دزدی دریایی؛ عنوان سخیفی که ترامپ برای امریکا به ارمغان آورد

پس از مسدود ساختن تنگهای هرمز توسط ایران که به تقلا و دست و پا زدن دونالد ترامپ رییس جمهور امریکا منجر گردید، ترامپ نیز در اقدام متقابل به محاصره دریایی آبهای سرزمینی ایران رو آورد و مفتخرانه اعلام کرد که ما شبیه دزدان دریایی عمل میکنیم. استفاده از چنین کلمات و جملات فقط از شخصی همچون ترامپ بر میآید که بی باکانه و عریان پشت صحنه استراتژیهای سیاسی امریکا را عیان میسازد، از زمان محاصره آبهای سرزمینی ایران، کارشناسان و رسانههای زیادی با استفاده از عنوان دزدی دریایی برای نیروهای متجاوز امریکا، آنان را مورد مداقه و سرزنش قرار میدادند؛ اما اعتراف شخص رییس جمهور امریکا به این عنوان سخیف و تحقیر آمیز پرده از تمام پنهان کاریهای سیاسیون امریکا با توجیه عملیات نجات و امن سازی خاورمیانه برداشت، جالب اینجاست که ترامپ در لابلای تحولات اخیر بارها به جنایات اش رسما اعتراف کرده و از جمله حمله به مکتب دخترانه میناب ایران را نیز به عهده گرفت و گفت که نباید از این به بعد چنین حملاتی صورت گیرد و تازه گی ها به دزدی دریایی اش نیز مفتخرانه اعتراف کرد؛ ولی طرفداران رضا پهلوی تلاش دارند که بازهم این جنایات و خوی وحشی صفتی ترامپ را توجیه کرده و او را منجی ایران قلمداد کنند.
این رویدادها در واقع بخشی از تاریخ زنده عصر کنونی است که قبلا کسی کمترین احتمال نمیداد که روزی در سیاست بین الملل چنین شخصی پیدا شود که به خودش رسما و مفتخرانه عنوان دزد بدهد و یا مردمی پیدا شود که برای سرکوب هموطنان اش دست به دامان بی شخصیت ترین فرد جهان شده و از او ملتمسانه تقاضا کنند که بر کشورش بمب بریزد، هموطنان اش را قتل عام و زیربناهای مملکت شان را ویران سازد، بلی ما در چنین عصری زندگی میکنیم که سبکسری و بی شخصیتی توسط بعضیها هیچ حد و مرزی نمیشناسد بلکه به آن افتخار هم میکنند، به راستی سیاست بین الملل به کدام سو روان است؟ آیا نظم جهانی و حاکمیت عدالت در جهان با چنین سیاستمداران در راس یک قدرت برتر جهانی امکان پذیر است؟ در جهانی که یک قدرت برتر به دزدی اش افتخار و تجاوزات اش را صبغه آزادیبخشی میدهد، کدام عدالت میتواند حاکم شود. قبلا اگر پشت هر حمله و تجاوز انگیزه دزدی و غارت وجود داشت؛ اما سیاسیون از اعتراف به این انگیزه شرم آور خودداری میکردند، ولی در حال حاضر بی مهابا به آن افتحار میکنند.
