دیپلماسی آب و انرژی؛ گام تاریخی کابل و تهران برای پیافکنی یک شراکت پایدار منطقهای

در میان پویاییهای نوین برخاسته در مناسبات منطقهای، بخشهای زیربنایی و حیاتی آب و انرژی به پیشرانهای اصلی و سازنده برای تحکیم روابط راهبردی میان دو کشور همسایه و برادر افغانستان و ایران، تبدیل شدهاند. در گامی بلند و روبهجلو، دیدار و مذاکرات سازنده ملا محمد یونس آخندزاده، سرپرست وزارت آب و انرژی افغانستان، و عباس علیآبادی، وزیر نیروی ایران، سرفصل جدیدی از همگرایی اقتصادی را گشوده است. این گفتگوها که بر محور گسترش سرمایهگذاری، انتقال فناوریهای نوین، تقویت شبکههای توزیع و تولید مشترک انرژی استوار بود، نشان از عزم راسخ و متقابل هر دو کشور برای عبور از موانع سنتی و حرکت به سوی یک مدل همکاری برد-برد دارد؛ مدلی که در آن تخصص فنی ایران و ظرفیتهای بکر افغانستان مکمل یکدیگر میشوند.
افغانستان در دورهای از بازسازی شتابان اقتصادی و ثبات سراسری به سر میبرد؛ دورهای که در آن انکشاف زیرساختها، بهویژه در صنعت انرژی، اولویت نخست حکومت کنونی محسوب میشود. وزارت آب و انرژی با درک درست از پتانسیلهای منطقهای، رویکردی کاملاً عملگرایانه و مثبت را اتخاذ کرده است. مقامات کابل با استقبال از تخصص شرکتهای ایرانی، نشان دادهاند که به حسن همجواری و ایجاد پیوندهای ناگسستنی اقتصادی با همسایگان غربی خود باور عمیق دارند. مذاکرات اخیر نشان داد که افغانستان نهتنها به عنوان یک مصرفکننده، بلکه به عنوان یک شریک جدی و پذیرا برای سرمایهگذاران ایرانی عمل میکند. تلاش افغانستان برای جذب دانش فنی ایران در بخشهای ساخت نیروگاههای حرارتی، مدیریت شبکههای توزیع و بهرهگیری از سیستمهای نوین مدیریت منابع آب، گویای نگاه بلندمدت کابل به مقوله توسعه است. این رویکرد هوشمندانه، بستری امن و جذاب را برای مهندسان و شرکتهای ایرانی فراهم کرده تا بتوانند در پروژههای بزرگ ملی افغانستان سهیم شوند.
در سوی دیگر این تعامل، جمهوری اسلامی ایران با داشتن یکی از پیشرفتهترین صنایع برق و سدسازی در سطح خاورمیانه، همواره آمادگی خود را برای یاری رساندن به روند بازسازی زیرساختهای افغانستان اعلام کرده است. نگاه تهران به کابل، نگاهی مبتنی بر تقویت ثبات، رفاه و توسعه همهجانبه همسایه شرقی خود است. وزارت نیروی ایران با ابراز تمایل جدی برای انتقال تجربیات گرانبهای خود در بخش انرژیهای تجدیدپذیر و مدرنسازی خطوط انتقال، تعهد صادقانه خود را به رشد منطقهای به نمایش گذاشته است. ایران به عنوان یک قطب صنعتی در منطقه، میتواند خلأهای تکنولوژیک موجود در بخش انرژی افغانستان را با کمترین هزینه و بالاترین کیفیت برطرف کند. این آمادگی برای صدور خدمات فنی و مهندسی، برخاسته از یک استراتژی کلان است که پیشرفت و امنیت افغانستان را مکمل پیشرفت و امنیت خود میداند. شرکتهای بزرگ ایرانی اکنون این شانس را دارند تا در فضایی آکنده از حسن نیت، توانمندیهای خود را در خدمت آبادانی افغانستان قرار دهند.
