نشست مسکو؛ فرصتی برای همگرایی منطقهای و تثبیت ثبات در افغانستان

پایتخت فدراسیون روسیه در روزهای اخیر میزبان دور جدیدی از رایزنیهای دیپلماتیک و استراتژیک در قالب فرمت مسکو بود؛ مجمعی کلان که با حضور نمایندگان ویژه کشورهای کلیدی منطقه شامل روسیه، چین، ایران، پاکستان و کشورهای آسیای میانه، بار دیگر اهمیت راهبردی افغانستان را در قلب تعاملات منطقهای به تصویر کشید. این نشست که با تمرکز بر گسترش همکاریهای اقتصادی، مبارزه با تروریسم، امنیت و توسعه ترانزیت برگزار شد، گامی رو به جلو برای عبور از بنبستهای گذشته و حرکت به سوی یک تفاهم پایدار منطقهای به شمار میرود. حضور فعال هیئتهای دیپلماتیک در این مجمع نشان داد که کشورهای منطقه، فراتر از تفاوت در دیدگاهها، بر سر یک اصل واحد به اين باور مشترک رسیدهاند که ثبات، رفاه و توسعه پایدار در سراسر آسیا، مستقیماً در گروی یک افغانستان امن، مستقل و شکوفا است. برای دستیابی به این چشمانداز روشن، مطالبات بنیادین این جغرافیا بر چهار محور اساسی یعنی استقلال و خودارادیت، احترام به تمامیت ارضی، مبارزه صادقانه با تروریسم، و عدم مداخله در امور داخلی استوار است که در این نشست مورد بحث و تبادل نظر قرار گرفت.
نخستین و مهمترین محوری که روح حاکم بر این گفتوگوهای دیپلماتیک را تشکیل میداد، تاکید بر استقلال و حق خودارادیت افغانستان بود. کشورهای شرکتکننده در فرمت مسکو به خوبی بر این حقیقت واقف هستند که مردم این سرزمین همواره خواهان حفظ هویت مستقل و تعیین سرنوشت سیاسی خود بر اساس ارزشهای بومی بودهاند. تعاملات اقتصادی و دیپلماتیک جدیدی که از سوی بازیگران بزرگی مانند روسیه و چین پایهگذاری شده است، فرصتی را برای عبور افغانستان از انزوای بینالمللی و حرکت به سمت خودکفایی فراهم میآورد. سرمایهگذاری در بخشهای کلان زیرساختی، استخراج معادن و پروژههای انرژی، پتانسیل عظیمی را برای اشتغالزایی و رونق سفرههای مردم ایجاد میکند. این همکاریها نشاندهنده تغییر نگاه منطقه از رویکردهای صرفاً امنیتی به سمت مشارکتهای انکشافی و سازنده است؛ رویکردی که استقلال سیاسی کشور را در سایه اقتدار اقتصادی تحکیم میبخشد.
دومین ستون اساسی در این نشست، تبیین ضرورت احترام به تمامیت ارضی به عنوان پیششرط هرگونه تعامل پایدار همسایگی بود. در فضایی که تنشهای مرزی در ماههای اخیر چالشهایی را میان کابل و اسلامآباد ایجاد کرده بود، فرمت مسکو بستری مناسب را فراهم آورد تا کشورهای منطقه بر اهمیت حسن همجواری و پایبندی به مرزهای مشترک تاکید کنند. دیپلماسی فعال در این نشست اثبات کرد که گفتوگوهای رو در رو و شفاف، بهترین و کارآمدترین راهکار برای حل سؤتفاهمهای مرزی و جلوگیری از اصطکاکهای نظامی است. بازیگران منطقهای به این درک مشترک نزدیک شدهاند که امنیت مرزها، یک جاده دوطرفه است و توسعه شاهراههای ترانزیتی و مبادلات گمرکی میتواند خطوط مرزی را از مناطق تنش، به کانونهای داد و ستد، برادری و رفاه اقتصادی تبدیل کند.
