زوال امپراتوری دروغ؛ چرا سیاست مبتنی بر فریب، جهان را به لبه پرتگاه کشانده است؟

در جهان امروز، سیاست نه به معنای تدبیر امور، بلکه به ابزاری برای «وارونه‌نمایی واقعیت» تبدیل شده است. دونالد ترامپ، به عنوان نماد بارز سیاستمداری که حقیقت را قربانی مصلحت‌های لحظه‌ای و خودخواهی‌های استراتژیک می‌کند، نمونه‌ای آشکار از رویکرد سیاست دروغ در راهبردهایش قابل مشاهده است که نتیجه‌ای جز ویرانی، بی‌اعتمادی جهانی و خونریزی‌های پیش‌بینی‌ناپذیر برای جهان در پی ندارد. زمانی که سیاست از اخلاق و صداقت تهی شود، کلمات نه برای تبیین حقایق، بلکه برای ساختن حصارهایی از دروغ به کار می‌روند تا شکست‌های راهبردی را بپوشانند. اما تاریخ نشان داده است که هیچ بنایی بر پایه کذب استوار نمی‌ماند؛ به‌ویژه اکنون که ملت‌ها بیدار شده‌اند و با دسترسی به جریان آزاد اطلاعات، دیگر به زورگویی و دروغ‌بافی‌های هالیوودی تن نمی‌دهند.

یکی از تکان‌دهنده‌ترین مصادیق این سیاست مبتنی بر کذب، تناقض‌گویی‌های آشکار درباره برنامه هسته‌ای ایران است. ترامپ در فوریه ۲۰۲۵ مدعی شد ایران سلاح‌های هسته‌ای توسعه داده که تهدیدی فوری برای متحدان آمریکا و حتی خاک ایالات متحده است. اما تنها چند ماه بعد، با حمله بر ایران در ژوئن ۲۰۲۵، با چرخشی ۱۸۰ درجه‌ای ادعا کرد که برنامه هسته‌ای ایران نابود شده است. این تضاد آشکار، پرسشی بنیادین را در افکار عمومی جهان ایجاد کرد؛ آیا ایالات متحده در آن زمان دروغ می‌گفت یا اکنون؟ حقیقت این است که هر دو ادعا ابزاری برای بازی با افکار عمومی بودند. این نوع برخورد با مسائل امنیتی جهان، نه تنها اعتبار بین‌المللی یک ابرقدرت را به حراج می‌گذارد، بلکه امنیت جهانی را به بازیچه‌ای برای کمپین‌های انتخاباتی داخل امریکا تبدیل می‌کند. وقتی ادعای «نابودی» یک برنامه هسته‌ای مطرح می‌شود در حالی که واقعیت‌های میدانی چیز دیگری می‌گویند، جهان به سمت هرج‌ومرجی سوق داده می‌شود که در آن هیچ توافق و سخنی قابل اتکا نیست.

دروغ‌بافی‌های ترامپ به حوزه توانمندی‌های موشکی نیز سرایت کرد. او مدعی شد موشک‌های ایران به زودی به خاک آمریکا خواهند رسید تا با ایجاد حس وحشت در میان شهروندان آمریکایی، بودجه‌های نظامی و سیاست‌های تهاجمی خود را توجیه کند. این در حالی بود که آژانس اطلاعاتی پنتاگون (DIA) در گزارش مه ۲۰۲۵ خود صراحتاً اعلام کرد ایران برای رسیدن به توانمندی موشک‌های دوربرد (قاره‌پیما) به سال‌ها زمان نیاز دارد و برد فعلی موشک‌ها تنها ۲۵۰۰ کیلومتر است؛ در حالی که فاصله ایران تا آمریکا حداقل ۱۱ هزار کیلومتر برآورد می‌شود. این فاصله نجومی میان «واقعیت علمی» و «ادعای سیاسی»، نشان‌دهنده ابعاد فاجعه‌بار سیاستی است که می‌خواهد با «هراس‌افکنی مصنوعی»، هزینه‌های گزاف نظامی‌گری را بر دوش مالیات‌دهندگان دهندگان امریکا برای نا امن سازی جهان و شهروندان امریکایی بگذارد.

فاجعه زمانی عمیق‌تر می‌شود که دروغ برای پوشاندن جنایات جنگی به کار می‌رود. متهم کردن ایران به حمله به مکتب دخترانه در میناب ایران و کشته شدن ۱۷۵ نفر، یکی از سیاهترین اوراق این سیاست کثیف بود. در حالی که ماشین رسانه‌ای ترامپ تلاش کرد از این واقعه یک «فاجعه انسانی توسط ایران» بسازد، تحقیقات مستقل و درز اطلاعات از درون خود پنتاگون فاش کرد که این جنایت نتیجه شلیک موشک آمریکایی «تاماهاک» بوده است. ادعای «خطای هدف‌گیری» پس از فاش شدن حقیقت، تنها تلاشی مذبوحانه برای فرار از مسئولیت حقوقی و اخلاقی بود. اینجاست که دروغ از یک ابزار سیاسی به یک ابزار جنایی تبدیل می‌شود؛ جایی که خون بی‌گناهان ریخته می‌شود و قاتل با وقاحت تمام، مقتول را متهم می‌کند. چنین رویکردی، جهان را به جنگلی بی‌قانون تبدیل می‌کند که در آن هر کسی با تکیه بر قدرت رسانه‌ای، می‌تواند جای جلاد و شهید را عوض کند.

