حوزه علمیه خاتم‌النبیین(ص)؛ بخشی از هویت فرهنگی و مذهبی تشیع در افغانستان

بسته‌شدن حوزه علمیه خاتم‌النبیین(ص)، محاصره و ایجاد اختلال در فعالیت آن، بی‌حرمتی به استادان و روحانیون و محدودسازی شعائر مذهبی شیعیان، به‌ویژه مراسم عاشورا، دیگر صرفاً یک تصمیم امنیتی یا اداری نیست؛ این رفتارها از منظر جامعه‌شناختی، مستقیماً با هویت مذهبی، سرمایه فرهنگی و حقوق اجتماعی بخش بزرگی از جامعه افغانستان درگیر می‌شود.

طالبان باید میان حاکمیت سیاسی و مالکیت بر جامعه تفاوت قائل شود. در اختیار داشتن قدرت سیاسی، مجوز تصرف در اعتقادات مردم نیست. حکومت می‌تواند بر سرزمین حکومت کند، اما نمی‌تواند بر ایمان مردم مالکیت داشته باشد؛ می‌تواند مقررات وضع کند، اما نمی‌تواند مذهب را در انحصار خود قرار دهد.

حوزه علمیه خاتم‌النبیین(ص) یک ساختمان نیست که با بستن دروازه‌اش، مسئله پایان یابد؛ این حوزه بخشی از حافظه علمی و مذهبی تشیع در افغانستان است. برخورد تحقیرآمیز با علما و استادان آن نیز صرفاً بی‌احترامی به چند فرد نیست، بلکه پیام روشنی درباره جایگاه شیعه در نظم اجتماعی مورد نظر حاکمیت ارسال می‌کند.

عاشورا نیز با دستور امنیتی خاموش نمی‌شود. عاشورا یک مراسم قابل مدیریت صرف نیست؛ یک حافظه تاریخی و نظام معنایی است که در فرهنگ شیعه با عدالت، کرامت، آزادگی و مقاومت در برابر ظلم پیوند خورده است. تلاش برای حذف نمادهای آن، به‌جای حذف مسئله، آن را عمیق‌تر و اجتماعی‌تر می‌کند.

طالبان باید این واقعیت را بفهمد: سکوت مردم، رضایت مردم نیست؛ صبر مردم، پذیرش حذف نیست؛ و خویشتن‌داری جامعه را نباید ضعف تعبیر کرد. جامعه‌ای که هویت، کرامت و مقدساتش را در معرض تعرض ببیند، نسبت به آن بی‌تفاوت نخواهد ماند و مطالبات خود را از مسیرهای مدنی، اجتماعی و قانونی پیگیری خواهد کرد.

افغانستان ملک یک قرائت مذهبی و سیاسی نیست. شیعیان بخشی از واقعیت تاریخی و اجتماعی این کشورند و احترام به حقوق مذهبی آنان امتیاز نیست؛ حداقل الزام یک حکومت مسئول در برابر جامعه متکثر است.

اگر طالبان ثبات می‌خواهد، باید از سیاست حذف به سیاست پذیرش عبور کند؛ زیرا قدرت می‌تواند دروازه یک حوزه را ببندد، اما نمی‌تواند دروازه ایمان، حافظه تاریخی و هویت یک جامعه را ببندد.

پیام روشن است: حکومت‌کردن حق سیاسی است؛ مذهب‌داری حق مردم. این دو را نمی‌توان با زور در یک انحصار جمع کرد. ادامه سیاست تحقیر و حذف، نه اقتدار طالبان را تثبیت می‌کند و نه افغانستان را باثبات‌تر؛ تنها شکاف میان حکومت و جامعه را عمیق‌تر خواهد ساخت.

وقت آن رسیده است که به‌جای محاصره حوزه و محدودسازی شعائر، به حرمت علما، امنیت اماکن مذهبی، آزادی شعائر و اصل همدیگرپذیری اعتبار داده شود؛ پیش از آنکه بی‌اعتمادی اجتماعی به مرحله‌ای برسد که بازگرداندن اعتماد، بسیار دشوارتر از حفظ آن باشد.

نویسنده: سید عبدالحمید رضوی (مغزاری)

دکمه بازگشت به بالا
×
ما را دنبال کنید