مشعل خونین پیروزی؛ شکست امریکا در برابر اقتدار ملت ایران

سقوط اخلاق بین‌الملل و معجزه‌ی ایستادگی؛ تبیین پیروزی تمدنی ایران در نبرد چهل‌روزه

چهل روز نبرد نابرابر و تحمیل جنگی ویرانگر بر ملتی که تنها گناهش ایستادگی در برابر تمامیت‌خواهی و «نه» گفتن به زورگویی‌های ایالات متحده بود، لکه‌ی ننگی بر پیشانی تاریخ معاصر و بشریت امروزی بر جای گذاشت. این تجاوز که پیش چشم جهانیان از مدعیان حقوق بشر تا رادیکال‌ترین و محافظه‌کارترین جریان‌های سیاسی جهان صورت گرفت، فراتر از یک درگیری نظامی، به مثابه یک «غربال بزرگ» عمل کرد که نقاب از چهره‌ی واقعی قدرت‌ها و نهادهای بین‌المللی برداشت. در حالی که بمب‌های آمریکایی زیرساخت‌های زندگی مردم ایران را هدف می‌گرفتند، واکنش‌های متفاوت جهانی، از هم‌پیمانی تا بی‌تفاوتی و خیانت، واقعیت عریان نظم کنونی جهان را نمایان ساخت.

نقاب‌افکنی در جغرافیای سیاست جهانی

تجاوز چهل‌روزه به خاک ایران، مرزهای دیپلماتیک را جابجا کرد، بدین معنی که این درگیری‌ها باعث شد نقشه روابط سیاسی و دیپلماتیک در منطقه و جهان تغییر کند. در این میان، شکاف در اردوگاه غرب به وضوح دیده شد؛ کشورهایی نظیر اسپانیا که وجدان بیدار خود را بر منافع مقطعی ترجیح دادند، صفوف خود را از ماجراجویی‌های جنون‌آمیز واشینگتن جدا کردند. در مقابل، برخی کشورها با نگاهی بی‌تفاوت به تماشای فاجعه نشستند و بدتر از آن، سازمان‌های بین‌المللی که فلسفه‌ی وجودی‌شان پیشگیری از چنین جنایاتی است، در آزمونی تاریخی مردود شدند. جامعه ملل به جای محکوم کردن مستقیم متجاوز و توقف ماشین کشتار علیه ایران، با رویکردی فرافکنانه از بررسی بمب‌های خوشه‌ای در اسرائیل به عنوان جنایت جنگی سخن گفتند تا عملاً چشم بر روی ویرانی شفاخانه‌ها، پل‌ها، کارخانجات و مکاتب ایران ببندد. این استانداردهای دوگانه ثابت کرد که حقوق بشر در قاموس این نهادها، تنها ابزاری سیاسی برای تأمین منافع امریکا و نوچه‌هایش است.

آمار جنایت؛ هدف‌گیری سیستماتیک حیات مدنی

نگاهی به لیست اماکن آسیب‌دیده، گویای این حقیقت هولناک است که این جنگ نه علیه ارتش و نیروهای مسلح ایران، بلکه علیه «امید و زندگی» در ایران طراحی شده بود. آمار رسمی ارائه شده توسط هلال‌احمر، ابعاد این «جنایت جنگی خاموش» را افشا می‌کند. آسیب دیدن بیش از ۱۲۵ هزار واحد غیرنظامی، رقمی نیست که بتوان به سادگی از کنار آن گذشت. وقتی از ۱۰۰ هزار واحد مسکونی سخن می‌گوییم که برخی صددرصد تخریب شده‌اند، یعنی آواره کردن صدها هزار خانواده.

وقوع حملات سیستماتیک به ۳۳۹ مرکز درمانی، ۳۲ دانشگاه و ۸۵۷ مکتب، نشان‌دهنده تعمد امریکا در فلج کردن سیستم صحی، آموزش و خردورزی یک ملت است. هدف قرار دادن ۲۰ مرکز هلال‌احمر و زیرساخت‌های حیاتی مانند مخازن سوخت و طیاره‌های غیرنظامی، طبق تمامی کنوانسیون‌های بین‌المللی مصداق بارز جنایت جنگی است. با این حال، سکوتِ کرکننده‌ی مجامع جهانی در برابر این حجم از ویرانی، ثابت کرد که عدالت بین‌المللی در برابر قدرت دالر و باروت، به کما رفته است.

