نشست دوحه؛ آیا دوحه سناریوی عبور از ملا هبتالله را کلید میزند؟

گزارشهای رسیده از منابع دیپلماتیک و حلقههای درونی طالبان نشان میدهند که بنبست سیاسی در افغانستان وارد فاز جدید و بیسابقهای شده است. بر اساس اطلاعات موثق، طی هفته جاری قطر میزبان نشست فوقالعاده و سرنوشتسازی میان یک هیأت بلندپایه از طالبان و لابیهای غربی خواهد بود؛ نشستی که هدف اصلی آن، اتخاذ تصمیمی قاطع درباره سرنوشت سیاسی ملا هبتالله آخندزاده و شکستن انسداد کنونی در روابط بینالمللی کابل است.
این سفر در شرایطی صورت میگیرد که انزوای مطلق دیپلماتیک، بحران شدید اقتصادی و فروپاشی سیستمهای معیشتی، حاکمیت کنونی را با چالش بقا مواجه کرده است. با این حال، هسته سخت قدرت در قندهار به رهبری ملا هبتالله آخندزاده، نه تنها حاضر به انعطاف نشده، بلکه با صدور فرامین افراطی پیدرپی، راه هرگونه تعامل با جهان را مسدود کرده است. اکنون، جناحهای واقعگرا و عملگرای طالبان به این نتیجه رسیدهاند که ادامه این وضعیت، سقوط حتمی امارت دوم را در پی خواهد داشت.
بر اساس اطلاعات واصله، ترکیب هیأتی که عازم دوحه است، نشاندهنده یک وزنکشی علنی در ساختار قدرت طالبان است. این هیأت شامل سراجالدین حقانی (وزیر داخله)، شیرمحمد عباس استانکزی (معین سیاسی وزارت خارجه) و شمار دیگری از چهرههای جناح کابل و جریانهای میانهرو تر طالبان است. حضور همزمان حقانی به عنوان مرد قدرتمند شبکه حقانی و استانکزی به عنوان دیپلمات کهنهکار طالبان که همواره منتقد سیاستهای انحصارگرایانه قندهار بوده، نشان میدهد که لابیهای غربی این بار مستقیماً با کسانی وارد مذاکره شدهاند که ابزار قدرتی ملموس در کابل دارند. این ترکیب، پیامی آشکار به قندهار است؛ جناح کابل و شرق، دیگر حاضر نیستند قربانی تصامیم جزیرهای و ایدیولوژیک یک رهبر غایب در قندهار شوند. لابیهای غربی نیز که در پی یافتن راهی برای مهار بحران افغانستان و جلوگیری از تبدیل مجدد این کشور به کانون تروریسم بینالمللی هستند، ترجیح میدهند با این چهرههای تعاملگرا روی یک نقشهراه جدید توافق کنند.
منابع آگاه فاش کردهاند که دستور کار این نشست بسیار تند و بیسابقه است. هیأت اعزامی به همراه شرکای بینالمللی قرار است فرمول مشترکی را تدوین کنند که دو سناریوی مشخص را پیشروی ملا هبتالله میگذارد؛ در سناریوی اول، رهبر طالبان باید به صورت رسمی از مواضع سختگیرانه خود، بهویژه در قبال آموزش و کار زنان، حقوق بشر، حقوق اقلیتها و تشکیل حکومت فراگیر کوتاه بیاید و بخشی از اختیارات مطلق خود را به شورای وزرا در کابل تفویض کند. در سناریوی دوم و در صورت مخالفت ملا هبتالله، این جناح با حمایت لابیهای بیرونی، روند خلع یا انزوای او را کلید زده و شخص دیگری را که انعطافپذیری بیشتری در برابر خواستهای جهانی داشته باشد، به عنوان رهبر جدید منصوب خواهند کرد، گفته میشود که ملا برادر و سراجالدین حقانی افراد مورد نظر جناح اصلاح طلب طالبان هستند. اصلاحطلبان طالبان به خوبی درک کردهاند که بدون به رسمیت شناخته شدن از سوی جامعه جهانی و رفع تحریمها، بانکداری و اقتصاد افغانستان به کلی نابود خواهد شد. از همین رو، آنها آماده شدهاند تا برای اولین بار به طور رسمی ساختار قدرت رهبری خود را به چالش بکشند.
واقعیت این است که اختلافات میان طالبان کابل و طالبان قندهار دیگر قابل کتمان نیست. فرامین متعددی که از سوی ملا هبتالله صادر میشود، عملاً وزرای کابل را به مجریان بیاختیار تبدیل کرده است. این مسئله، سرخوردگی شدیدی را در میان فرماندهان میدانی و مهرههای کلیدی حکومت ایجاد کرده است. گزارشهای اطلاعاتی نشان میدهند که این تنشها به شدت پتانسیل تبدیل شدن به یک تقابل نظامی درونگروهی را تقویت میکند. شبکه حقانی و جناح شرق که کنترل پایتخت و بخشهای وسیعی از شرق کشور را در دست دارند، دارای تسلیحات فراوان و نیروهای وفادار نظامی هستند. در مقابل، ملا هبتالله نیز در قندهار یک گارد ویژه چند ده هزار نفری از انتحاریها و نیروهای وفادار به خود تشکیل داده که مستقیماً از او دستور میگیرند. هرگونه تلاش برای حذف یا به حاشیه راندن امیر طالبان بدون توافق صلحآمیز، میتواند جرقه یک جنگ داخلی خونین را در درون خود این حکومت روشن کند؛ سناریویی که افغانستان را به جزیرهای از ملوکالطوایفی و درگیریهای جناح بر سر منابع ثروت و قدرت تبدیل خواهد کرد.
با این حال نباید انتظار داشت که نتایج نشست دوحه به سرعت در کابل نمایان شود. منابع نزدیک به این پروسه تاکید میکنند که روند تغییرات سیاسی در میان طالبان بسیار پیچیده است و ممکن است ماهها به طول بینجامد. ساختار سنتی، پیوندهای قبیلهای و ترس از فروپاشی کل نظام در صورت بروز انشقاق، باعث میشود که طرفین با احتیاط فراوان گام بردارند. حتی در صورت توافق در دوحه، تطبیق فرمول «تغییر رهبری یا تغییر رویکرد» نیازمند چانهزنیهای نفسگیر در داخل افغانستان، جلب رضایت فرماندهان قدرتمند قندهار و هلمند، و همچنین متقاعد کردن بدنه ایدیولوژیک طالبان است که سالها با شعار جهاد علیه ارزشهای غربی تغذیه شدهاند.
نشست این هفته قطر، بدون شک نقطه عطفی در تاریخ پنجساله امارت دوم طالبان خواهد بود. حاکمیت کنونی افغانستان اکنون بر سر یک دوراهی سرنوشتساز قرار دارد؛ یا تن دادن به اصلاحات، عقبنشینی از مواضع قرونوسطایی قندهار و باز کردن روزنهای برای تعامل با مردم افغانستان و جهان، و یا اصرار بر دگماتیسم ایدیولوژیک که فرجامی جز تقابل نظامی داخلی و فروپاشی اقتصادی نخواهد داشت. مردم افغانستان که قربانیان اصلی این انسداد سیاسی هستند، این بار چشم به دوحه و سپس قندهار دوختهاند تا ببینند آیا قفل این انحصار مطلق خواهد شکست، یا کشور بار دیگر در شعلههای یک جنگ داخلی جدید خواهد سوخت.
نویسنده: عبدالحلیم فدایی

