افغانستان در برابر بلایای طبیعی؛ از خانههای ناایمن تا ضرورت آمادگی ملی

همزمان با روز جهانی کاهش خطر بلایای طبیعی، وضعیت افغانستان نشان میدهد که فقر، خانههای ناایمن و ضعف زیرساختها، پیامدهای زلزله و سیلاب را تشدید میکنند. در کشوری که میلیونها نفر به کمکهای بشردوستانه نیاز دارند، کاهش خطر بلایا به آمادگی پیش از حادثه، ساختوساز ایمن و مدیریت مؤثر نیاز دارد.
این موضوع برای افغانستان اهمیت ویژه دارد؛ کشوری که بارها زلزله، سیلاب، خشکسالی و لغزش زمین، زندگی مردم آن را تحت تأثیر قرار داده است. در بسیاری از مناطق، یک حادثه طبیعی تنها به تخریب خانهها محدود نمیشود، بلکه میتواند معیشت خانوادهها را از بین ببرد، راههای مواصلاتی را مسدود سازد و دسترسی به خدمات صحی و آب آشامیدنی را دشوار کند.
بر اساس اطلاعات بانک جهانی، از سال ۱۹۸۰ میلادی به اینسو، بلایای طبیعی حدود ۹ میلیون نفر را در افغانستان متأثر ساخته و بیش از ۲۰ هزار کشته برجا گذاشته است. این آمار نشان میدهد که خطر بلایا در افغانستان یک مشکل مقطعی نیست، بلکه چالشی دوامدار برای زندگی و توسعه به شمار میرود.
زلزله شرق افغانستان؛ نمونهای از آسیبپذیری
زلزله ۶ درجهای شرق افغانستان در ۹ سنبله ۱۴۰۴، نمونه روشنی از این وضعیت است. بر اساس ارزیابی بانک جهانی که در ۱ عقرب همان سال منتشر شد، این رویداد حدود دو هزار کشته برجا گذاشت و بین ۵۰۰ هزار تا ۱.۳ میلیون نفر را متأثر ساخت. خسارات مستقیم اقتصادی آن حدود ۱۸۳ میلیون دالر برآورد شد.
ساختمانهای مسکونی حدود ۳۵ درصد خسارات مستقیم را تشکیل میدادند. خانههایی که با مصالح سنتی و بدون استحکام کافی ساخته شدهاند، در برابر زلزله آسیبپذیرترند؛ بهویژه در مناطقی که خانوادهها توان مالی لازم برای ساخت خانههای مقاوم را ندارند.
این مسئله نشان میدهد که کاهش تلفات تنها با امدادرسانی پس از حادثه ممکن نیست. آموزش روشهای ساختوساز ایمن، مقاومسازی خانهها و نظارت بر ساختمانهای عمومی، بهویژه مکاتب و شفاخانهها، باید بخشی از برنامههای پیشگیرانه باشد.
فقر؛ عاملی که خسارات را تشدید میکند
در افغانستان، بخش بزرگی از خانوادههای روستایی به زراعت و مالداری وابستهاند. سیلاب میتواند زمینهای زراعتی، سیستمهای آبیاری و راههای مواصلاتی را تخریب کند؛ خشکسالی نیز با کاهش منابع آب و حاصل زراعت، درآمد مردم را تحت فشار قرار میدهد.
وقتی خانوادهای خانه، زمین یا مواشی خود را از دست میدهد، بازسازی زندگی برایش آسان نیست. این مشکل در مناطق دورافتاده، جایی که دسترسی به خدمات صحی و کمکهای اضطراری دشوار است، شدیدتر میشود.
دفتر هماهنگی امور بشردوستانه سازمان ملل متحد برآورد کرده است که حدود ۲۱.۹ میلیون نفر در افغانستان در سال ۲۰۲۶ به کمکهای بشردوستانه نیاز دارند. این رقم مربوط به تمام نیازهای بشردوستانه است، نه فقط آسیبدیدگان بلایای طبیعی؛ با این حال، نشان میدهد که حوادث تازه در جامعهای رخ میدهند که بخش بزرگی از مردم آن با مشکلات اقتصادی و دسترسی محدود به خدمات اساسی روبهرو هستند.
کاهش خطر بلایا باید پیش از وقوع حادثه آغاز شود. شناسایی مناطق سیلابگیر و زلزلهخیز، جلوگیری از ساختوساز در نقاط پرخطر، رعایت معیارهای ایمنی ساختمانها و تقویت سیستمهای هشدار زودهنگام از اقدامهای ضروریاند.
در مورد سیلاب، هشدار بهموقع میتواند فرصت تخلیه مناطق در معرض خطر را فراهم کند؛ اما در برابر زلزله، که زمان دقیق وقوع آن قابل پیشبینی نیست، مقاومسازی ساختمانها و آموزش رفتار ایمن اهمیت بیشتری دارد.
خانوادهها نیز میتوانند با شناخت راههای خروج از خانه، آمادهکردن وسایل ضروری و آگاهی از شیوههای کمکهای اولیه، آمادگی خود را افزایش دهند. با این حال، مسئولیت اصلی تنها بر دوش مردم نیست. نهادهای مسئول باید امکانات لازم برای ساختوساز ایمن، آموزش عمومی، دسترسی به اطلاعات و امدادرسانی سریع را فراهم کنند.
پس از هر حادثه نیز بازسازی باید بهگونهای انجام شود که خطرهای گذشته تکرار نشوند. ساخت دوباره خانههای ناایمن، بدون اصلاح روشهای ساختمانسازی، میتواند زمینه خسارات مشابه در آینده را فراهم سازد.
تجربه افغانستان نشان میدهد که شدت یک حادثه طبیعی بهتنهایی میزان فاجعه را تعیین نمیکند؛ فقر، خانههای ناایمن و ضعف زیرساختها نیز در افزایش تلفات نقش دارند. به همین دلیل، سرمایهگذاری در پیشگیری، مقاومسازی ساختمانها و آمادگی جوامع میتواند در درازمدت هم از جان مردم محافظت کند و هم هزینههای سنگین امدادرسانی و بازسازی را کاهش دهد.

