هفتم اکتوبر؛ از طوفان الاقصی تا بازتعریف مفهوم مقاومت در افغانستان

هفتم اکتوبر ۲۰۲۳، با عملیات طوفان الاقصی، به یکی از نقاط عطف منازعه فلسطین و رژیم اسرائیل تبدیل شد؛ رویدادی که به گفته حماس، معادلات سیاسی و نظامی منطقه را دگرگون کرد و پس از آن جنگی گسترده در غزه شکل گرفت.
اما برای افغانستان، اهمیت سالروز طوفان الاقصی تنها در یادآوری یک رویداد منطقهای خلاصه نمیشود. این مناسبت میتواند فرصتی برای بازاندیشی در یک پرسش اساسی باشد: مقاومت اسلامی چیست و چه نسبتی با آزادی، عدالت، استقلال و کرامت انسان دارد؟
مفهوم مقاومت در افغانستان امروز میان دو لبه قیچی قرار گرفته است. از یک سو، جریانهای افراطی که خشونت، حذف مخالف و تفسیرهای سختگیرانه از دین را با عنوان مبارزه اسلامی توجیه کردهاند؛ و از سوی دیگر، جریانی که هرگونه مقاومت سیاسی و اجتماعی را بیفایده دانسته و جامعه را به انفعال و پذیرش وضع موجود فرامیخواند. در چنین شرایطی، نخستین ضرورت، نجات مفهوم مقاومت از هر دو تحریف است.
مقاومت اسلامی، پیش از آنکه یک ابزار نظامی باشد، یک منطق سیاسی و اخلاقی است؛ منطقی که بر نفی سلطه، حفظ استقلال، دفاع از کرامت انسان و حق ملتها برای تعیین سرنوشت خویش استوار است. بنابراین، مقاومت را نمیتوان صرفاً با تعداد سلاحها یا میدانهای جنگ سنجید. اگر مقاومت به قدرتطلبی، فساد، انتقامگیری یا حذف دیگران تبدیل شود، از فلسفهای که مدعی دفاع از آن است فاصله گرفته است.
این تمایز برای افغانستان اهمیت ویژه دارد. تاریخ معاصر این کشور سرشار از نمونههای مبارزه برای استقلال و مقابله با سلطه خارجی است؛ اما در کنار این تجربه، افغانستان شاهد جنگهای داخلی، افراطگرایی و رقابتهای خونین قدرت نیز بوده است. از همین رو، هر سخن جدی درباره مقاومت باید میان مبارزه برای آزادی و خشونت برای قدرت مرز روشن بگذارد.
مشکل دیگر، بیاعتمادی عمومی به شماری از رهبران و جریانهایی است که در مقاطع مختلف خود را پرچمدار مقاومت معرفی کردهاند. تجربه افغانستان نشان داده است که وقتی شعار مقاومت با فساد، انحصار، امتیازطلبی و بیعدالتی همراه شود، سرمایه اجتماعی آن فرسوده میشود. مقاومت بدون اخلاق سیاسی، دیر یا زود به بازتولید همان ساختاری تبدیل میشود که علیه آن شکل گرفته است.
از این منظر، عدالت داخلی شرط اصالت مقاومت خارجی است. نمیتوان از استقلال در برابر قدرتهای بزرگ سخن گفت، اما در داخل کشور حقوق شهروندان، مشارکت سیاسی، عدالت اجتماعی و کرامت انسانی را نادیده گرفت. حتی قانون اساسی جمهوری اسلامی افغانستان نیز در اصول خود میان استقلال، حاکمیت ملی، عدالت اجتماعی، کرامت انسانی و حقوق شهروندان پیوند برقرار کرده بود.
افغانستان امروز بیش از هر زمان دیگری به بازسازی اعتماد عمومی نیاز دارد؛ اعتمادی که نه با شعار، بلکه با صداقت، پاسخگویی و رفتار عادلانه ساخته میشود. گزارشهای سازمان ملل نیز استمرار چالشهای حقوق بشری و اجتماعی در افغانستان را نشان میدهد و بر ضرورت رعایت حقوق اساسی مردم تأکید دارد.
از این منظر، طوفان الاقصی برای جامعه افغانستان میتواند فراتر از یک رویداد فلسطینی معنا پیدا کند: یادآوری این حقیقت که مقاومت، زمانی مشروعیت اخلاقی پیدا میکند که در خدمت عزت انسان باشد؛ نه در خدمت قدرت افراد.
مقاومت اصیل اسلامی نه با افراطگرایی داعش و القاعده تعریف میشود، نه با خشونت و انحصار سیاسی، و نه با انفعال در برابر ظلم. مقاومت، در معنای عمیقتر، ایستادگی آگاهانه در برابر سلطه و بیعدالتی است؛ اما این ایستادگی زمانی ماندگار خواهد بود که در داخل نیز با عدالت، اخلاق، آزادی و کرامت انسانی همراه باشد.

