عروسیهایی که میدان جنگ شدند؛ از تراژدی سیریک ایران تا فاجعههای خونین در افغانستان

شامگاه روز سهشنبه 10 سنبله 1405، آسمان بندر کوهستک در ولسوالی سیریک ایران، گواه یکی از هولناکترین رویدادهایی بود که اردوي ملی ایالات متحده امریکا در پرونده سياه مداخلات نظامی خود و حمله بر اماکن غیرنظامیان را در منطقه به عنوان یکی از شنیعترين جنایات بنام خود به ثبت رساند. اصابت موشکهای سنگین هدایتپذیر به یک خانه مسکونی که در آن مراسم عروسی و شادمانی جریان داشت، صدای ساز، خندهها و هورا کشیدنهای میهمانان را در میان موج انفجار، آوار، آتش و دود برای همیشه گم و خانوادههای زیادی را ماتم زده کرد. آمار اولیه از جان باختن دستکم ۵ غیرنظامی، از جمله یک کودک معصوم چهارساله، و مجروح شدن بیش از ۶۰ تن دیگر خبر میدهد که بیشتر آنان را زنان، کودکان و سالخوردگان تشکیل میدهند. این فاجعه انسانی بار دیگر پرونده وقیحانه و تاریک نادیدهگرفتن مصونیت غیرنظامیان توسط واشنگتن و متحدانش را پیش چشم افکار عمومی جهان باز کرده است.
برای مردم افغانستان، تراژدی سیریک یک داستان بیگانه یا رویدادی در خارج از مرزها نیست؛ این حادثه بازتولید زنده و دردناک همان کابوسی است که افغانستانیها دو دهه تمام در شهرها و روستاهای خود با گوشت و پوست لمس کردهاند و با آن گریستهاند. پیآمد انسانی این حمله به سیریک، تنها در آمار و ارقام کشتهها و مجروحان خلاصه نمیشود؛ موضوع اصلی، فروپاشی روانی جامعهای است که در امنترین، سنتیترین و شادترین آیین محلی خود یعنی مراسم عروسی، طعم کور بمباران را میچشد. واشنگتن بار دیگر با تکیه بر شعارهای تسلیحات دقیق و هوشمند خود، خانهای را نشانه رفت که ترکشهای کور آن یک اجتماع بیدفاع و غیرنظامی را تکهتکه کرد. این تجاوز عریان نشان داد که در دکترین نظامی امریکا، جان شهروندان خاورمیانه و کشورهای اسلامی صرفاً به عنوان تلفات جانبی ناچیز شمرده میشود و به راحتی قربانی بازیهای ژئوپلیتیک و بلندپروازیهای قدرتها میگردد. کشتار غیرنظامیان در سیریک، قلب تمام جوامع آزاده را جریحهدار کرده و موجی از انزجار و اندوه عمیق را در سراسر منطقه برانگیخته است، زیرا این بار هم بمبها سقف خانهای را فرو ریختند که در آن سفره عقد نکاح پهن بود و هیچ هدف نظامی در آن وجود نداشت.
نگاهی به پیشینه مداخلات نظامی ایالات متحده نشان میدهد که هدف قرار دادن وقیحانه مجالس شادی، شفاخانهها، مساجد و مکتبها، یک اشتباه تصادفی یا خطای فنی نیست، بلکه نوعی الگوی تکرارشونده و ناشی از بیباکی ساختارمند در ارتش این کشور است. ماشین جنگی امریکا فاقد هرگونه ترمز اخلاقی، انسانی و حقوقی در مواجهه با غیرنظامیان در کشورهای اسلامی است. آنها با تکیه بر مصونیتهای خودخوانده بینالمللی و حق وتو، هرگز در پیشگاه دادگاههای بینالمللی برای کشتار کودکان و زنان پاسخگو نبوده و همین سابقه سیاه و بیکیفرمانی، به فرماندهان امریکایی این جرات را داده است که بدون هراس از بازخواست، ماشه تسلیحات مرگبار خود را بر تجمعات انسانهای ملکی و بیگناه فشار دهند. دستگاه اطلاعاتی و رسانهای غرب نیز همواره بلافاصله پس از چنین جنایاتی، با به کار بردن واژههایی چون «دفاع مشروع» یا «خطای راداری» تلاش میکند صورت مسئله را پاک کند، اما لکههای خون روی لباسهای مردمی که در جشن حضور یافتند هرگز پاکشدنی نیستند. این حادثه پیوند خونین و عمیقی را میان رنج مردم ایران و افغانستان آشکار میسازد. خط زمانی حملات ارتش امریکا و نیروهای ائتلاف به مراسمهای عروسی در افغانستان، سندی آشکار، مستند و تکاندهنده بر این رویکرد وقیحانه است. در جولای ۲۰۰۲، جنگندههای امریکایی به یک مراسم عروسی در روستای کاکاراک ولایت ارزگان حمله کردند که در آن فاجعه، دستکم ۴۸ غیرنظامی که بیشتر آنها زنان و کودکان بودند، کشته و بیش از صد تن دیگر زخمی شدند و پنتاگون مدعی شد از آنجا شلیک صورت گرفته بود. در جولای ۲۰۰۸ نیز یک کاروان عروسی در دهبالای ولایت ننگرهار هدف حملات هوایی مکرر قرار گرفت که در آن ۴۷ غیرنظامی شامل ۳۹ زن و کودک و شخص عروس جان باختند. چند ماه بعد در نوامبر ۲۰۰۸، بمبافکنهای امریکایی به یک مجلس عروسی در شاهولیکوت قندهار حمله کردند و ۴۰ غیرنظامی دیگر را به خاک و خون کشیدند. این زنجیره شوم در سپتامبر ۲۰۱۹ در موسیقلعه هلمند با کشتار ۴۰ غیرنظامی دیگر در یک خانه محل برگزاری عروسی تکرار شد و حتی در آگوست ۲۰۲۱ در جریان خروج خفتبار از کابل، پهپاد امریکایی با هدف قرار دادن یک خانه، ۱۰ عضو یک خانواده از جمله ۷ کودک را به قتل رساند. اکنون در سپتامبر ۲۰۲۶، بندر سیریک ایران به این خط زمانی خونین پیوسته است تا ثابت کند عروسیهایی که میدان جنگ شدند، جغرافیا نمیشناسند و ماشین ترور امریکایی مرزی برای جنایات خود قائل نیست.
