شاهراه ترانزیتی چین- افغانستان؛ پایانی بر انحصار مرزهای پاکستان و آغاز عصر استقلال اقتصادی

در جغرافیای سیاسی معاصر، کشورهایی همچون افغانستان که محصور در خشکی هستند، همواره بیشترین آسیب را از تنشهای همسایگان و نوسانات امنیت دریایی متحمل میشوند. افغانستان به عنوان کشوری در قلب آسیا، دهههاست که نبض زندگی اقتصادیاش در گروی مسیرهای سنتی از طریق همسایگان جنوبی و غربی بوده است. اما امروز، خبر راهاندازی مسیر جدید ترانزیتی چین–افغانستان از طریق آسیای میانه، فراتر از یک جابهجایی کالا، به معنای بازتعریف نقشه تجارت در منطقه است. این مسیر که با عبور از قزاقستان، ازبکستان و ترکمنستان به کل افغانستان و ولایت هرات میرسد، نه تنها یک راه جدید، بلکه یک شریان حیات برای مردمی است که سالها هزینه اختلافات سیاسی را بر سر سفرههای خود پرداخت کردهاند. برای درک اهمیت این تحول، باید ابتدا به بنبستی نگریست که اقتصاد افغانستان را در سالهای اخیر به زنجیر کشیده بود. روابط تجاری این کشور همواره قربانی تنشهایی بوده که ریشه در خارج از مرزهای اقتصادی داشتند. جنگهای لفظی و درگیریهای مرزی میان طالبان و پاکستان، بارها منجر به مسدود شدن گذرگاههای استراتژیک تورخم و سپینبولدک شد. این انسدادهای پیاپی نه تنها باعث فاسد شدن هزاران تن محصولات کشاورزی و صادراتی افغانستان گردید، بلکه قیمت کالاهای وارداتی ضروری را نیز به عرش رساند.
پاکستان که زمانی شریک اصلی تجاری افغانستان بود، از ترانزیت به عنوان یک ابزار فشار سیاسی استفاده کرد و در عمل، اقتصاد افغانستان را در بنبستی قرار داد که خروج از آن هزینههای گزافی داشت. همزمان با مسدود شدن مسیرهای شرقی، مسیرهای دریایی و جنوبی نیز با بحرانهای بیسابقهای روبرو شدند. ایران که مسیر جایگزین از طریق بندرعباس و چابهار را فراهم میکرد، خود درگیر تنشهای گسترده با ایالات متحده و متحدانش گردید. تشدید تنش در تنگه هرمز و مسیرهای دریایی خلیج فارس، امنیت کشتیرانی را به شدت کاهش داد. این ناامنیها منجر به افزایش سرسامآور نرخ بیمههای دریایی و هزینههای حملونقل شد. طبق گزارشهای معتبر، هزینه انتقال کالا از مسیرهای دریایی نسبت به روال عادی برای افغانستان تا سه برابر افزایش یافته است. برای کشوری مانند افغانستان که با فقر دست و پنجه نرم میکند، این افزایش قیمت به معنای خالیتر شدن سفرههای مردم و توقف پروژههای بازسازی است. در واقع، افغانستان میان پتک اختلافات با پاکستان و سندان تنشهای ایران و امریکا قرار گرفته است که اثرات بر اقتصاد داخلی کشور چشمگیر است.
در چنین فضای غبارآلودی، گشایش مسیر ۷۴۰۰ کیلومتری از میان آسیای میانه، به مثابه دمیدن روحی تازه در کالبد بیرمق تجارت افغانستان است. این مسیر جدید از نظر فنی و لوژستیکی یک شاهکار در همکاریهای منطقهای است. کالاها از مراکز صنعتی چین بارگیری شده و از طریق خط آهن به ایستگاه آلتینکول در قزاقستان میرسند. سپس با عبور از ازبکستان و توقف در مرکز لوژستیکی پیشرفته بخارا، از طریق ترکمنستان به دروازه ورودی افغانستان یعنی هرات میرسند.
یکی از بزرگترین مزیتهای این مسیر، کاهش زمان انتقال کالا به حدود ۱۰ الی ۱۵ روز است. در حالی که پیش از این، کالاهای چینی باید اقیانوسها را دور میزدند تا به بنادر ایران یا پاکستان برسند و سپس با طی هزاران کیلومتر جادههای ناهموار و عبور از گمرکات پیچیده به کابل یا هرات برسند، اکنون راه مستقیم و خشکه، زمان و هزینه را به شدت تقلیل داده است.این تحول، جایگاه راهبردی ولایت هرات را نیز بازتعریف میکند. هرات که در طول تاریخ به عنوان “مروارید خراسان” و چهارراه جاده ابریشم شناخته میشد، اکنون دوباره به قطب اصلی توزیع کالا در کشور تبدیل شده است. ورود مستقیم کالا از ترکمنستان به هرات، انحصار مسیرهای پاکستان را در هم میشکند. وقتی گزینههای ترانزیتی متنوع شوند، دیگر هیچ کشوری نمیتواند با اهرم مسدود کردن مرز، خواستههای سیاسی خود را به کابل تحمیل کند.
این مسیر جدید، استقلال اقتصادی افغانستان را تقویت کرده و به بازرگانان کشور قدرت انتخاب میدهد تا از میان مسیرهای مختلف، امنترین و ارزانترین راه را برگزینند.از سوی دیگر، نقش کشورهای آسیای میانه در این پروژه بسیار کلیدی است. ازبکستان و قزاقستان با سرمایهگذاری بر زیرساختهای ریلی و مراکز لوژستیکی مانند بخارا، نشان دادند که به دنبال تبدیل شدن به هاب ترانزیتی منطقه هستند. آنها افغانستان را نه به عنوان یک منطقه بحرانی، بلکه به عنوان پلی برای اتصال به بازارهای جنوب آسیا میبینند. ثبات نسبی در این کشورها در مقایسه با تلاطمهای خلیج فارس و دریای عمان، امنیتی پایدار برای تاجران فراهم میآورد. این امنیت، ریسک تجارت را کاهش داده و سرمایهگذاران را تشویق میکند تا دوباره به بازار افغانستان نگاهی جدی داشته باشند.
ذینفع اصلی این مسیر جدید، مردم افغانستان هستند. کاهش هزینههای حملونقل به معنای کاهش قیمت نهایی مواد خوراکی، دوا، مواد سوختی و کالاهای ساختمانی در بازارهای افغانستان است. در کشوری که میلیونها نفر زیر خط فقر زندگی میکنند، حتی کاهش ۱۰ درصدی قیمتها میتواند تفاوت میان سیری و گرسنگی باشد. این مسیر، نوری در انتهای تونل بحرانهای چند دهه اخیر است. هرچند چالشهای سیاسی و امنیتی داخلی همچنان پابرجا هستند، اما گشودن پنجرههای جدید تجاری به سوی شمال و شرق، به افغانستان اجازه میدهد تا از سایه جنگهای تحمیلی و تنشهای پیرامونی خارج شود. این راه، مسیری است برای بازگشت افغانستان به جایگاه طبیعیاش در جاده ابریشم مدرن؛ جایی که تجارت بر جنگ و اتصال بر انزوا پیروز میشود. امید میرود که با مدیریت درست و تداوم همکاریهای منطقهای، این مسیر بتواند از رنج بیکاری و فقر مردم کاسته و ثباتی معیشتی را به خانههای شهروندان افغان بازگرداند.
نویسنده: محمد امین فرهمند

