مشروعیت داخلی و شناسایی بین‌المللی افغانستان؛ پیوند ناگسستنی میان ثبات داخلی و تعامل جهانی

در دیپلماسی مدرن و حقوق بین‌الملل، به رسمیت شناختن یک نظام سیاسی تنها یک اقدام تشریفاتی یا ناشی از فشارهای خارجی نیست؛ بلکه فرآیندی پیچیده است که از بطن تعامل دولت با ملت خود آغاز می‌شود. سخنان اخیر سخنگوی حکومت کنونی افغانستان مبنی بر لزوم تعامل مستقلانه کشورها با کابل، ضرورت بازخوانی مفاهیم اساسی مشروعیت و رسمیت را دوچندان کرده است. واقعیت این است که رسمیت یافتن یک نظام سیاسی، پیش از آنکه تابعی از اراده قدرت‌های بزرگ باشد، محصول پذیرش و مشروعیت داخلی است که از طریق قرارداد اجتماعی میان حاکمیت و شهروندان تجسم می‌یابد.

شناسایی دیپلماتیک یک دولت در نظام بین‌الملل، در خلاء حضور مردم صورت نمی‌گیرد. کشورها در تصمیم‌گیری برای برقراری روابط رسمی، پیش از هر چیز به ثبات پایدار و میزان مقبولیت یک نظام در میان توده‌های مردم آن جغرافیا می‌نگرند. مشروعیت داخلی، زیربنای اصلی هرگونه تعامل بلندمدت است؛ زیرا حکومتی که از پشتوانه مردمی و پایگاه اجتماعی وسیع برخوردار نباشد، همواره با خطر ناپایداری روبرو است که نمونه‌های واضح آن را افغانستان طی چهار دهه گذشته تجربه کرده است.

از این منظر، تقاضا برای رسمیت بین‌المللی بدون حل چالش‌های داخلی و کسب رضایت لایه‌های مختلف جامعه، عملاً جابجا کردن اولویت‌های سیاسی محسوب می‌شود که در آن مردم کاملا به فراموشی سپرده شده اند. یکی از معیارهای حیاتی که کشورهای جهان برای برقراری روابط رسمی مد نظر قرار می‌دهند، سطح رعایت حقوق اساسی شهروندان و وجود ساختارهای فراگیر است. در شرایطی که محدودیت‌های اجتماعی و ساختاری بر بیش از نیمی از پیکره جامعه (زنان و اقلیت‌ها) اعمال می‌شود و دسترسی به تحصیل و اشتغال با موانع جدی و نعصب‌های جتسیتی و مذهبی روبروست، کشورهای جهان نیز نظاره‌گر اوضاع هستند و این رفتارها باعث باعث می‌گردد که عملا افغانستان با بحران مشروعیت حکومت دست و پنجه نرم کند.

کشورهای منطقه و جهان، تصمیمات خود را بر اساس واقعیت‌های ملموس و گزارش‌های میدانی از وضعیت حقوق بشر و عدالت اجتماعی اتخاذ می‌کنند. وجود رویه‌هایی که بخش‌هایی از جامعه را از مشارکت مدنی و سیاسی محروم می‌کند، از دید ناظران بین‌المللی به عنوان نشانه‌ای از فقدان مشروعیت همه‌جانبه تلقی می‌شود.علاوه بر این، مفهوم امنیت پایدار تنها با نبود جنگ یا گروه‌های شبه‌نظامی تعریف نمی‌شود. امنیت واقعی زمانی محقق می‌گردد که شهروندان در فضایی عاری از ترس، امکان ابراز نظر و مشارکت در تعیین سرنوشت خود را داشته باشند.

حضور فعال نمایندگان یک نظام در نشست‌های بین‌المللی زمانی می‌تواند موثر واقع شود که آن‌ها با پشتوانه یک «صدای واحد ملی» که برخاسته از تنوع قومی و فکری افغانستان باشد، سخن بگویند. در غیاب بسترهای لازم برای اظهار نظر آزادانه و نقد سازنده، جهان با یک جامعه تک‌صدا روبرو می‌شود که درک ماهیت واقعی مطالبات مردم در آن دشوار می‌گردد. این گسست میان حاکمیت و مطالبات شهروندان، بزرگترین مانع در مسیر شناسایی رسمی دولت افغانستان است.

راه عبور از انزوای دیپلماتیک، نه در لابی‌های سیاسی بین‌المللی، بلکه در اصلاح رویکردهای داخلی و ایجاد تفاهم ملی نهفته است. نیروهای حاکم برای دست‌یابی به رسمیت بین‌المللی، نیازمند آن هستند که ابتدا با رفع تبعیض‌های سیستماتیک و ایجاد حکومت فراگیر، مشروعیت داخلی خود را تثبیت کنند. زمانی که یک دولت بر پایه رضایت آحاد مردم و رعایت استانداردهای پذیرفته شده انسانی استوار باشد، رسمیت یافتن بین‌المللی نه به عنوان یک خواهش، بلکه به عنوان یک نتیجه طبیعی و گریزناپذیر حاصل خواهد شد. ثبات و اعتبار یک کشور در صحنه جهانی، انعکاسی از عدالت و احترامی است که آن نظام در داخل مرزهای خود به شهروندانش نثار می‌کند.

نویسنده: شکیب احمد سروش

لینک کوتاه

https://sarie.news/s985n
دکمه بازگشت به بالا