سفره‌های گروگان گرفته شده؛ وقتی سیاست نان و صحت مردم افغانستان را به بند می‌کشد

در جهان معاصر، مرزها بیش از آنکه خطوطی برای جدایی قلمروهای سیاسی باشند، شاهرگ‌های حیاتی برای تداوم زندگی، تجارت و تبادلات انسانی محسوب می‌شوند. اما زمانی که سایه سنگین اختلافات سیاسی و درگیری‌های نظامی بر این گذرگاه‌ها سنگینی می‌کند، نخستین قربانیان نه سیاستمداران در اتاق‌های دربسته، بلکه کشاورزان، تاجران خرد و لایه‌های آسیب‌پذیر جامعه هستند. تداوم بسته‌ماندن گذرگاه‌های مرزی میان افغانستان و پاکستان در پی تنش‌های اخیر، اکنون به مرحله‌ای از بحران رسیده است که فراتر از یک بن‌بست دیپلماتیک، به یک فاجعه بشری تمام‌عیار تبدیل شده و معیشت میلیون‌ها انسان را در دو سوی مرز با مخاطره جدی روبرو کرده است.

یکی از دردناک‌ترین جلوه‌های این بحران، نابودی تدریجی سرمایه‌های ملی در پشت مرزهای مسدود شده است. ده‌ها تن میوه و سبزیجات تازه که حاصل ماه‌ها تلاش و جان‌کندن دهقانان در دو سوی مرز است، اکنون در داخل موترهای باربری در حال گندیدن و از بین رفتن است. این محصولات که قرار بود چرخ اقتصاد خانواده‌های روستایی را بچرخاند، به دلیل لجاجت‌های سیاسی به زباله تبدیل می‌شوند. کشاورزی که تمام دارایی و حتی وام‌های بانکی خود را صرف کشت محصول کرده، اکنون با تماشای فاسد شدن دارایی‌اش، عملاً با ورشکستگی مطلق روبرو شده است. این خسارت تنها به فرد محدود نمی‌شود، بلکه با حذف این حجم از کالا، تراز تجاری هردو کشور آسیب دیده و امنیت غذایی به شدت لرزان می‌شود.

در داخل افغانستان، بازتاب این وضعیت در بازارهای محلی به شکل گرانی سرسام‌آور و کمرشکن خود را نشان داده است. میوه‌جاتی که باید در فصل خود با قیمت مناسب در دسترس مردم باشد، به دلیل اختلال در زنجیره تأمین، یا با قیمت‌های نجومی عرضه می‌شود و یا اصلاً در بازار یافت نمی‌شود. این گرانی افسارگسیخته، رمق را از زندگی مردمی ربوده است که پیش از این نیز با پیامدهای زمین‌لرزه‌های ویرانگر سال گذشته و بحران‌های اقتصادی دست‌وپنجه نرم می‌کردند. وقتی قدرت خرید مردم کاهش می‌یابد و قیمت کالاهای اساسی بالا می‌رود، سوءتغذیه به‌ویژه در میان کودکان و سالخوردگان به یک تهدید فوری تبدیل می‌شود.

فاجعه بارتر از مسئله غذا، وضعیت بخش صحت و دوا است. بخش بزرگی از نیازمندی‌های دوایی و تجهیزات طبی افغانستان از طریق همین مرزها تأمین می‌شود. با تداوم انسداد گذرگاه‌ها، نرخ دوا به شکلی غیرقابل باور افزایش یافته و بسیاری از اقلام حیاتی نایاب شده‌اند. در کشوری که سیستم صحی آن با چالش‌های ساختاری روبروست، نرسیدن دوا به معنای صدور حکم مرگ برای مریضانی است که تنها امیدشان به همین محموله‌ها وابسته بود. خانواده‌های بسیاری اکنون در وضعیت اضطراری قرار دارند و توان خرید ساده‌ترین مسکن‌ها یا آنتی‌بیوتیک‌ها را ندارند. افزون بر آن مریضان صعب العلاجی که در افغانستان قابل تداوی نیستند برای انتقال در پاکستان با چالش‌های جدی مواجه اند و هزینه دریافت ویزا برای هر فرد نیز به هزار دالر و فراتر از آن میرسد که در توان یک فرد نیست، همینطور کسانی که ویزای مهاجرتی دارند و از طریق پاکستان باید طی مسیر کننند نیز با چنین چالش‌های جدی مواجه اند این همان جایی است که سیاست با بی‌رحمی تمام، حق حیات و حق سفر انسان‌ها را به مخاطره می‌اندازد.

