حملات زنجیرهای پاکستان بر افغانستان؛ قمار بزرگ اسلامآباد با پیمان مکه

مرزهای طولانی و همیشه ملتهب افغانستان و پاکستان بار دیگر شاهد دور جدیدی از تبادل آتش و حملات سنگین هوایی هستند که زنگ خطر یک تقابل تمامعیار و غیرقابل کنترل را در منطقه به صدا درآورده است. گزارشهای تاییدشده محلی و بیانیههای رسمی حاکی از آن است که نیروهای هوایی و پهپادی پاکستان در یک عملیات هماهنگ و زنجیرهای، اهدافی را در ولایتهای خوست، قندهار و پکتیا آماج حملات موشکی قرار دادهاند. اینبار؛ اما بر خلاف حملات قبلی وزیر اطلاعات پاکستان بلافاصله مسئولیت را به دوش گرفت و اعلام کرد که این حملات واکنشی به پرواز نفوذی پهپادها از داخل خاک افغانستان بوده و ارتش این کشور نقطههای کلیدی را که برای پرتاب، هدایت و نگهداری این طیارههای بیسرنشین استفاده میشدند، با دقت هدف قرار داده است.
این تهاجم آشکار پاکستان و به عهده گرفتن آشکارتر آن، جبهه جدیدی از تنش را در سطح منطقه به خصوص به سمت اعضای پیمان مکه گشوده است که لایههای پیچیده دیپلماتیک و استراتژیک را در این زمینه فعال ساخته است.
جغرافیای حملات اخير پاکستان نشان میدهد که اسلامآباد تعمداً مراکز حساس و نمادین حکومت طالبان را نشانه رفته است. طبق دادههای منتشرشده توسط منابع نزدیک به ارتش پاکستان، بمبارانها از اردوگاه گُلان در ولسوالی گربز پکتیکا آغاز شده و بخشهایی از ولسوالیهای اسماعیلخیل و مندوزی در نزدیکی مرکز ولایت خوست را نیز در بر گرفته است؛ حملاتی که از سوی سخنگوی والی طالبان در خوست نیز مورد تایید قرار گرفت. اما مهمترین بخش این عملیات، حمله به مجتمع مسکونی و نظامی موسوم به (سرای ملا) در شهر قندهار بود؛ مکانی تاریخی که متعلق به ملا محمد عمر، رهبر سابق و بنیانگذار طالبان است و اکنون به عنوان دژ مستحکم و مرکز آموزش نیروهای ویژه محافظ رهبری طالبان شناخته میشود. اگرچه سخنگوی طالبان برای کاهش ابعاد روانی فاجعه، محل حمله را یک منطقه بیابانی و کماهمیت در قندهار توصیف کرد، اما ماهیت اهداف در قندهار و پکتیا نشاندهنده یک پیام واضح نظامی از سوی همسایه جنوبی است. این حمله مستقیم به نمادهای قدرت طالبان در قندهار نشان میدهد که ارتش پاکستان خطوط قرمز را پشت سر گذاشته و آماده است تا برای تحمیل اراده خود، عمیقترین لایههای حاکمیتی حکومت کنونی افغانستان را هدف قرار دهد.
واکنش دستگاههای امنیتی و رسانهای حاکمیت کنونی به این حملات، تند، بیپرده و توأم با خطونشانهای راهبردی بود. رسانه المرصاد که به عنوان تریبون غیررسمی ریاست عمومی استخبارات عمل میکند، با بازنشر متنی تهدیدآمیز عملاً از پایان خویشتنداری کابل خبر داد. در این موضعگیری صریح آمده است که پاکستان دیگر نمیتواند پشت بهانههای واهی پنهان شود و خود را از حملات تلافیجویانه افغانستان مصئون نگه دارد؛ از این رو تمام مراکزی که حملات هوایی از آنها سازماندهی میشوند، اهداف مشروع نظامی برای افغانستان خواهند بود. این بیانیه با اعلام اینکه افغانستان دیگر نیازی به باز نگه داشتن درهای صلح و ادامه همکاریهای امنیتی منطقهای نمیبیند، عملاً رشتههای لرزان هماهنگیهای مرزی را پنبه کرد و منطقه را در آستانه یک گسست بزرگ امنیتی قرار داد. لغو یکجانبه تعهدات امنیتی از سوی کابل، پیامدهای ناگواری برای اعضای پیمان مکه خواهد داشت که همزمان در صدد حفظ ارتباط با افغانستان نیز هستند.