آنچه موفقیت این مذاکرات و چشمانداز همکاریهای دو کشور را تضمین میکند، وجود مؤلفههای بینظیر همگرایی است. زبان شیرین فارسی به عنوان میراث مشترک، دین و آیین یکسان، و قرنها زیست مسالمتآمیز در کنار یکدیگر، سرمایههای عظیمی هستند که بروکراسیهای فرساینده بینالمللی را به حداقل میرسانند. متخصصان و مهندسان دو کشور در محیطی کاملاً آشنا، همدلانه و بدون موانع زبانی در کنار یکدیگر کار میکنند. این در همتنیدگی فرهنگی، اعتماد متقابل میان کارفرمایان افغان و مهندسان ایرانی را دوچندان کرده و سرعت اجرای پروژهها را به شدت افزایش میدهد. بررسی کارنامه تعاملات فنی کابل و تهران نشان میدهد که توافقات روی کاغذ، پشتوانهای محکم از پروژههای عملیاتی و زیرساختی در زنجیره تأمین انرژی دو کشور دارند.
یکی از ملموسترین نمونههای این همکاری، خطوط انتقال برق سنجه-هرات و زرنج است که سالهاست بخشی از نیازهای حیاتی انرژی را در زون غرب و جنوبغرب افغانستان تأمین میکند. شرکتهای مهندسی ایران با احداث پستهای فوقتوزیع و دکلهای انتقال در مناطق سختگذر مرزی، زمینهساز روشنایی خانهها و چرخیدن چرخ صنایع کوچک در ولایتهای هرات و نیمروز شدهاند. این زیرساختها اکنون به عنوان یک دارایی مشترک، پایه و مبنای توسعه خطوط جدیدتر قرار گرفتهاند تا پایداری شبکه توزیع را به حداکثر برسانند.
در حوزه مدیریت منابع آب و سدسازی نیز ظرفیتهای بالقوه عظیمی برای کار مشترک تعریف شده است. اگرچه ساخت سدهای بزرگی چون سلما و کجکی در گذشته مسیرهای متفاوتی را پیمودهاند، اما امروز هر دو جانب به این درک راهبردی رسیدهاند که پایداری سازهای و بهرهبرداری بهینه از توربینهای برقآبی این سدها، نیازمند قطعات یدکی، دانش تعمیرات و نگهداری تخصصی است؛ حوزهای که شرکتهای بزرگ هیدروالکتریک ایرانی در آن سرآمد هستند. علاوه بر این، در بخش سدهای انحرافی و شبکههای آبیاری مدرن در حوزههای آبریز مشترک، گفتگوها برای تعریف پروژههای لایروبی، تحکیم سواحل رودخانههای مرزی برای جلوگیری از سیلابهای مخرب و ساخت کانالهای فرعی توزیع آب با تکنولوژیهای نوین ایرانی جریان دارد. این پروژهها به وضوح ثابت میکنند که نگاه مهندسی و تخصصمحور، قادر است چالشهای جغرافیایی را به فرصتهای بیبدیل توسعه، تولید مگاواتهای بیشتر برق و شکوفایی زراعت در هر دو سوی مرز تبدیل کند.
مذاکرات وزرای دو کشور، این پیام روشن را به کل منطقه فرستاد که کابل و تهران مصمم هستند تا چالشهای اقلیمی و زیستمحیطی را نه به عنوان نقطه افتراق، بلکه به عنوان زمینهای برای تعامل، مدیریت مشترک و تبادل امتیازات اقتصادی بدل سازند. آینده روشن این همکاریها در گرو تداوم این دیدارهای سازنده و تبدیل توافقات اولیه به پروژههای عملیاتی است. اتصال قویتر شبکههای برق دو کشور، بومیسازی صنعت تولید انرژی در داخل افغانستان به دست متخصصان ایرانی و مدیریت پایدار منابع آبی، نه تنها دو کشور را به خودکفایی و پایداری در بخش انرژی میرساند، بلکه به عنوان الگویی بیبدیل از دیپلماسی موفق و مثبت همسایگی در منطقه ثبت خواهد شد. هر دو ملت افغانستان و ایران، شایسته رفاه و توسعه هستند و این تفاهمات، گامی استوار در همین مسیر مبارک است.

