پایان عصر گردنکشی امریکا؛ ایران، معمار نظم نوین در حریم حاکمیت منطقه

تحولات اخیر در جغرافیای سیاسی خلیجفارس و دریای عمان، فراتر از یک تنش گذرا، نشاندهنده یک تغییر پارادایم بزرگ در معادلات قدرت جهانی است. محاصره تحریکآمیز تنگه هرمز و اقدامات واکنش بر انگیز اخیر ایالات متحده که تحت عنوان واهی محاصره مطرح شده، بیش از آنکه یک واقعیت نظامی باشد، دستوپا زدن قدرت در حال زوالی است که هنوز واقعیتهای جدید منطقه را درک نکرده است. اما حقیقت جاری در آبهای نیلگون منطقه، این پیام صریح و قاطع را دارد که دوران گردنکشی امریکا در این منطقه به پایان رسیده و هرگونه محاسبات غلط در واشینگتن، با پاسخی پشیمانکننده مواجه خواهد شد.
دونالد ترامپ و تیم کاخ سفید باید بدانند که ایران، یک سوژه برای مانورهای تبلیغاتی یا ابزاری برای تیترهای رسانهای نیست. ایران امروز، بازیگر اصلی و تعیینکننده معادلات جهانی است که قدرت خود را نه از ائتلافهای پوشالی، بلکه از متن یک ملت، یک حوزه تمدنی و توان بومی خود استخراج میکند. اگر ترامپ مدعی ابرقدرتی در سطح جهان است، نخستین گام او باید عبور از رویاپردازیهای استکباری و روی آوردن به ادب و تواضع در برابر ملت ایران باشد. زبان تهدید و گردنکشی بر ملت ایران که بیش از ۴۵ سال ایستادگی مقتدرانه را در کارنامه دارد و هر نوع چالشهای تهدید امنیتی و تحریمهای ظالمانه را سپری کرده است، نه تنها کارگر نیست، بلکه تنها به انزوای بیشتر امریکا در منطقه منجر خواهد شد، چنانچه در این جنگ چهل روزه امریکا از تاثیرات آن مصئون نماند، ناتو صف اش را از امریکا جدا کرد، برخی کشورهای منطقهای همچون ترکیه، پاکستان و… نیز در صدد ایجاد سد دفاعی برای تهدیدات احتمالی اند و اعتراضات سراسری در امریکا و بسیاری از کشورهای جهان عليه تکروی های ترامپ گوشهای از دستاوردهای این جنگ چهل روزه بود، در بُعد نظامی هم ديديم که ابهت جنگندههای امریکایی از ایف ۳۵ گرفته تا پیشرفته ترين پهپادها و رادارهای فوق مدرن همگی در برابر تسلیحات ايرانی شکار شدند و…
از محاصره تا راهزنی؛ ماهیت اقدامات امریکا
آنچه امروز واشینگتن در آبهای منطقه انجام میدهد، با هیچ منطق حقوقی و بینالمللی محاصره دریایی نامیده نمیشود؛ چرا که محاصره نیازمند توان عملیاتی و تسلطی است که امریکا هرگز در برابر ایران بزرگ نداشته و ندارد. اقدام فعلی امریکا، چیزی جز راهزنی دریایی در لوای عناوین دیپلماتیک نیست. تعرض به مسیرهای تجاری و تلاش برای اخلال در عبور و مرور کشتیها، نشاندهنده استیصال قدرتی است که در میدان نبرد نظامی و دیپلماتیک شکست خورده و اکنون به روشهای غیرقانونی و غیراخلاقی (دزدی دریایی) متوسل شده است. ایران به خوبی نشان داده است که امنیت دریانوردی در منطقه خط قرمز اوست و هر دستی که به سمت حریم حاکمیتی و اقتصادی این مرز و بوم دراز شود، با قدرت و قاطعيت ملت و نیروهای مسلح ایران قطع خواهد شد.
حاکمیت مقتدرانه بر تنگه هرمز؛ پاسخ به بدعهدیهای امریکا
پاسخ روشن جمهوری اسلامی به بدعهدیهای مکرر واشنگتن و نقض تفاهمات بینالمللی، بازگشت به کنترل هوشمندانه و مقتدرانه بر تنگه هرمز است. قرارگاه خاتمالانبیا (ص) با اشراف کامل و تکیه بر توانمندیهای فناورانه و نظامی، نظارت دقیق بر این شریان حیاتی را در دستور کار دارد. تنگه هرمز محل قلدری و مانور ناوهای بیگانه نیست؛ این تنگه حریم حاکمیت ملتی است که به تازگی نبرد سنگین و سرنوشتساز ۴۰ روزه را با پیروزی قاطع پشت سر گذاشته و به سطحی جدید از بازدارندگی دست یافته است. نظارت بر ترددها در این منطقه، حق قانونی و حاکمیتی ایران است تا امنیت منطقه از دستبرد راهزنان کراواتپوش امریکایی در امان بماند.
پیروزی در نبرد ۴۰ روزه و بازدارندگی نوین
نبرد ۴۰ روزه اخیر، آزمونی بزرگ بود که بار دیگر پوشالی بودن هیمنه امریکا و رژیم اسرائیل را به اثبات رساند. این پیروزی، تنها یک موفقیت نظامی نبود، بلکه پیروزیِ اراده ملت ایران بر تکنولوژی غربی بود. دستاوردهای این نبرد ثابت کرد که زنجیره مقاومت با محوریت ایران، چنان انسجامی یافته است که هیچ محاصره یا تحریمی نمیتواند خللی در عزم آن ایجاد کند. ترامپ باید بداند که ایران پسا-نبرد ۴۰ روزه، به مراتب قدرتمندتر، منسجمتر و آمادهتر از قبل است. هرگونه تعرض به مسیرهای دریایی ایران، نه با بیانیههای سیاسی، بلکه با پاسخهای میدانی و عملیاتی در دورترین نقاط ممکن مواجه خواهد شد که پشیمانی ابدی را برای متجاوزان به همراه خواهد داشت.
ضرورت تغییر ادبیات سیاسی ترامپ
منطق قدرت در دنیای امروز تغییر کرده است. امریکا اگر به دنبال ثبات است، راهی جز به رسميت شناسی قدرت بلامنازع ایران و تغییر ادبیات خودخواهانه خود ندارد. دوران تحمیل اراده با منطق زورگویی و قلدری گذشته است. خلیجفارس خانهی کشورهای منطقه است و ایران به عنوان بزرگترین قدرت ساحلی، اجازه نخواهد داد امنیت این خانه توسط بیگانگانی که هزاران مایل دورتر هستند، به خطر بیافتد. بازگشت به میز دیپلماسی تنها با کلیدواژه احترام و عدم مداخله ممکن است؛ در غیر این صورت، دریای سرخ، خلیجفارس و دریای عمان برای متجاوزان به ناامنترین نقاط زمین تبدیل خواهد شد.
ایران اسلامی با تکیه بر توان نظامی خود و پشتوانه عظیم مردمی، بار دیگر نشان داد که اين جغرافیا و این ملت محاصرهناپذیر است. اقدامات ایذایی امریکا در دریا، تنها عزم ملی را برای خودکفایی و گسترش نفوذ راهبردی جدیتر میکند. خلیجفارس امروز گواه این واقعیت است که گردنکشی امریکا به گِل نشسته و پرچم اقتدار ایران بیش از هر زمان دیگری در اهتزاز است. ایران به دنبال جنگ نیست، اما در پاسداری از حق حاکمیت خود و دفاع از حیثیت منطقه هیچ حد و مرزی نمیشناسد.
یادداشت اختصاصی