یکی از پرسشهای کلیدی و جدی در این زمینه، پذیرش زودهنگام و رسمی مسئولیت این حملات از سوی دولت پاکستان است. در گذشته، اسلامآباد یا دست داشتن در عملیاتهای هوایی داخل خاک افغانستان را کاملاً تکذیب میکرد و یا با تأخیری چندروزه و در قالب عبارات مبهم به آن مشروعیت میبخشید؛ اما چرا این بار وزیر اطلاعات پاکستان بلافاصله پشت تریبون قرار گرفت و با افتخار از انهدام اهداف سخن گفت؟ به نظر میرسد این رفتار شتابزده، ارتباط مستقیمی با پیمان مکه و فرار تاکتیکی اسلامآباد از تعهدات بینالمللیاش دارد. پیمان مکه که با میانجیگری و فشارهای عربستان سعودی و ترکیه به منظور کاهش تنشها، کنترل تروریسم و واداشتن پاکستان به تمرکز بر اصلاحات داخلی و ثبات مرزی شکل گرفته بود، اکنون به زنجیری بر دست و پای جنرالهای راولپندی تبدیل شده است. بر اساس مفاد و پیشینه این پیمان استراتژیک، عربستان سعودی و ترکیه تعهدات مالی و دفاعی خاصی را مشروط بر حفظ آرامش مرزی و مهار بحرانهای منطقهای به پاکستان ارائه داده بودند. ریاض و انقره تمایل داشتند تا از تبدیل شدن این جغرافیا به کانون جدید جنگهای فرسایشی جلوگیری کنند. آنها مایل بودند ثبات سیاسی در پاکستان برقرار شود تا بتوانند روی پروژههای اقتصادی بلندمدت سرمایهگذاری کنند. با این حال، جنرالهای ارتش پاکستان که همواره حیات سیاسی، نفوذ اجتماعی و بودجههای کلان خود را در گرو بازتولید بحرانهای امنیتی مرزی میبینند، مفاد این توافق سه جانبه را مغایر با اهداف بلندمدت خود یافتند. ارتش پاکستان بقای خود را در وجود یک دشمن فرضی یا واقعی در مرزهای غربی میداند تا از این طریق افکار عمومی داخلی را از بحرانهای شدید اقتصادی و بنبستهای سیاسی درون کشور منحرف سازد. از این رو، ارتش به یک سناریوی نظامی هجومی روی آورد تا شرایط اضطراری جدیدی را خلق کند.
به نظر میرسد پاکستان با بزرگنمایی تهدیدات پهپادی از خاک افغانستان و اعلام زودهنگام جنگ، به دنبال آن است تا به شرکای استراتژیک خود در پیمان مکه ثابت کند که کابل به تعهدات امنیتی خود پایبند نیست و به این ترتیب، نقض عهد و خروج خود از مفاد این توافقنامه را پيشاپيش توجیه کند. در واقع، اسلامآباد با این حملات، یک بنبست تصنعی ایجاد کرد تا نشان دهد که در وضعیت دفاع مشروع قرار دارد و نمیتواند به بندهای صلحجویانه پیمان مکه متعهد بماند. بیانیههای تند منابع استخباراتی طالبان مبنی بر اینکه امارت اسلامی دیگر ملزم به ادامه همکاری در زمینه امنیت منطقهای نیست، قطعه پایانی همین پازل است؛ چرا که پاکستان دقیقاً به دنبال برافروختن این آتش بود تا به ریاض و انقره بگوید که بستر صلح در مرزهای غربی کاملاً نابود شده است و مقصر این ویرانی نیز حاکمیت کابل است. این فرار از تعهدات، به پاکستان اجازه میدهد تا همچنان به عنوان یک بازیگر امنیتیِ نیازمند کمکهای نظامی بینالمللی باقی بماند.
پیامدهای این ماجراجویی نظامی برای امنیت کل منطقه بسیار هولناک خواهد بود. قطع همکاریهای امنیتی طالبان با کشورهای همسایه، فضا را برای رشد و مانور بیشتر گروههای افراطی و گسست کامل معاهدات مرزی فراهم میسازد. از سوی دیگر، این تقابل هوایی میتواند به کوچ اجباری ساکنان مناطق مرزی، توقف تبادلات تجاری در بندرهای حیاتی مانند تورخم و سپینبولدک، و تشدید فقر در دو سوی مرز منجر شود. پاکستان که خود با بحرانهای عمیق اقتصادی، تورم بیسابقه، فلج ساختاری و ناامنی گسترده داخلی دستوپنجه نرم میکند، با گشودن این جبهه هوایی جدید، وارد قماری شده است که ثمره آن چیزی جز بازتولید خشونت و ناامنی در دو طرف خط دیورند نخواهد بود. تاریخ نشان داده است که بحرانهای مرزی در این جغرافیا با بمباران حل نمیشوند، بلکه تنها کلاف سردرگم جنگهای نیابتی را پیچیدهتر میسازند؛ روزهای سختی در راه است و دود این آتش بیش از همه به چشم ثبات نیمبند منطقهای خواهد رفت و هر دو کشور را در چرخه باطل خشونت فرو خواهد برد.
نویسنده: محمد امین فرهمند

