شکست پروژه آزادی ترامپ در مقابل سد نفوذناپذیر ایران

خلیج‌فارس در روزهای اخیر شاهد صحنه‌ای بود که در آن، شکاف عمیق میان ادعاهای ابرقدرتی واشینگتن و واقعیت‌های میدانی به وضوح نمایان شد. پروژه‌ای که دونالد ترامپ با هدف بازگشت به اقتدار دریایی و تحت عنوان آزادی برای باز کردن گره‌ی تنگه هرمز و اسکورت کشتی‌های تجاری کلید زده بود، در کمترین زمان ممکن تغییر ماهیت داد و به یک عملیات اضطراری برای نجات جان رزم‌ناوهای آمریکایی تبدیل شد؛ رخدادی که نه در بیانیه‌های دیپلماتیک، بلکه در جغرافیای سختِ میدان به ثبت رسید.

ماجرا با اعزام دو رزم‌ناو پیشرفته، USS Truxtun و USS Mason، به قلب خلیج‌فارس آغاز شد. واشینگتن تصور می‌کرد با حضور این غول‌های آهنین، می‌تواند سیطره ایران بر شریان انرژی جهان را به چالش بکشد. اما فرماندهان آمریکایی خیلی زود متوجه شدند که نه تنها توانایی اسکورت هیچ کشتی تجاری را ندارند، بلکه خروج خودشان از این تله‌ی راهبردی نیز دیگر به سادگی ممکن نیست. در این میان، روایت‌های جعلی پیرامون عدم همکاری متحدان منطقه‌ای امریکا مثل عربستان و کویت، تنها پوششی بود تا حقیقتِ ناتوانیِ لوژستیکی و نظامی امریکا برابر سد نفوذناپذیر پدافندی ایران پنهان بماند.

در چند روز گذشته، اعزام رزم‌ناو سوم، USS Rafael Peralta، آخرین تلاش برای فرار از این بن‌بست بود. دستور ترامپ برای فشار گسترده هوایی و دریایی علیه ایران تنها یک هدف داشت و آن هدف، بازگرداندن این سه رزم‌ناو به دریای عمان بود پیش از آنکه فاجعه‌ای بزرگتر رخ دهد. اگرچه ترامپ در پستی اعلام کرد که ناوها به سلامت بازگشته‌اند، اما سوابق پنهان‌کاری پنتاگون از اعلام آتش‌سوزی در ماشین لباس‌شویی برای بازگشت ناو جرالد فورد تا بایکوت خبری وضعیت خلبان F15 پس از شش هفته تردیدهای جدی را درباره میزان آسیب‌دیدگی این شناورها در میان کارشناسان تقویت کرده است.

آنچه تمام دنیا شاهد آن بود، شکست افسانه شکست‌ناپذیری نیروی دریایی ایالات متحده بود. سه رزم‌ناو از مدرن‌ترین ابزارهای جنگی جهان، در بهترین حالت ممکن، تنها توانستند جان سالم به در ببرند و شانس آوردند که از این مهلکه خارج شدند. این عملیات هیچ دستاوردی نداشت و عملاً ثابت کرد که آمریکا دیگر حتی قادر به محافظت از رزم‌ناوهای خودش در تنگه هرمز نیست، چه رسد به تأمین امنیت دیگران. این واقعیتِ تاریخی، مهر تأییدی بر سیطره بلامنازع و کامل ایران بر این گذرگاه حیاتی جهان بود.

امروز، میدان چنان پشتوانه‌ای برای دیپلماسی ایران ایجاد کرده که قامت قدرت ملی این سرزمین را به شکوه دوران ساسانیان پیوند زده است. اقتداری که در سایه تصمیمات هوشمندانه نظامی به دست آمده، نه تنها موازنه قدرت را تغییر داده، بلکه حتی مخالفان سرسخت را نیز به اعتراف واداشته است. ایران امروز، به قامتی ایستاده است که دیگر نمی‌توان با زبان تهدید با آن سخن گفت؛ قدرتی که قواعد بازی را در آب‌های خود دیکته می‌کند و جهان را به تماشای این شکوهِ نوین واداشته است.

نویسنده: شکیب احمد سروش

لینک کوتاه

https://sarie.news/s987n
دکمه بازگشت به بالا