در این میان، نقش جریانهای تکفیری به عنوان بازوی پیادهنظام استکبار غرب در تکمیل این چرخه رنج نباید نادیده گرفته شود. در طول دهههای گذشته، هر جا که حملات هوایی امریکا مستقیم وارد عمل نشد، گروههای تکفیری و تروریستی با انتحار و انفجار در تجمعات، مساجد و حتی مجالس عروسی در افغانستان و پاکستان، همان اهدافی را محقق کردند که واشنگتن در پی آن بود؛ یعنی ایجاد وحشت، ناامنی پایدار و از بین بردن سرمایههای انسانی امت اسلامی. ترکیب بمبهای هدایتپذیر امریکایی، آپارتاید رژیم اسرائیل و شمشیر تکفیر، جبهه واحدی را علیه ثبات و شادمانی ملتهای مسلمان تشکیل داده است که هدف آن چیزی جز زمینگیر کردن تمدن اسلامی و به مسلخ کشیدن آرزوهای نسل جوان جوامع اسلامی نیست. این حوادث زنجیرهای ثابت میکند که جبهه استکباری غرب هیچ تفاوتی میان ملتهای مسلمان قائل نیست؛ خواه در افغانستان باشد، خواه در ایران، عراق یا یمن. اتاقهای عملیاتی آنها با خونسردی تمام نقشهها را روی مانیتورها ترسیم میکنند و دکمه مرگ را فشار میدهند. خون نوجوانی که در کوهستک سیریک بر زمین ریخت، همرنگ، همبست و همسرنوشت با خون جوانانی است که در مزارع هلمند، قندهار، ننگرهار و پکتیا در شب عروسیشان کفنپوش شدند. این رنج مشترک امت اسلامی، برخاسته از خوی تجاوزگری مشترکی است که شادی و استقلال را در خانههای مسلمانان برنمیتابد و سفرههای عقد آنان را با باروت، ترکش و شیون تزیین میکند. اما برآیند این همه مصیبت، شکلگیری یک آگاهی عمیق و «مقاومت مشترک» در میان ملتها بوده است که فراتر از خطکشیهای مذهبی و مرزی، جبهه مقاومت و ایستادگی را تقویت کرده است.
تراژدی سیریک بار دیگر با زبانی خونین اثبات کرد که امنیت، مصونیت و حیات در جهان اسلام یک پیکر واحد است و چالشهای ژئوپلیتیک کنونی نشان میدهد که هیچ کشوری به تنهایی مأمن نخواهد بود. تا زمانی که امت اسلامی نتواند به یک همگرایی مقتدرانه، بازدارنده و هوشمند در ابعاد نظامی، حقوقی، اقتصادی و رسانهای دست یابد و سازوکارهای دفاعی بومی را برای حفاظت از آسمان و زمین خود پدید آورد، این ماشینهای جنگی متجاوز، پایتختها و شهرهای ما را حیاط خلوت عملیاتهای خود قرار خواهند داد. مناسبتهای ارزشمندی چون هفته وحدت، بهترین فرصت برای این بیداری تمدنی و بازخوانی درسهای سخت گذشته است؛ بیداری در برابر دشمنی که سوابقش نشان داده برای جان، آبرو و آیینهای شادمانی مسلمین کمترین ارزشی قائل نیست و تنها زبان ایستادگی، اقتدار، خودباوری و مقاومت یکپارچه امت واحد را میفهمد. پیروزی نهایی زمانی رقم خواهد خورد که خط زمانی جنایات واشنگتن و تلآویو، با خطوط بازدارندگی جبهه متحد اسلام برای همیشه قطع شود.
نویسنده: محمد امان فلاح