جنگ امریکا و اسراییل با ایران علاوه بر اینکه شخصیتها و سیاستهای مستتر غربی را عریان و آشکار ساخت، صف بندیهای بین المللی را نیز مشخص کرد، ناتو حساب و برنامه اش را از امریکا جدا کرد، ترکیه جرات یافت که با صراحت علیه اسراییل موضع بگیرد، شاهزاده سعودی هم علاوه بر اینکه یک مطیع بی چون و چرای امریکا و اسراییل بود گاهی بدش نمی آید که زبان به اعتراض گشوده و سود زیان حضور پایگاههای امریکا را در کشورش بر شمارد، در این میان حماقت و کوته بینی بسیاری از کشورهای عربی نیز بیش از هر زمان دیگر عریان شد و برخی در این گیر و دار با موضعگیری و اظهارات کینه توزانه عملا در فاز متجاوزین قرار گرفت و اقدام به خودکشی سیاسی کرد. امریکا که ریشه در منطقه ندارد و دیر یا زود ملتها بیدار شده و این متجاوز و قلدر را از سرزمینهای شان بیرون خواهند راند، ولی این کشورها در همسایگی ایران همواره هستند و در مسایل مختلف با همدیگر محاسبه دارند، اگر روزی اوضاع تغییر کرد و امریکا مجبور به ترک منطقه شد این کشورها چگونه میتوانند فاز سیاسی شان را تغییر داده و به عنوان یک کشور مسلمان و همسایه نیک در مراودت با سایر کشورهای همسایه و مسلمان پیشگام گردند؟
وقتیکه ترامپ تا این حد سبکسر، بی شخصیت و فاقد یک حس انسانی و دوراندیشی سیاسی است و حتی به خودش و امریکاییها احترام قایل نیست، چگونه ممکن است که او مدافع حق و حقوق و حریم سرزمینی عربهایی گردد که هم اکنون برای خوش خدمتی به ترامپ با همدیگر رقابت میکنند، کشورهایی که تاریخ و تمدن پر افتخار نداشته باشند و یا بهرهمند از چنین ویژگی باشند، اما به اصالت سرزمینی و اجدادی شان پشت پا گذاشته و برای منافع مقطعی و کوتاه مدت به آن پشت کنند، سرنوشتی جز ذلت و خواری در انتظار شان نخواهد بود، ترامپ راست گفته که امریکا و سیاسیون اش یک دزدی بیش نیستند و این دزد با استفاده از ابزار قطاع الطریقی به هر سو حمله کرده و کشورها بدون مقاومت پشت دست تسلیم وی شده اند، اکنون به این پندار غلط باورمند شده اند که حریفی در جهان ندارند و هر تصمیمی که بگیرند غیر قابل رد و مطابق میل شان به کرسی خواهد نشست، اما اینبار ایران ثابت کرد که در منطقه و آبهای سرزمینی این کشور جایی برای دزدان دریایی و مجرمان جزیره اپستین نیست و به هر قیمتی حاضر اند از عزت و نوامیس ملی شان دفاع کرده و مجال بی حرمتی به خاک شان را به هیچ متجاوز نخواهد داد.
امریکا هم اکنون خود را در برابر قدرت نوظهوری در منطقه بنام ایران می بیند که میلیونها جان فدا افتخارانه در رویارویی با امریکا ثبت نام کرده اند، افزون بر آن این قدرت نوظهور یگانه قدرتی است که توانسته تجهییزات نظامی هوایی و زمینی امریکا را که هر یک به افسانه جنگها تشبیه می شدند از بین ببرند و مجال نفس کشیدن از نیروهای امریکایی را در منطقه بگیرند برای امریکا بسیار تلخ و ناگوار است، نه میتواند شکست اش را پذیرفته و از منطقه جمع کرده برود و نه توان حمله نظامی مجدد به ایران را در خود میبیند؛ زیرا این جنگها ثابت کرد که ساختار قدرت در ایران ریشه در میان میلیونها ایرانی دارد که با حذف و کشتن افراد کمترین توفیق نصیب شان نمیگردد، از این رو راههای محتلفی را جستجو میکند تا به هر نحوی اعلام پیروزی کرده و پای خودش را از این جنگ پایان ناپذیر بیرون بکشد، تا توجیهی برای مردم امریکا داشته باشد؛ اما ظاهرا وضعیت به گونهای است که ایران نمیگذارد ترامپ به این مامول دست یابد؛ لذا به نظر میرسد که هژمونی و حضور امریکا در منطقه آخرین نفسهایش را میکشد و جهان برای همیشه از شر این موجود شرور و جنگ طلب رها خواهد شد.
نویسنده: محمد امان فلاح
لینک کوتاه

