دموکراسی افغانستان؛ وقتی مردم از قدرت دور ماندند

روز جهانی دموکراسی برای افغانستان تنها یک مناسبت تقویمی نیست؛ فرصتی است برای پرسیدن یک پرسش دشوار: در نظامهایی که به نام مردم شکل گرفتند، سرانجام چه اندازه قدرت به مردم تعلق داشت؟
افغانستان پیش از جمهوریت نیز تجربههایی از مشارکت سیاسی و اصلاحات را پشت سر گذاشت؛ اما جنگ، کودتا، حکومتهای اقتدارگرا و بیثباتی سیاسی مانع از آن شد که دموکراسی به یک فرهنگ سیاسی پایدار تبدیل شود. مردم در بیشتر این دورهها، نه تصمیمگیرندگان اصلی، بلکه قربانیان منازعه بر سر قدرت بودند.
با تشکیل نظام جمهوری پس از سال ۲۰۰۱، فرصت تازهای برای نهادینهشدن دموکراسی فراهم شد. انتخابات، پارلمان، احزاب، رسانههای آزاد و نهادهای مدنی گسترش یافتند و شهروندان برای نخستینبار پس از سالها جنگ، امکان بیشتری برای بیان خواستهای سیاسی خود پیدا کردند. با این حال، دموکراسی افغانستان در بسیاری موارد از سطح نهادها به زندگی واقعی مردم منتقل نشد.
بخشی از رهبران و سیاسیون جمهوریت، به جای آنکه قدرت سیاسی را وسیلهای برای تأمین منافع عمومی بدانند، از ساختارهای دموکراتیک برای تثبیت موقعیت، کسب سهم بیشتر از قدرت و تأمین منافع سیاسی و شخصی استفاده کردند. انتخابات در مواردی به میدان رقابت نخبگان تبدیل شد، در حالی که شهروندان پس از رأیدادن، نقش محدودی در تصمیمگیریهای سیاسی داشتند. فساد، تقلب انتخاباتی، ضعف حاکمیت قانون و فاصله گرفتن حکومت از جامعه، اعتماد عمومی به جمهوریت را فرسوده کرد.
سقوط جمهوریت در آگوست ۲۰۲۱ این روند را وارد مرحلهای تازه کرد. امروز نه انتخابات سراسری و نهادهای منتخب وجود دارد و نه فضای سیاسی برای مشارکت گسترده شهروندان فراهم است. بسیاری از سیاسیون پیشین نیز عمدتاً در صفحات شخصی و رسانههای اجتماعی موضع میگیرند؛ اما پرسش اصلی همچنان پابرجاست: مردم افغانستان، که هزینه جنگ، فروپاشی نظامها و رقابتهای سیاسی را پرداختهاند، چه نقشی در تعیین آینده خود دارند؟
دموکراسی اگر تنها به صندوق رأی، عنوان یک نظام سیاسی یا نوشتههای سیاسی در صفحات مجازی محدود شود، از معنای اصلی خود فاصله میگیرد. دموکراسی پیش از هر چیز یعنی قدرت پاسخگو، حاکمیت قانون، آزادی بیان، مشارکت شهروندان و احترام به حقوق مردم.
شاید مهمترین درس افغانستان این باشد که هیچ نظامی، چه به نام جمهوریت و چه با هر عنوان دیگری، زمانی مشروع و پایدار خواهد بود که مردم در آن تنها تماشاگر قدرت نباشند؛ بلکه صاحب حق، صاحب صدا و بخشی از تصمیمگیری درباره آینده خویش باشند.
این نسخه عمداً جمهوریت را هم نقد میکند و هم دستاوردهای دموکراتیک آن دوره را نادیده نمیگیرد؛ به همین دلیل برای یک رسانه رسمی، موضع آن قابل دفاعتر است.

