هشدار تکاندهنده برنامه جهانی غذا: هزینه ارسال کمک به افغانستان سه برابر گرانتر شد

در حالی که نگاه جهان به تبادل آتش و لفاظیهای دیپلماتیک میان ایران و امریکا دوخته شده است، در گوشهای دیگر از جغرافیای رنج، بنام افغانستان بهای جنگی را میپردازند که پیش از آن به مدت بیست سال تحت اشغال همان کشور شعلهافروز بود و قربانیهای عدیدهای را در آن زمان متقبل شدند، اکنون گزارشهای اخیر نهادهای بینالمللی، بهویژه هشدار تکاندهنده برنامه جهانی غذا (WFP)، نشاندهنده یک حقیقتی تلخ و هولناک است که ناشی از پیامدهای جنگ خلیح فارس بر کشورهای ماحول است.
تنشهای میان ایران و ایالات متحده، فراتر از ابعاد نظامی، به یک فاجعه انسانی و اقتصادی در افغانستان دامن زده است. امروز افغانستان نهتنها با بحرانهای داخلی دستوپنج نرم میکند، بلکه در منجلاب اقتصادی ناشی از بیثباتیهای منطقهای فرو رفته که گلوگاه معیشت و حیات مردم این سرزمین را نشانه گرفته است. انفجار هزینههای لجستیک و بنبست ترانزیتی از بارزترین و ملموسترین تأثیر و پیامدهای این تنشها بر اوضاع داخلی افغانستان است که اختلال شدید در مسیرهای حملونقل کالا و کمکهای بشردوستانه ایجاد کرده است. بر اساس آمارهای رسمی، هزینه ارسال کمکهای غذایی به افغانستان نسبت به گذشته تقریباً سه برابر شده است. این افزایش سرسامآور ناشی از ناامنی در مسیرهای دریایی و محدودیتهای لجستیکی است که محمولههای امدادی را ناچار به دور زدن مسیرهای کوتاه و مستقیم قبلی کرده است.
پیش از این، کالاهای امدادی با سرعت و هزینهای اندک به بنادر منطقه و سپس افغانستان میرسید، اما اکنون اختلالات امنیتی باعث شده است که محمولهها از مسیرهای زمینی طولانی و از طریق چندین کشور مختلف از دبی به افغانستان منتقل شوند. این روند پیچیده، زمان رسیدن کمکها را به مقصد اصلی دستکم سه هفته طولانیتر کرده است؛ که در واقع در این وضعیت نا بهنجار و در دنیای گرسنگی و فقر، ضربه بزرگی بر روند کمکرسانی است. افزایش قیمت نفت در بازارهای جهانی که مستقیماً تحت تأثیر تنشها در تنگه هرمز و تقابلهای نظامی ایران و آمریکا قرار دارد، حتی دورتر از جغرافیای جنگ، کشوری بنام افغانستان را نیز به شدت متأثرساخته است. افغانستان به عنوان کشوری که به شدت وابسته به واردات سوخت و کالاهای اساسی است، هر سنت افزایش در قیمت جهانی انرژی، موجی از تورم را به بازارهای محلی افغانستان تزریق میکند. افزایش هزینههای حملونقل نهتنها کمکهای امدادی را گرانتر کرده، بلکه قیمت مواد غذایی اولیه را در بازارهای افغانستان به شکلی بیسابقه بالا برده است. وقتی قیمت سوخت بالا میرود، هزینه تولید و انتقال محصولات کشاورزی داخلی نیز افزایش مییابد و این چرخهی ویرانگر، قدرت خرید ناچیز مردم را به شدت تحت تاثیر قرار میدهد، در واقع تاوان این همه نا بسامانی را نه دولتها و سازمانهای بینالمللی، بلکه ملتها میپردازند که مردم افغانستان نیز بخشی از آن است.
هشدار جان آیلیف، رئیس برنامه جهانی غذا در افغانستان، عمق فاجعه را در لایههای انسانی بیشتر از قبل نمایان میکند. تأخیر در رسیدن محمولههای غذایی و مکملهای دوا، تأثیری مستقیم و بیواسطه بر وضعیت تغذیهای کودکان افغان گذاشته است. در کشوری که میلیونها کودک با سوءتغذیه حاد روبرو هستند، تأخیر سه هفتهای در رسیدن مواد غذایی به معنای افزایش نرخ مرگومیر نوزادان و آسیبهای جسمی جبرانناپذیر به نسل آينده این سرزمین است. این کودکان نهتنها قربانی فقر دائمی خود هستند، بلکه اکنون گروگان تنشهایی شدهاند که هزاران کیلومتر دورتر از این سرزمین است. در واقع، هر بمب یا موشکی که در خاورمیانه شلیک میشود، پژواک آن به شکل گرسنگی در روستاهای دورافتاده بدخشان و قندهار و مناطق مرکزی افغانستان نیز شنیده میشود.
افغانستان به دلیل موقعیت محصور در خشکی، همواره به مسیرهای ترانزیتی همسایگان خود، بهویژه ایران، وابسته بوده است. تحریمهای اقتصادی امریکا علیه ایران و به تبع آن، فشارهای بانکی و مالی و اخیرا محاصره آبهای سرزمینی ابران تبادلات کالا به افغانستان را نیز تحتالشعاع قرار داده است. بازرگانان افغان برای انتقال پول و کالا با موانع عدیدهای روبرو هستند که ریسک تجارت را بالا برده و سرمایهگذاران را محتاط تر ساخته است.
تنشهای نظامی باعث شده است که حتی پروژههای بزرگ زیربنایی همچون پایپ لاینهای گاز و … که میتوانست افغانستان را به قطب ترانزیتی منطقه تبدیل کند، در هالهای از ابهام فرو رود. این وضعیت، افغانستان را در یک بنبست اقتصادی و انزوای جغرافیایی قرار داده که خروج از آن بدون ثبات در روابط تهران و واشنگتن تقریباً غیرممکن به نظر میرسد. واقعیت تلخ این است که افغانستان امروز در منجلابی فرو رفته که دیوارهای آن از نفت گران، مسیرهای مسدود و سیاستهای جنگطلبانه ساخته شده است.
سازمان ملل و نهادهای بشردوستانه نباید اجازه دهند که بحرانهای خاورمیانه، رنج مردم افغانستان را به حاشیه براند. وقتی هزینه ارسال یک کیسه آرد سه برابر میشود، یعنی دو خانواده دیگر از دسترسی به نان محروم میشوند. سکوت در برابر این وضعیت، همدستی در فاجعهای است که روزانه جان چندين افغان را میگیرد. ثبات اقتصادی افغانستان به شکلی گسستناپذیر به صلح در منطقه گره خورده است. تا زمانی که جوانب درگیر به خصوص طرفهای متجاوز به جای دیپلماسی، بر طبل تنش میکوبند، دود این آتش بیش از همه به چشم مردمانی میرود که تنها جرمشان قرار گرفتن در چهارراه حوادث است. افغانستان برای رهایی از این منجلاب، نیازمند مسیرهای باز، سوخت ارزان و جهانی است که در آن حق حیات نوزادان قربانی بازیهای سیاسی نشود؛ زيرا هر روز تأخیر در ارسال محمولهها، زخمی عمیقتر بر پیکرهی رنجور این ملت بر جای میگذارد.
نویسنده: محمد امان فلاح

