اعتراضات هرات؛ میان مطالبات مردمی و بهرهبرداری سیاسی

اعتراضات اخیر در منطقه جبرئیل هرات که در پی برخورد نیروهای امر به معروف و نهی از منکر با زنان و دختران به وقوع پیوست، بار دیگر موضوع حقوق زنان، شیوه حکمرانی امارت اسلامی و پیامدهای محدودیتهای اجتماعی را در مرکز توجه افکار عمومی افغانستان و جهان قرار داده است. در این رویداد که متأسفانه با کشته و زخمی شدن شماری از شهروندان همراه شد، مردم افغانستان نسبت به عملکرد برخی مأموران اعتراض کردند؛ اعتراضی که ریشه آن را باید در نگرانیهای واقعی جامعه نسبت به محدودیتهای موجود جستجو کرد.
واقعیت این است که بخش قابل توجهی از مردم افغانستان در سالهای اخیر نسبت به سیاستهای محدودکننده در حوزه تحصیل دختران، اشتغال زنان و برخی محدودیتهای اجتماعی انتقاد داشتهاند. این انتقادها نه از موضع تقابل با نظام سیاسی حاکم، بلکه از منظر اصلاح امور و جلوگیری از گسترش نارضایتیهای اجتماعی مطرح شده است. مردم افغانستان به خوبی میدانند که تداوم ثبات و امنیت برای کشور اهمیت اساسی دارد و از همین رو طی پنج سال گذشته، با وجود انتقادات و مطالبات، سیاست صبر و تعامل را در پیش گرفتهاند. این رویکرد تاکنون تغییر نکرده و جامعه افغانستان همچنان خواهان اصلاح وضعیت از مسیر گفتوگو، تعامل و انتقال مطالبات به شیوههای مسالمتآمیز است.
در چنین شرایطی، تلاش برخی جریانهای سیاسی و نظامی مخالف امارت اسلامی برای بهرهبرداری از اعتراضات مردمی، پرسشهای جدی را به وجود آورده است. طی روزهای اخیر شاهد انتشار فراخوانها، بیانیهها و پیامهای متعددی در شبکههای اجتماعی بودهایم که هدف آنها تشویق مردم به ادامه اعتراضات و گسترش دامنه تنشها بوده است. حتی در برخی موارد، اطلاعیههایی منتشر شد که تلاش داشت مناطق دیگری از افغانستان از جمله غرب کابل را به برگزاری تجمعات اعتراضی دعوت کند.
این در حالی است که تجربه افغانستان نشان داده است هرگاه اعتراضات مردمی از مسیر مطالبات مدنی خارج شده و به عرصه رقابتهای سیاسی و امنیتی کشیده شود، نخستین قربانی آن خود مردم خواهند بود. کسانی که امروز از خارج از کشور مردم را به حضور بیشتر در خیابانها دعوت میکنند، در شرایطی چنین توصیههایی را مطرح میسازند که خود و خانوادههایشان در امنیت کامل زندگی میکنند. این پرسش قابل طرح است که اگر این افراد واقعاً خود را شریک سرنوشت مردم افغانستان میدانند، چرا حاضر نیستند خود نیز به کشور بازگردند و در کنار همان مردمی قرار گیرند که احتمال دارد در نتیجه این تنشها کشته یا زخمی شوند؟
برخی گروههای مخالف امارت اسلامی با صدور پیامهایی اعلام کردهاند که در کنار مردم افغانستان ایستادهاند. اما مفهوم این همراهی زمانی قابل باور خواهد بود که آنان نیز هزینههای آن را بپردازند. حمایت لفظی از خارج از مرزها، در حالی که مردم داخل کشور با خطرات مستقیم مواجهاند، نمیتواند نشانه واقعی همدلی و همراهی تلقی شود. مردم افغانستان بارها تجربه کردهاند که برخی جریانهای سیاسی، رنج و مشکلات آنان را به ابزاری برای اهداف سیاسی خود تبدیل کردهاند، اگر پای راستي آزمایی به میان آید، اين افراد نيز همانند ساير مردم افغانستان با خانوادههای شان بيايند و همینجا زندگي کنند، آنگاه اگر در صفوف اعتراضات حاضر شدند، مردم نيز به دنبال شان راه خواهند افتاد، در غير آن ريختن خون فرزندان مردم به بهانههای سیاسی کار عادلانه نیست.