پیوند ملت و دولت؛ مشعلی که با خون برافروخته شد

علیرغم این حجم از ویرانی و فشار، محاسبات اتاق‌های فکر امریکا در یک نقطه دچار خطای فاحش شد و آن «پیوند ناگسستنی ملت و دولت» ایران بود. آنان تصور می‌کردند با بمباران مکتب‌ها و محل کسب‌وکار مردم (۲۳۵۰۰ واحد تجاری)، اراده‌ی ملی ایرانیان در دفاع و مقاومت فرو خواهد پاشید. اما مردم ایران، دوشادوش دولت و نیروهای مسلح خود، از دل خانه‌های تحت بمباران شان، مشعل پیروزی را برافراشتند. این پیروزی، نه صرفاً در انهدام جنگنده‌های دشمن، بلکه در شکستن اراده‌ی او برای تسلیم کردن ایران نهفته است. ایستادگی چهل‌روزه ثابت کرد که «مشعل پیروزی» اگرچه با دستان خونین، اما با ایمانی استوار برافراشته شده و هیچ طوفانی قادر به خاموش کردن آن نیست.

از میدان رزم تا میدان دیپلماسی؛ ضرورت درایت مقتدرانه

اکنون که دود باروت ناشی از بمب‌ها فروکش کرده و میدان مبارزات تسلیحاتی جای خود را به میزهای دیپلماسی داده است، نبرد وارد فاز حساس‌تری شده است. پیروزی در میدان، پشتوانه‌ی عظیمی برای دیپلمات‌های ایرانی فراهم آورده است، اما نباید فراموش کرد که دشمنِ زمین‌گیر شده در میدان، تمام حیله‌های خود را به پشت میز مذاکره آورده است.

در این مرحله، دیپلماسی ایران باید با همان «درایت، زیرکی و قاطعیت» که در دفاع از آسمان و زمین کشور به کار گرفته شد، عمل کند. مذاکره‌کنندگان ایرانی باید بدانند که نماینده‌ی ملتی هستند که ۱۲۵ هزار واحد از دارایی‌های غیرنظامی‌اش را فدای استقلال خود کرده است. زمین زدن حریف در میدان دیپلماسی به معنای تثبیت حقوق پایمال شده، گرفتن غرامت برای مکتب‌ها و شفاخانه‌های ویران شده و شکستن نهایی زنجیره‌های تحمیل و زورگویی است. ایستادگی شجاعانه در میدان دیپلماسی می‌تواند بار دیگر پرچم اسلام و ایران را در برابر صهیونیزم مقتدرانه به اهتزاز در آورد و عزم ملل جهان را در حمایت از ایران اسلامی و طرد صهیونیزم تیره‌تر از قبل سازد.

چهل روز جنگ تحمیلی، اگرچه زخم‌هایی بر پیکره‌ی ایران وارد کرد، اما نیروهای مسلح این کشور توانستند تمامی منافع امریکا را در منطقه ضرب صفر نموده و کاری کند که ترامپ برای برقراری مذاکره به التماس بیافتد، این ایستادگی جانانه روح ملی را صیقل داد و جایگاه ایران را به عنوان قطبِ تسلیم‌ناپذیرِ نظام جدید جهانی تثبیت کرد. سکوت جامعه جهانی و بی‌آبرویی مدعیان حقوق بشر، درس بزرگی به ملت‌های آزاده داد که امنیت و عزت، نه در راهروهای سازمان ملل، بلکه در سرپنجه‌های قدرت ملی یافت می‌شود. ایران امروز با تکیه بر آمار رشادت‌های خود و با اقتدارِ برآمده از میدان، آماده است تا در عرصه دیپلماسی نیز حقانیت خود را به کرسی بنشاند و نظم جدیدی را که در آن هیچ ابرقدرتی جرأتِ تمامیت‌خواهی نداشته باشد، به جهان دیکته کند. پیروزی نهایی، نه در آتش‌بس، بلکه در تثبیتِ ابدیِ این استقلالِ خونین است.

دکمه بازگشت به بالا