همگرایی تاریخی قم و نجف در پاسداری از خط مقاومت

مراسم تشییع باشکوه، تاریخی و حماسی پیکر مطهر قائد امت، شهید آیتالله العظمی خامنهای در نجف اشرف، فراتر از ابعاد عاطفی، سوگواریهای تودهای و تکانهای ژئوپلیتیک ناشی از آن در سطح خاورمیانه، یک زلزله معرفتی، علمی و کلامی عمیق را در درون ساختار حوزههای علمیه ایجاد کرد. در حالی که برای دهههای متمادی و طولانی، اتاقهای فکر غربی، تئوریسینهای سکولار و رسانههای معارض سرمایهگذاری سنگین، مداوم و ارزی روی ایده دوقطبیسازی و تقابل جدی میان مکتب فقهی قم و مکتب فقهی نجف کرده بودند، حضور بیسابقه، چشمگیر، گسترده و همهجانبه مراجع تقلید، اساتید طراز اول، استوانههای علمی، علما و طلاب تراز اول حوزه علمیه نجف در این مراسم، تمام این روایات ساختگی و سناریوهای استخباراتی را بهصورت ملموس و عینی اصلاح و دگرگون ساخت. این حضور نمادین، اثرگذار و در عین حال ساختاری، خط بطلانی بر برداشتهای قدیمی، سنتی، کلیشهای و نخنما شده مبنی بر محافظهکار، منزوی، سنتی و غیرسیاسی بودن حوزه علمیه نجف اشرف کشید و به جهانیان و ناظران امور بینالملل بهطور قاطع اثبات کرد که اندیشه انقلابی، پویا و تمدنساز امامین انقلاب نهتنها در حوزه علمیه قم، بلکه در اعماق ریشهدارترین، کهنترین و اصیلترین حوزه علمیه جهان اسلام یعنی نجف اشرف نیز دارای پایگاه، جایگاه عمیق مومنانه و وفادارانه است.
سالهاست که امپراتوری رسانهای معارض و شبکههای وابسته به جریانهای استعماری تلاش میکنند تا حوزه نجف را به عنوان قطب غیرسیاسی حوزهای، مروّج تشیع غیرسیاسی و انزواطلب در برابر حوزه قم به عنوان کانون اصلی تشیع انقلابی، بیدارگر و مبارز قرار دهند. هدف اصلی از این پروژه خطرناک دوقطبیساز، تضعیف چتر ایدئولوژیک و فکری محور مقاومت، ایجاد شکاف میان شیعیان ایران و عراق، و منزوی کردن بدنه پرنفوذ مرجعیت عراق از تحولات کلان، سرنوشتساز و حیاتی امت اسلامی بود. آنها تمایل داشتند نجف را حوزهای بیتفاوت نسبت به جنایات اسرائیل و سیاستهای امریکا در منطقه جلوه دهند. اما فکتهای عینی، تصاویر زنده و حضور پر شور علمای طراز اول، پندارهای واهی و سرمایهگذاری چنددههای این شبکه رسانهای معارض را به طور کامل متلاشی کرد. گامهای استوار، باصلابت و عزتمندانه علمای تراز اول نجف در مراسم تشییع، صدور بیانیههای پرمغز، عمیق و تسلیتآمیز مراجع بزرگ عراق و همنوایی طلاب جوان نجف با خط جهاد و مقاومت، به وضوح نشان داد که این حضور یک موضعگیری عمیق، سنجیده و فقهی–اجتماعی مبتنی بر اصول اجتهاد پویا بود، نه صرفاً یک ابراز احساسات عاطفی گذرا، سطحی یا رعایت تشریفات مرسوم و معمولی به سبک دیپلماتیک آن.

نجف برخلاف واقعیت تحریفشده، تاریک و مخدوشی که رسانههای غربی از آن ساخته بودند، ثابت کرد که در بزنگاههای تاریخی و حساس، بدون لکنت، صریح و بدون هراس، در کنار امت اسلامی، آرمان مقدس فلسطین و رهبران برجسته مقاومت میایستد و نسبت به سرنوشت کلان جهان اسلام دغدغهای مبنایی و ساختاری دارد. این تحول باشکوه و تاریخی در واقع نشاندهنده یک بلوغ جدید، پویا و خوانش مجدد از نحوه تعامل دین و سیاست در سنت اصیل، هزارساله و ماندگار نجف اشرف است. کسانی که با تاریخ پرفرازونشیب، مبارزاتی و حماسی کشور عراق آشنایی دارند، به خوبی میدانند که انزوا، گوشهنشینی یا تقلیلگرایی سیاسی در نجف، هیچگاه دکترین ذاتی، فقهی و اصیل این حوزه کهن نبوده است؛ بلکه این پدیده در دهههای اخیر، محصول مستقیم سرکوبهای وحشیانه، استبدادی و خونین رژیم بعث صدام حسین و تصفیههای فیزیکی علمای مبارز بود که بدنه حوزه را برای حفظ بقای خود به سمت یک تقیه تاکتیکی، موقت و هوشمندانه هدایت کرد. با وداع تاریخی با معمار بازدارندگی و اقتدار جهان اسلام حضرت آیتالله العظمی خامنهای در تهران، حوزه نجف حضور سیاسی خود را برجسته ساخت و با مقتضیات زمانه به اصالت تاریخی و مبارزاتی خود بازگشت؛ اصالتی که پیوندی ناگسستنی، عمیق و تاریخی با سابقه درخشان این حوزه در مبارزه با استعمار پیر بریتانیا، فتوای تاریخی تحریم تنباکو توسط میرزای شیرازی بزرگ، خیزش انقلابی و مسلحانه ثورة العشرین (انقلاب ۱۹۲۰ عراق) علیه اشغالگری، و مجاهدتهای بیبدیل، نظریهپردازیهای فقهی و شهادت مظلومانه شهید آیتالله سید محمدباقر صدر دارد.