از سوی دیگر، نمیتوان از مسئولیت حکومت امارت اسلامی در شکلگیری چنین نارضایتیهایی چشم پوشید. تاریخ نشان داده است که محدودیتهای گسترده اجتماعی، سیاسی و فرهنگی دیر یا زود زمینه بروز اعتراضات مردمی را فراهم میکند. هیچ جامعهای نمیتواند برای مدت طولانی مطالبات بخش بزرگی از شهروندان خود را نادیده بگیرد و انتظار داشته باشد که نارضایتیها آشکار نشوند. به همین دلیل، یکی از مهمترین راهکارهای جلوگیری از سوءاستفاده جریانهای داخلی و خارجی، پرداختن به ریشههای اصلی نارضایتیهاست، مردم بايد آگاه باشند که فراخوان ها ریشه داخلی ندارند و فاقد رهبری است و صرفا چندتا پست فیسبوکی است نه فراتر از آن.
در این میان، موضوع حق تحصیل دختران و اشتغال زنان از مهمترین مواردی است که همواره مورد توجه جامعه افغانستان و جهان اسلام قرار داشته است. بسیاری از علما و اندیشمندان اسلامی نیز بر این باورند که آموزش و مشارکت اجتماعی زنان در چارچوب احکام اسلامی نه تنها مغایرتی با دین ندارد، بلکه از ضرورتهای توسعه و پیشرفت جوامع اسلامی محسوب میشود. رفع این محدودیتها میتواند بخش مهمی از نگرانیهای موجود را کاهش داده و زمینه سوءاستفاده دیگران از مطالبات مردمی را از بین ببرد.
در عین حال باید توجه داشت که اعتراضات هرات تنها یک رویداد داخلی نیست، بلکه به سرعت به موضوعی در عرصه رقابتهای رسانهای و سیاسی بینالمللی تبدیل شده است. گروههای مخالف طالبان، رسانههای غربی و برخی نهادهای حقوق بشری هر یک تلاش میکنند سو استفاده های خاص خود را از این حوادث داشته باشند. از این منظر، اعتراضات هرات از یک سو بازتابدهنده بخشی از نارضایتیهای واقعی جامعه است و از سوی دیگر میتواند در میدان رقابتهای گفتمانی و سیاسی به ابزاری برای پیشبرد اهداف بازیگران مختلف تبدیل شود که اساسا داخل افغانستان زيست و سکونت ندارند.
نکته قابل تأمل دیگر، همزمانی این حوادث با نزدیک شدن زمان دعوت هیئت امارت اسلامی به نشست کشورهای عضو اتحادیه اروپا است. اتحادیه اروپا همواره حساسیت ویژهای نسبت به موضوع حقوق زنان داشته و این مسئله یکی از مهمترین محورهای تعامل آن با حکومت امارت اسلامی محسوب میشود. از همین رو نمیتوان احتمال نقشآفرینی برخی محافل و جریانهای ذینفع را در تشدید فضای تنش و تحریک افکار عمومی نادیده گرفت. این احتمال وجود دارد که جریانهای سیاسی خارجنشین با آگاهی از حساسیت اروپا نسبت به وضعیت زنان، در پی آن باشند که از طریق برجستهسازی و تشدید بحران، روند تعامل میان امارت اسلامی و کشورهای اروپایی را تحت تأثیر قرار دهند.
در چنین فضایی، مسئولیت بزرگان قومی، علما و شخصیتهای بانفوذ اجتماعی بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا میکند. جامعه افغانستان در مقاطع حساس تاریخی نشان داده است که هرگاه مردم تحت هدایت عالمان دینی و بزرگان قومی حرکت کردهاند، از خسارات بزرگ جلوگیری شده است. بنابراین ضروری است که مطالبات مردمی از مسیرهای خردمندانه، مسئولانه و به دور از احساسات زودگذر دنبال شود و از هرگونه اقدام خودسرانه که زمینهساز خشونت و قربانی شدن شهروندان گردد، جلوگیری به عمل آید.
افغانستان بیش از چهار دهه جنگ، خشونت و بحران را پشت سر گذاشته است. مردم بیش از هر چیز به ثبات، امنیت، اصلاحات و آیندهای بهتر نیاز دارند. تحقق این اهداف نه از مسیر افراطگرایی و تقابل، بلکه از راه اصلاح سیاستها، شنیدن صدای مردم، رفع محدودیتهای غیرضروری و حفظ تعامل میان جامعه و حکومت امکانپذیر خواهد بود. در غیر این صورت، هر نارضایتی اجتماعی میتواند به فرصتی برای مداخله دیگران و بهرهبرداری جریانهایی تبدیل شود که بیش از آنکه نگران مردم افغانستان باشند، به دنبال تحقق اهداف سیاسی خود هستند.