از سوی دیگر، مسئله مهاجرین بازگشته از پاکستان، لایه‌ دیگری به این بحران افزوده است. هزاران خانواده که به تازگی به کشور بازگشته‌اند و در مناطق آسیب‌دیده از زمین‌لرزه یا کمپ‌های موقت مستقر شده‌اند، برای بقای خود به کمک‌های بشردوستانه بین‌المللی وابسته هستند. بسته‌بودن مرزها، روند انتقال این کمک‌ها شامل مواد سوختی، خیمه و بسته‌های صحی را مختل کرده است. نهادهای امدادرسان با هشدارهای پی‌درپی اعلام کرده‌اند که اگر مسیرها فوراً بازگشایی نشود، نه‌تنها انتقال کالا، بلکه تردد کارمندان امدادی نیز با مشکل مواجه شده و فاجعه‌ای انسانی در سکوت خبری رخ خواهد داد.

واقعیت این است که استفاده از مرز به عنوان یک ابزار فشار سیاسی، راهبردی شکست‌خورده است که در درازمدت تنها به تعمیق کینه‌ها و بی‌ثباتی اجتماعی منجر می‌شود. اقتصاد و تجارت باید به عنوان یک قلمرو مستقل از منازعات نظامی شناخته شوند. تاجران و مردم ملکی نباید هزینه سوءتفاهم‌های دیپلماتیک یا درگیری‌های مرزی را با گرسنگی و بیماری بپردازند. وقتی یک گذرگاه بسته می‌شود، در واقع حق کار، حق غذا و حق صحت از هزاران نفر سلب می‌شود.

ضروری است که مقامات مسئول در دو سوی مرز، با نگاهی انسانی و واقع‌بینانه، مسائل معیشتی را از پیچیدگی‌های سیاسی جدا کنند. بازگشایی فوری مرزها برای عبور کالاهای زودفاسدشدنی و محموله‌های دارویی، کمترین اقدامی است که می‌تواند از گسترش ابعاد فاجعه جلوگیری کند. مرزها باید به جای آنکه دیوارهایی برای محصور کردن فقر باشند، به پل‌هایی برای همبستگی اقتصادی تبدیل شوند. اگر امروز برای جدایی تجارت از سیاست اقدام نشود، فردا هزینه‌های بازسازی اعتماد اجتماعی و جبران خسارات اقتصادی، به مراتب سنگین‌تر از هر امتیاز سیاسی خواهد بود که طرفین تصور می‌کنند با بستن مرزها به دست می‌آورند.

بیداری جوامع و فشار افکار عمومی می‌تواند دولت‌ها را وادار کند تا معیشت مردم را وجه‌المصالحه قرار ندهند. مردم افغانستان و پاکستان که دارای پیوندهای عمیق فرهنگی و تاریخی هستند، بیش از هر چیز به آرامش و ثبات اقتصادی نیاز دارند. بازگشایی مرزها نه تنها یک عمل اقتصادی، بلکه یک گام بلند به سوی اخلاق‌مداری در سیاست است تا دیگر هیچ میوه‌ای بر روی زمین نگندد و هیچ بیماری به دلیل نبود دوا و چالش در تردد مرزی جان خود را از دست ندهد.

نویسنده: نیلاب قادری

لینک کوتاه

https://sarie.news/s958n
دکمه بازگشت به بالا