اجیران جنگی در دوزخ بلوچستان؛ پشت‌پرده استخدام نظامیان پیشین افغان توسط اسلام‌آباد

در حالی که بحران‌های امنیتی در ایالت آشوب‌زده بلوچستان پاکستان به نقطه‌ی انفجار رسیده است، گزارش‌های استخباراتی و افشاگری‌های رسانه‌ای از یک قمار خطرناک و بی‌سابقه توسط ارتش و دستگاه‌های اطلاعاتی پاکستان پرده برمی‌دارند. بر اساس گزارش مستند رادیو آزادی مقامات امنیتی اسلام‌آباد در یک چرخش استراتژیک، به استخدام وسیع و سازمان‌یافته‌ی سربازان، افسران و منسوبین پلیس پیشین نظام جمهوریت افغانستان متوسل شده‌اند تا از آن‌ها به عنوان گوشت دم توپ در جنگ فرسایشی علیه شبه‌نظامیان جدایی‌طلب بلوچ و جنگجویان تحریک طالبان پاکستان (TTP) استفاده کنند. این استراتژی جدید، نشان‌دهنده عمق استیصال اسلام‌آباد در مهار بحران بلوچستان و هم‌زمان، عمق فاجعه‌ای است که بر سر پناهجویان نظامی افغان در پاکستان می‌گذرد. پس از سقوط ناگهانی کابل در آگست ۲۰۲۱، هزاران تن از نیروهای امنیتی و دفاعی پیشین افغانستان به دلیل تهدیدات جانی و انتقام‌جویی‌های سیستماتیک در داخل افغانستان، به پاکستان پناه بردند؛ نیروهایی که سال‌ها را در کابوس اخراج اجباری، فقر مطلق و نداشتن حق کار سپری کرده‌اند و اکنون به طعمه‌های راحتی برای دستگاه‌های امنیتی پاکستان تبدیل شده‌اند.

گزارش‌های واصله نشان می‌دهند که شبکه استخبارات ارتش پاکستان با سوءاستفاده از وضعیت شکننده حقوقی و معیشتی این پناهجویان، روندی را آغاز کرده که طی آن، حدود ۲۰۰۰ تن از این نظامیان پیشین تسلیح و به جبهات جنگ در بلوچستان اعزام شده‌اند. حقارت‌بارترین بخش این تجارت جنگی، بهای خون این سربازان است؛ چرا که هر یک از این نظامیان پیشین افغان در ازای دریافت ماهانه تنها ۴۰ هزار روپیه پاکستانی حاضر شده‌اند اسلحه به دست گرفته و در جبهات محلی بلوچستان مستقر شوند. این رقم ناچیز که حتی کفاف ابتدایی‌ترین هزینه‌های زندگی یک خانواده پناهجو را نمی‌دهد، برای نظامیانی که بین چرخ‌دنده‌های دیپورت به کابل و مرگ حتمی در افغانستان گیر مانده‌اند، تنها راه بقا تلقی می‌شود. مطابق انتظار، مقامات رسمی پاکستان و دولت ایالتی بلوچستان طبق سنت دیرینه خود دست به انکار زده و مدعی شده‌اند که هیچ مدرک یا برنامه‌ای مبنی بر حضور هزاران نظامی افغان در صفوف نیروهای امنیتی آنان وجود ندارد؛ اما این تکذیب‌های دیپلماتیک در برابر واقعیت‌های میدانی بلوچستان رنگ می‌بازند.

ناتوانی ارتش پاکستان در کنترل مرزها و شاهراه‌های مواصلاتی بلوچستان، ارتش این کشور را به سمت ایده جنجالی تشکیل لشکرها یا همان شبه‌نظامیان محلی سوق داده است و استفاده از سربازان پیشین افغان که سال‌ها تجربه جنگ چریکی را دارند، ارزان‌ترین گزینه برای پر کردن خلاءهای امنیتی ارتش پاکستان در اماکن نظامی دورافتاده بلوچستان است تا به عنوان سپرهای انسانی در خطوط مقدمی قرار گیرند که عساکر ارتش پاکستان از حضور در آن‌ها وحشت دارند. افشای این بازرگانی جنگی، بی‌گمان روابط لرزان و بحرانی کابل و اسلام‌آباد را وارد فاز جدیدی از تنش‌های ژئوپلیتیک خواهد کرد. حاکمیت کنونی افغانستان در کابل که همواره درگیر اتهامات متقابل با پاکستان بر سر پناه دادن به اعضای تحریک طالبان پاکستان بوده است، اکنون با یک فاکتور امنیتی کاملاً جدید و تهدیدآمیز در نوار مرزی خود مواجه شده است. واکنش احتمالی و استراتژیک رژیم کابل به این اقدام اسلام‌آباد، در وهله اول به ابزاری برای توجیه ایدیولوژیک و تقویت موضع طالبان در قبال حملات فرامرزی تبدیل خواهد شد؛ زیرا تا پیش از این، مقامات اسلام‌آباد در تمامی نشست‌های بین‌المللی، طالبان افغانستان را به حمایت از تروریسم متهم می‌کردند، اما اکنون افشای حضور دو هزار نظامی پیشین افغان در صفوف نیروهای امنیتی پاکستان، بهترین کارت بازی را به دست دستگاه دیپلماسی طالبان در کابل می‌دهد تا خود را از یک متهم امنیتی به قربانی توطئه‌های مرزی تغییر وضعیت دهند.

