فاجعه دیجیتال در هرمز؛ چرا ترامپ چارهای جز صلح با ایران ندارد؟

در دکترین نظامی کلاسیک، تنگه هرمز محل عبور و مرور بشکههای نفت شناخته میشد، اما امروز این آبراهه باریک، حامل چیزی به مراتب حیاتیتر از نفت است که همان پالسهای نوری میباشد. بیش از ۵۰۰ کابل فیبر نوری که در بستر دریاها تنیده شدهاند، ۹۵ درصد ترافیک اینترنت جهان را تأمین میکنند. بخش بزرگی از این کیبلها که آسیا را به اروپا و آفریقا متصل میکنند، از قلب قلمرو نفوذ ایران میگذرند. این یعنی ایران نه تنها دست بر شیرهای نفت دارد، بلکه انگشتش روی «دکمه خاموشی» جهان مدرن نیز آماده است.
۱. زیرساختهای نامرئی؛ سلاح پنهان ایران
دنیای مدرن بر پایه دادهها و اتصال انترنت بنا شده است. از تراکنشهای میلیاردی بازارهای مالی نیویورک و لندن تا دیتاسنترهای عظیم ابری که دولتها را اداره میکنند، همگی به رشتههای نازک شیشهای در کف دریا وابستهاند. ایران به دلیل اشراف کامل بر خلیج فارس و دریای عمان، توانایی فنی و جغرافیایی لازم برای دسترسی، رصد و در صورت لزوم، قطع این شریانها را دارد. اگر ارتش ایران تصمیم به مختل کردن این کیبلها بگیرد، سقوط قیمت نفت کوچکترین نگرانی ترامپ خواهد بود. در آن صورت، سیستم بانکی جهانی (SWIFT) از کار میافتد، بازارهای بورس متوقف میشوند و ارتباطات نظامی و دولتی در سطح بینالمللی به دوران تلگراف بازمیگردد.
۲. مسئولیت ترامپ در قبال «عقبماندگی جهانی»
دونالد ترامپ با رویکردی که ترکیبی از فشار حداکثری و تهدید عليه ايران روی دست گرفته است، جهان را به لبه پرتگاهی هدایت میکند که دوران عصر حجر را در اذهان تداعی میکند. اگر سیاستهای جنگی واشنگتن بیش از این تداوم یابد، ایران برای دفاع از خود، از تمامی اهرمهایش استفاده خواهد کرد. در چنین سناریویی، هرگونه آسیب به زیرساختهای اینترنتی زیردریا، جهان را دچار یک سکته مغزی اطلاعاتی میکند.
مقصر این عقبماندگی تاریخی نه ایران، بلکه شخص ترامپ خواهد بود. چرا که او با نادیده گرفتن واقعیتهای ژئوپلیتیک نوین و اصرار بر جنگ و تداوم تحریم علیه ایران، طرف مقابل را به سمتی سوق میدهد که «گزینه هستهای دیجیتال» را فعال کند. تخریب این کیبلها به معنای حذف تریلیونها دالر از ثروت جهانی تنها در چند ثانیه است.
۳. از فشار حداکثری تا تمکین منطقی
ترامپ باید درک کند که ایرانِ امروز، یک قدرت نامتقارن است. وقتی صحبت از کیبلهای فیبر نوری به میان میآید، ناوهای هواپیمابر آمریکایی بیشتر از آنکه ابزار قدرت باشند، به اهدافی بیدفاع تبدیل میشوند که حتی نمیتوانند از رشتهسیمهای کف دریا محافظت کنند، کما اینکه هم اکنون توان محافظت از عبور امن کشتیها را ندارد، لذا تنها راه پیش روی ایالات متحده برای جلوگیری از یک فروپاشی اقتصادی و ارتباطی فراگیر، تمکین به خواستههای مشروع ایران و حرکت به سمت یک توافق جامع برای صلح دایمی بر محور خواستههای ایران است. صلح با ایران دیگر یک انتخاب دیپلماتیک نیست، بلکه یک ضرورت برای بقای دنیای مدرن است. ترامپ اگر میخواهد به عنوان رئیسجمهوری شناخته نشود که جهان را به عصر پیش از صنعت بازگرداند، باید زبان تهدید را کنار گذاشته و واقعیت قدرت ایران را در هر دو حوزه «اتمهای نفت» و «بیتهای داده» بپذیرد.
نتیجهگیری
تنگه هرمز لایه دومی دارد که از دید بسیاری از سیاسیون و رسانهها پنهان مانده است. ایران با اشراف بر کابلهای جهانی، نه تنها امنیت منطقه، بلکه امنیت کل ساختار تمدن دیجیتال را در دست دارد. هرگونه اشتباه محاسباتی از سوی کاخ سفید میتواند به معنای خاموشی جهانی باشد. لذا، عقلانیت حکم میکند که ترامپ به جای تقابل، مسیر صلح و احترام به منافع ایران را برگزیند تا از وقوع بزرگترین عقبماندگی تاریخ بشر جلوگیری کند.

