وحدت؛ یکدستسازی نیست، همافزایی یک امت است

هفته وحدت، فرصتی برای بازخوانی یکی از بنیادیترین نیازهای جهان اسلام است؛ نیازی که امروز، در شرایطی که جوامع اسلامی با بحرانهای امنیتی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی روبهرو هستند، بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته است. وحدت اسلامی را نمیتوان صرفاً شعاری مناسبتی دانست؛ وحدت، ضرورتی برای حفظ کرامت، امنیت و منافع مشترک ملتهاست.
اما وحدت را نباید با یکدستسازی اشتباه گرفت. جهان اسلام از اقوام، مذاهب، فرهنگها و دیدگاههای گوناگون تشکیل شده و این تفاوتها بخشی از واقعیت تاریخی و اجتماعی آن است. وحدت پایدار نه با حذف تفاوتها، بلکه با یافتن زمینهای مشترک برای زندگی و حرکت در کنار یکدیگر شکل میگیرد.
سید جمالالدین اسدآبادی از نخستین متفکران معاصر بود که پراکندگی جوامع اسلامی را یکی از عوامل ضعف آنها میدانست. در اندیشه او، همگرایی مسلمانان تنها یک آرمان مذهبی نبود؛ بلکه راهی برای بازیابی توان اجتماعی و سیاسی و کاهش زمینههای سلطه قدرتهای خارجی بود. از این نگاه، وحدت یعنی تبدیل ظرفیتهای پراکنده به توان مشترک.
محمد اقبال لاهوری نیز در اندیشه خود بر بازیابی اعتمادبهنفس فرد و جامعه تأکید داشت. جامعهای که تواناییهای اعضای خود را به رسمیت نشناسد، نمیتواند به وحدتی پایدار دست یابد. وحدت واقعی زمانی شکل میگیرد که افراد و گروههای مختلف، ضمن حفظ هویت خود، احساس کنند بخشی از یک سرنوشت مشترک هستند.
از همینجا میتوان به یک اصل مهم رسید: وحدت بدون پذیرش تفاوتها ممکن نیست.
تفاوت مذهبی، قومی و فرهنگی به خودی خود تهدید نیست. آنچه خطرناک است، تبدیل تفاوت به بیگانگی و اختلاف به دشمنی است. جامعهای که هر اختلافی را به نزاع هویتی تبدیل کند، بخش بزرگی از انرژی خود را صرف مقابله با درون خویش خواهد کرد.
مالک بن نبی، متفکر الجزایری، در تحلیل مسئله تمدن بر نقش انسان و روابط اجتماعی در ساختن جامعهای توانمند تأکید داشت. از این منظر، پیشرفت تنها به منابع و امکانات وابسته نیست؛ توانایی انسانها برای اعتماد، همکاری و ساختن روابط سالم نیز بخشی از سرمایه یک جامعه است. بنابراین، وحدت را میتوان نوعی سرمایه اجتماعی دانست؛ سرمایهای که با افزایش اعتماد، احترام و همکاری میان گروههای مختلف شکل میگیرد.
امروز مسلمانان، فراتر از مرزهای جغرافیایی و تفاوتهای مذهبی، با مسائل مشترکی مانند امنیت، توسعه اقتصادی، استقلال سیاسی، حفظ کرامت انسانی و مقابله با افراطگرایی روبهرو هستند. مسئله فلسطین نیز نمونهای روشن از رنج مشترکی است که میتواند زمینه همدلی و مسئولیت مشترک را تقویت کند.
با این حال، وحدت پایدار نباید تنها بر پایه وجود یک دشمن مشترک بنا شود. اگر وحدت صرفاً در واکنش به تهدید شکل بگیرد، ممکن است با تغییر شرایط از میان برود. آنچه وحدت را ماندگار میکند، علاوه بر شناخت تهدیدهای مشترک، تعریف منافع مشترک است؛ همکاری اقتصادی، تبادل علمی و فرهنگی، امنیت منطقهای و ارتباط میان ملتها.
امارتیا سن، اقتصاددان و فیلسوف معاصر، در بحث هویت بر چندلایه بودن هویت انسان تأکید میکند. انسان میتواند همزمان دارای هویت مذهبی، ملی، قومی و فرهنگی باشد و هیچکدام الزاماً دیگری را نفی نمیکند. این نگاه برای جوامع اسلامی اهمیت ویژه دارد: یک مسلمان میتواند هویت مذهبی و ملی خود را حفظ کند و در عین حال خود را بخشی از جامعه بزرگتر اسلامی بداند.
در نهایت، وحدت از مردم آغاز میشود؛ از همسایهای که به باور دیگری احترام میگذارد، از جوانی که با فردی متفاوت از خود گفتوگو میکند و از جامعهای که همکاری را بر دشمنی ترجیح میدهد.
هفته وحدت یادآور این حقیقت است: همه لازم نیست یکسان فکر کنند تا بتوانند در کنار یکدیگر زندگی کنند.
وحدت یعنی تفاوتها را ببینیم، اما اجازه ندهیم تفاوتها میان ما دیوار بسازند؛ اختلاف را بپذیریم، اما آن را به دشمنی تبدیل نکنیم؛ هویت خود را حفظ کنیم، اما هویت دیگری را تهدید ندانیم.
وحدت به معنای یکی شدن همه صداها نیست؛ به معنای شنیدن صداهای متفاوت و یافتن راهی برای حرکت در کنار یکدیگر است.
این همان معنای واقعی «ما یک امت واحدیم» است.
سخن سردبیر – خبرگزاری سریع