حضور علمای نجف در تشییع امام شهید، احیای همان خط سرخ شهادت، استکبارستیزی و جهادی بود که ابومهدی المهندسها و حاج قاسم سلیمانیها فراتر از مرزهای مذهبی، قومی و جغرافیایی برای پاسداری از کیان امت اسلامی جان خود را فدای آن کردند. تصاویر شانه به شانه علمای قم و نجف در زیر تابوت مطهر رهبر شهید قائد امت و انتشار بیانیههای همزمان مراجع دو کشور، مخابرهکننده این پیام کلیدی، استراتژیک و تکاندهنده به پایتختهای غربی و صهیونیستی بود که اندیشه امامین انقلاب، اندیشهای فرامکانی، فرامرزی، جهانشمول و تمدنی است؛ اندیشهای که مرزهای جغرافیایی را برمیچیند و در کالبد هر انسان آزاده، متدین و شجاعی ریشه میدواند. امروز برای همگان عیان و آشکار شد که قم و نجف نه تنها در تقابل، رقابت منفی یا تضاد ساختاری با یکدیگر نیستند، بلکه دو بال یک حقیقت واحد، متمم یکدیگر و همراستای یک زنجیره بزرگ تمدنی در جهان اسلام به شمار میروند. طراحان سناریوی شقاق و جدایی میان حوزهها، با دیدن تصاویر علمای تراز اول و اساتید باسابقه نجف که با چشمانی اشکبار بیرق تسلیت بر دوش داشتند و در صف اول سوگواران ایستاده بودند، به درستی دریافتند که شبکه نفوذ نرم و معنوی انقلاب اسلامی فراتر از ساختارهای اداری و دولتی، در عمیقترین لایههای فقهی، معرفتی و کلامی تشیع نفوذ کرده و ریشه دوانده است.
این همصدایی بیپذیرفت دیپلماتیک و مذهبی، ظرفیت جدید و عظیمی را برای خنثیسازی توطئههای تکفیری و مذهبی در منطقه آزاد کرد و نشان داد که مرجعیت نجف، خود را همراستای بیچونوچرای خط مقاومت، بازدارندگی و استکبارستیزی در برابر زیادهخواهیهای امریکا میداند. برآیند عینی، منطقی و نهایی این رویداد بزرگ و ماندگار تاریخی ثابت کرد که سنت فقهی نجف اشرف، پویا، زنده، کارآمد و ناظر بر تحولات جاری زمانه است و هرگز اجازه نخواهد داد که از نام، اعتبار و قدمت هزارساله آن برای تضعیف جبهه مقاومت یا ایجاد انحراف در مسیر بیداری اسلامی سوءاستفاده شود. حضور بیسابقه اساتید برجسته مکتب نجف در این مراسم، هویت تعامل اصیل دین و سیاست را دوباره در تراز جهانی بازتعریف کرد و به نمایش گذاشت که مرجعیت شیعه در عراق، عمق استراتژیک دکترین ولایت فقیه و ضرورت وجود یک رهبری مقتدر، شجاع و حکیم برای مهار تهدیدات مشترک، پیچیده و فزاینده امریکا و اسرائیل را به درستی و با نگاهی دلسوزانه درک کرده است. این همگرایی ساختاری، قلبی و علمی میان دو حوزه بزرگ جهان اسلام، پیوند تاریخی مرجعیت را با مسائل روز و مبتلابه جهان اسلام مستحکمتر ساخت و بستری پایدار، ایمن و بلندمدت برای همافزاییهای آینده در حوزههای نرمافزاری، علوم انسانی و تولید اندیشه دینی پویا ایجاد کرد. قم و نجف در روز تشییع پیکر مطهر قائد امت، کانون پیوند مبارک دو اقیانوس فقهی و معرفتی بود؛ رویدادی عظیم که به صراحت و رسایی اعلام کرد عصر دوقطبیسازیهای جعلی، رسانهای و مسموم میان قم و نجف برای همیشه به پایان رسیده است و امت اسلامی در برابر جبهه کفر، نفاق و استکبار، از یک فرماندهی واحد، یک کلام واحد و یک دکترین مشترک پایدار پیروی میکند و این پیوند ناگسستنی است.
نویسنده: محمد امان فلاح

