نگهداری ادامه یابند.

قلعه بست؛ فراتر از یک طاق تاریخی

در ولایت هلمند، قلعه بست و طاق تاریخی آن از دیگر آثار مهم معماری و تاریخی افغانستان است. این مجموعه با تاریخ شهرهای کهن جنوب کشور و تحولات سیاسی و فرهنگی دوره‌های مختلف ارتباط دارد. طاق بست، با ساختار آجری و تزیینات معماری خود، از جمله بناهایی است که می‌تواند بخشی از تاریخ معماری افغانستان را برای نسل‌های آینده حفظ کند. در جنوری ۲۰۲۶، وزارت اطلاعات و فرهنگ از آغاز یک پروژه مرمت در طاق و چاه تاریخی قلعه بست خبر داد. این اقدام، نشانه‌ای از توجه به حفاظت از این اثر است؛ اما موفقیت چنین پروژه‌هایی به کیفیت کار، نظارت تخصصی و نگهداری پس از مرمت بستگی دارد. تجربه بسیاری از بناهای تاریخی نشان می‌دهد که مرمت بدون برنامه نگهداری درازمدت نمی‌تواند مشکل را به‌طور اساسی حل کند. طاق بست نیز برای حفظ اصالت خود به ثبت دقیق وضعیت بنا، استفاده از مصالح مناسب، جلوگیری از آسیب‌های محیطی و مشارکت مردم محل نیاز دارد. افزون بر این، حفاظت از آثار تاریخی باید با توسعه گردشگری مسئولانه همراه شود تا درآمد حاصل از بازدیدکنندگان بتواند بخشی از هزینه‌های مراقبت و نگهداری را تأمین کند.

حفاظت از میراث؛ مسئولیتی فراتر از یک اداره دولتی

وضعیت میراث فرهنگی افغانستان را نمی‌توان تنها با بررسی چند بنای شناخته‌شده ارزیابی کرد. در سراسر کشور، محوطه‌های باستان‌شناختی، قلعه‌ها، مساجد تاریخی، مناره‌ها، آرامگاه‌ها، نسخه‌های خطی، اشیای موزه‌ای و آثار هنرهای سنتی وجود دارند که هر کدام بخشی از گذشته افغانستان را بازتاب می‌دهند. با این حال، ثبت و شناسایی این آثار، حفاظت فزیکی، مستندسازی و جلوگیری از قاچاق آن‌ها هنوز به توجه گسترده و پیگیر نیاز دارد. در حال حاضر، افغانستان تنها دو محوطه ثبت‌شده در فهرست میراث جهانی یونسکو دارد، چشم‌انداز فرهنگی و بقایای باستان‌شناختی دره بامیان و منار جام و بقایای باستان‌شناختی آن. باقی‌ماندن هر دو مجموعه در فهرست میراث جهانی در خطر، در سال ۲۰۲۶، نشان می‌دهد که فاصله میان ارزش تاریخی آثار افغانستان و وضعیت حفاظتی آن‌ها همچنان قابل توجه است. حفاظت از میراث فرهنگی نیازمند برنامه‌ای ملی است که بر شناسایی و ثبت آثار، اختصاص بودجه مشخص، تربیت متخصصان مرمت و باستان‌شناسی، جلوگیری از حفاری‌های غیرقانونی، تقویت موزه‌ها و همکاری با نهادهای علمی بین‌المللی تکیه داشته باشد. حکومت باید مسئولیت اصلی حفاظت از این آثار را بپذیرد و زمینه فعالیت کارشناسان مستقل و همکاری‌های علمی را فراهم سازد. جامعه جهانی نیز باید پشتیبانی فنی و مالی خود را به برنامه‌های شفاف، علمی و پایدار اختصاص دهد.

در کنار مسئولیت نهادهای دولتی و بین‌المللی، مردم نیز نقش مهمی دارند. آگاهی عمومی درباره ارزش میراث فرهنگی، آموزش تاریخ در مکاتب، تشویق پژوهش‌های علمی و مشارکت جوامع محلی در حفاظت از محوطه‌ها می‌تواند مانع بخشی از آسیب‌ها شود. مردم زمانی بهتر از آثار تاریخی حفاظت می‌کنند که این آثار را نه اشیای بیگانه، بلکه بخشی از هویت مشترک خود بدانند.

میراث فرهنگی افغانستان متعلق به یک قوم، زبان، مذهب یا دوره تاریخی خاص نیست. این میراث حاصل قرن‌ها زندگی، خلاقیت، برخورد فرهنگی و تجربه مشترک مردمی است که در این سرزمین زیسته‌اند. بت‌های بامیان، منار جام، آثار غزنی و قلعه بست هر کدام روایت متفاوتی دارند، اما در یک نکته مشترک‌اند که‌ از دست‌رفتن آن‌ها، بخشی از امکان شناخت گذشته افغانستان را برای همیشه از میان می‌برد. کشوری که گذشته خود را حفظ نکند، برای معرفی هویت تاریخی‌اش به نسل‌های آینده با دشواری روبه‌رو خواهد شد. حفاظت از این آثار نه تجمل فرهنگی است و نه اقدامی صرفاً نمادین؛ بلکه بخشی از مسئولیت ملی در برابر تاریخ، دانش و آیندگان است. اگر امروز برای حفاظت علمی از این گنجینه‌ها اقدام نشود، فردا شاید تنها نام بناهایی باقی بماند که می‌توانستند روایتگر شکوه تاریخی افغانستان باشند.

دکمه بازگشت به بالا
×
ما را دنبال کنید