طالبان با اتکا به این گزارش‌ها، به صراحت پاکستان را به تسلیح و سازمان‌دهی دشمنان خونی خود در یک جغرافیای موازی متهم خواهند کرد و از این پس، هرگونه تحرک نظامی یا حمایتی خود از تحریک طالبان پاکستان را به عنوان یک اقدام تلافی‌جویانه و مشروع در برابر لشکرسازی‌های پاکستان توجیه می‌کنند. از سوی دیگر، یکی از ملموس‌ترین پیامدهای این رویداد، افزایش ضریب اصطکاک نظامی و تشدید حملات در امتداد خط فرضی دیورند خواهد بود. هسته سخت قدرت طالبان به ویژه در بدنه وزارت دفاع و استخبارات، این اقدام پاکستان را به عنوان یک تهدید مستقیم علیه بقای سیاسی خود قلمداد می‌کند؛ زیرا ترس از اینکه ارتش پاکستان ممکن است از این دو هزار نظامی مجرب به عنوان هسته اولیه یک جبهه چریکی ضد طالبان در آینده استفاده کند، کابل را به سمت اتخاذ استراتژی تهاجمی‌تر سوق می‌دهد و انتظار می‌رود که طالبان در واکنش به این موضوع، حملات راکتی و درگیری‌های مستقیم مرزی را در مناطقی چون سپین‌بولدک، چمن و تورخم افزایش دهند تا به اسلام‌آباد بفهمانند که استفاده از کارت نظامیان پیشین، هزینه‌های سنگینی برای پاسگاه‌های مرزی پاکستان خواهد داشت. این تقابل در بعد داخلی نیز می‌تواند موج جدیدی از ارعاب، پیگرد و بازداشت را علیه آن دسته از نظامیان پیشین که هنوز در داخل افغانستان باقی مانده‌اند یا خانواده‌های افرادی که به پاکستان فرار کرده‌اند، ایجاد کند و استخبارات طالبان با بدبینی مفرط، روند عفو عمومی خود را به طور کامل زیر پا خواهد گذاشت.

ورود عناصر نظامی افغان به منازعه پیچیده و تاریخی بلوچستان، فرجام هولناکی دارد و کینه و دشمنی ناسیونالیست‌ها و جدایی‌طلبان بلوچ از جمله ارتش آزادی‌بخش بلوچ (BLA) را نسبت به مهاجرین افغان به شدت شعله‌ور می‌سازد؛ چرا که با رسمی شدن حضور نظامیان افغان در لباس اجیران ارتش پاکستان، جان صدها هزار مهاجر بی‌دفاع افغان در کویته و دیگر مناطق بلوچستان به شدت در خطر انتقام‌جویی‌های خونین قرار خواهد گرفت. استخدام دو هزار نظامی پیشین افغان توسط پاکستان، شرم‌آورترین فصل از داستان فروپاشی اردوی پیشین افغانستان است؛ سربازانی که روزگاری با بودجه‌های میلیارد دالری ناتو و برای دفاع از خاک خود آموزش دیده بودند، امروز در بدل ۱۴۵ دالر، وجه‌المصالحه و ابزار دست همان دستگاه استخباراتی (ISI) شده‌اند که عامل اصلی سقوط کشورشان بود. قمار جدید اسلام‌آباد نه تنها بحران بلوچستان را حل نخواهد کرد، بلکه با بین‌المللی کردن و پیچیده‌تر کردن ابعاد جنگ، انبار باروت منطقه را شعله‌ورتر می‌سازد و سوخت این جنگ، فراریان داغ‌دیده از وطن خواهند بود.

نویسنده: عبدالاحمد قانت

دکمه بازگشت به بالا
×
ما را دنبال کنید