در حوزه امنیت دریایی و انرژی نیز، وعده‌های ترامپ چیزی جز سراب نبود. او با ادعای اینکه ایالات متحده می‌تواند عبور امن نفتکش‌ها را در تنگه هرمز تضمین کند، کشورهای جهان را به تقابل با ایران تشویق کرد. اما در مقام عمل، نه تنها تمام درخواست‌های اسکورت نظامی رد شد، بلکه حداقل ۱۰ کشتی که به تضمین‌های پوشالی آمریکا اعتماد کرده بودند، در برخورد با واقعیت قدرت دریایی ایران منهدم یا متوقف شدند. این شکست، بطلان ادعای «ژاندارم جهانی» بودن آمریکا را ثابت کرد. حقیقت تلخ برای واشینگتن این است که امنیت در منطقه بدون همکاری با قدرت‌ اصیل منطقه‌ای «ایران» تأمین نخواهد شد و دروغ‌های سیاسی نمی‌توانند جایگزین ناوهای جنگی از کار افتاده یا ارسال عساکری گردد که هیچ با جغرافیا و فرهنک منطقه آشنایی ندارند و جز تله‌ای مرگ چیزی در انتظار شان نخواهد بود.

یکی از عجیب‌ترین و در عین حال مضحک‌ترین ابعاد سیاست دروغ‌محور ترامپ، استفاده از برچسب «هوش مصنوعی» برای انکار واقعیت‌های عینی است. زمانی که پایگاه‌های آمریکایی در منطقه هدف حملات دقیق ایران قرار گرفتند و فیلم‌های آن در سطح جهان مخابره شد، و یا هنگامی که میلیون‌ها ایرانی در حمایت از نظام و رهبری این کشور به خیابان‌ها آمدند، ترامپ با وقاحتی تمام مدعی شد این تصاویر تولید شده توسط هوش مصنوعی (AI) هستند! این نوع انکار واقعیت، توهین به شعور مردمان جهان است که خود قوه تفکیک واقعیت از غیر واقعیت را دارند و خیلی بهتر از ترامپ پیامدهای آن را محاسبه می‌توانند. وقتی رسانه‌های بین‌المللی، خبرنگاران مستقل و کاربران عادی در شبکه‌های اجتماعی همگی یک واقعیت واحد را از موفقیت حملات ایران گزارش می‌کنند، ادعای «ساختگی بودن» تصاویر تنها نشان‌دهنده بن‌بست فکری ترامپ است که توانایی هضم شکست را ندارد. این رویکرد، در حقیقت فروپاشی روایت‌گری غربی را رقم زد و ثابت کرد که دیگر نمی‌توان با سانسور یا برچسب‌زنی، حقایق میدانی را تغییر داد.

ادعای مداوم ترامپ مبنی بر اینکه «ما در حال مذاکره با مقامات ایران هستیم»، در حالی که تمامی مقامات رسمی ایران هرگونه گفتگو را به شدت تکذیب می‌کردند، تیر خلاصی بر اعتماد باقی‌مانده به دیپلماسی آمریکایی بود. این رفتار نشان داد که برای ترامپ، مذاکره نه یک فرآیند دیپلماتیک برای حل مشکل، بلکه یک کالای تبلیغاتی برای مصارف داخلی است. او می‌خواست با این دروغ، ایران را در موضع ضعف نشان دهد و جامعه داخلی ایران را دچار چنددستگی کند، اما آنچه به دست آورد، تنها اتحاد بیشتر در جبهه مقابل و بی‌اعتباری مطلق سخنانش در محافل بین‌المللی بود.

لذا راهبرد سیاست مبتنی بر دروغ، جهان را به سمتی سوق داده است که در آن «اعتماد» کمیاب‌ترین کالای سیاسی شده است. این سیاست تاریک، با نادیده گرفتن حقوق ملت‌ها و تلاش برای تحمیل اراده از طریق فریب، بذر کینه و خونریزی‌های غیرقابل پیش‌بینی را در سراسر جهان می‌پاشد. اما جهان امروز، جهان بیداری است. ملت‌ها دیگر نه به لفاظی‌های پشت تریبون، بلکه به واقعیت‌های روی زمین نگاه می‌کنند. صداقت در سیاست نه یک پدیده اخلاقی، بلکه یک ضرورت استراتژیک برای بقای بشر است. دوران زورگویی با تکیه بر دروغ‌بافی به پایان رسیده و هر قدرتی که بخواهد بر پایه کذب هژمونی اش را تثبیت کند، فرجامی جز فروپاشی و بدنامی تاریخی نخواهد داشت. آیندگان از این دوران به عنوان مقطعی یاد خواهند کرد که در آن «مقاومت صادقانه» بر «هژمونی دروغین» پیروز شد و ثابت کرد که حقیقت، برنده نهایی تمام کارزارهای سیاسی است.

دکمه بازگشت به بالا