سومین مؤلفه، هماهنگی برای مبارزه مشترک و قاطع علیه تروریسم و مواد مخدر بود. هرچند تفاوت در قرائتها و اولویتهای امنیتی میان کابل و اسلامآباد بر سر چگونگی مهار گروههای شبهنظامی فرامرزی باعث شد که این نشست در نهایت بدون صدور بیانیه مشترک پایانی به کار خود پایان دهد، اما نفسِ بازگو شدن این دغدغهها در یک فضای صریح دیپلماتیک، یک دستاورد مثبت ارزیابی میشود. این بنبست موقت در صدور بیانیه، نشاندهنده صراحت و جدیت طرفها در حل ریشهای پدیده ناامنی است و زمینه را برای طراحی مکانیسمهای عملیاتیتر در آینده فراهم میسازد. ارادهی قاطع حکومت کنونی افغانستان در سرکوب گروههای تکفیری نظیر داعش خراسان و کاهش چشمگیر کشت مواد مخدر، سیگنالهای مثبتی را به پایتختهای منطقه ارسال کرده و اعتماد متقابل را برای همکاریهای استخباراتی و امنیتی مشترک تقویت نموده است.
علاوه بر این، برگزاری این نشستها گام مؤثری برای مهار رقابتهای سنتی و منفی میان قدرتهای بزرگ منطقه، بهویژه دوقطبی هند و پاکستان، در جغرافیای افغانستان است. فرمت مسکو با ایجاد یک چتر چندجانبه، تلاش میکند تا منافع متضاد بازیگران را به سمت یک همکاری برد-برد هدایت کند. وقتی افغانستان به عنوان پل ارتباطی میان آسیای مرکزی و جنوب آسیا تعریف شود، پروژههای بزرگی مانند خط لوله گاز یا راهآهنهای ترانزیتی، هم منافع اقتصادی دهلینو و هم اسلامآباد را تامین خواهند کرد. این رویکرد، دوسیه افغانستان را از یک میدان رقابت استخباراتی و جنگ نیابتی، به مرکز ثقل همگرایی اقتصادی و پروژههای مشترک منطقهای بدل میسازد که سود آن مستقیماً به نفع رفاه و آرامش تودههای مردم خواهد بود.
چهارمین رکن اساسی، تاکید بر اصل عدم مداخله در امور داخلی به عنوان ضمانتنامهی صلح پایدار بود. در این نشست، کشورهای منطقه بر این موضع اصولی صحه گذاشتند که صلح در درون مرزهای افغانستان تنها زمانی پایدار و فراگیر خواهد شد که ساختارها و فرآیندهای سیاسی بر اساس عدالت اجتماعی و اراده داخلی شکل بگیرند. مواضع اصولی کشورهایی نظیر جمهوری اسلامی ایران در تاکید بر شکلگیری رویکردهای همهشمول، نشاندهنده دلسوزی و مصلحتجویی همسایگان برای تحکیم پایههای وفاق ملی در افغانستان است. این پیام قاطع به جامعه بینالمللی مخابره شد که دوران تحمیل نسخههای بیگانه و مداخلات استخباراتی گذشته و منطقه آماده است تا با تکیه بر ظرفیتهای درونی خود، از یک افغانستان باثبات حمایت کند.
در واقع نشست اخیر مسکو دریچهای نو به سوی آیندهای روشنتر برای روابط افغانستان و کشورهای منطقه گشود. نظامها و دولتها وظیفه دارند منافع ملتهای خود را در بسترهای واقعی دنبال کنند و این نشست نشان داد که دیپلماسی، علیرغم تمام چالشها و تفاوت دیدگاهها، همچنان زندهترین و پویاترین ابزار برای حل بحرانهاست. شناخت مطالبات واقعی ملت افغانستان یعنی استقلال، تمامیت ارضی، مبارزه واقعی با تروریسم و عدم مداخله، قطبنمای حرکت منطقه به سمت پیشرفت است. جغرافیا و ملت افغانستان ماندگارند و این گامهای مثبت دیپلماتیک، بستر را برای همزیستی مسالمتآمیز، برادری و شکوفایی اقتصادی در کل منطقه هموارتر از هر زمان دیگری ساخته است.

