ملت، بی نان؛ جنجال سیاسیون بر سر دیورند

افغانستان در وضعیتی قرار دارد که نیازمند یک فکر و اتحاد جمعی برای عبور از بن بست تاریخی پنجاه ساله است، فایق آمدن بر اوضاع نابسامان این سرزمین کار یک فرد و یک گروه نیست؛ بلکه اتحاد و مسیولیت پذیری جمعی میتواند گره از کار بگشاید، در این اوضاع که مردم بیش از هر زمان دیگر نیازمند تامین نفقه و آب و نان است عدهای بحث دیورند را پیش کشیده اند و در فضای مجازی به سر و صورت همدیگر کوبیده روان هستند که فلانی وطن فروشی کرد، یکی میگوید خاک وطن دههها قبل توسط شاهان کشور فروخته شده و چیزی از آن نمانده که من بفروشم دیگری میگوید تو منافع ملی را نادیده گرفتی و مطالبات افغانها را زیر پا گذاشته و به نفع پاکستان گپ زدی، در واقع هر دو جانب آگاهانه و نا آگاهانه به نفع دشمن که هدف اش ایجاد تفرقه و نا امنی در کشور است کمک میکنند، این غایله با بحثهای فیسبوکی و یخن پاره کردن همدیگر ختم نمیشود؛ بلکه بر این گروه بیشتر می افزاید، مسئله دیورند چندین دهه است که به هر دلیلی خط کشی شده و پاکستان بر آن تسلط دارد افزون بر آن، با توجه به اوضاع نفاق انگیز افغانستان، چندین کیلومتر بیشتر از خط قبلی به سمت افغانستان پیشروی کرده و در احاطه خود قرار داده اند و کسی هم نیست که بگوید چرا؟ زیرا پاکستان از عدم اتحاد و عدم ملتسازی در افغانستان بهره میبرد و این مورد را به خوبی نشانه رفته و هر روز که دلش بخواهد افغانستان را بمباران و بخشهایی از این سرزمین را به تصرف اش در میاورد، حالا یخن پاره کردن مردم افغانستان میان همدیگر و به بد و بیراه گفتن نمیتواند کمترین کمکی به این معضله بکند.
افغانستان کنونی در وضعیتی نیست که بخواهد خود را بر سر مسیله خط دیورند درگیر بکند و یا آن را آزاد بسازد، افغانستان هنوز یک ملت واحد و یکپارچه ندارد، احساس تعلق به این خاک حد اقل در میان ۷۰٪ مردم این سرزمین وجود ندارد، اردوی قوی و تجهیزات نیرومند جنگی وجود ندارد، فرصتها و امکانات به گونهای متوازن میان شهروندان تقسیم نمیگردد، حلقات قدرت به فکر خود و راضی نگهداشتن افراد متعلق به خود است، در این میان تنها فراموش شده مردم بیچاره از اقوام مختلف این سرزمین است که شب و روز برای در آوردن لقمه نان تقلا میکنند، حد اقل ۹۰٪ نفوس این سرزمین میخواهند بهرهمند از یک کشور مدرن و توسعه یافته باشند که هر روز برای یافتن لقمه نان به کشورهای جهان سرگردان نباشند، وقتیکه عصرها به خانه میروند نان شب را در آورده باشند، عزت و آبرو در وطن شان پا برجا باشد تا طعم تلخ توهین و ناسزاگویی در عالم مهاجرت را نچشند، اینها ابتدایی ترین و اساسی ترین نیازهای انسانی است که هر فرد «انسان بما هو انسان» از آن بهره مند هستند و خواستهای خیلی بزرگی هم نیست، اما سیاسیون این سرزمین بدون در نظرداشت چالشهای مردمی و تلاش برای یافتن راه حل، به چیزهایی میچسپند که اصلا نمیتواند اولویت خواستههای مردم باشد، سیاستمداران باید ابتدا بکوشند مملکت را به یک شکوفایی برسانند تا دست نیاز مردم از چهارکنج دنیا کوتاه گردد، آنگاه مسیله دیورند و هر معضل سرزمینی سر جای خودش باقیست و در صورتیکه مشکل آب و نان مردم حل گردد و ملت سازی صورت گیرد؛ آنگاه می شود با پشتوانه ملت به هر دعوی بین المللی و مرزی اشتراک کرد و از مجاری سخت و نرم آن را مطالبه نمود، در این وضعیت آیا افغانستان توان دارد که هر گونه تقابل را مدیریت و کاری کند که از جانب پاکستان ضررهای بیشتر از این متحمل نگردد؟
واضح است که طرح این مباحث در حالتی که بین طالبان و پاکستان تقابل و کشیدگیهایی به وجود آمده و پاکستان به دلیل معضل «تی تی پی» ضربات مهلکی را همه روزه در خاک خودش متحمل میگردد و این وضعیت، پاکستان را در باتلاقی قرار داده است که برای رهایی از آن به هرسو چنگ و دندان می اندازد، لذا پاکستان بدش نمی آید که مدیریت جنگ را از داخل خاک خودش به سمت افغانستان بکشاند، ورنه دیورند مسیله ای است که هیچگاه به صورت رسمی و قانونی در محاکم بین المللی از جانب افغانستان مطالبه نشده است و این خط کشی به عنوان یک اهرم نفاق و استفاده ابزاری در بازار سیاست چیزی هم برای سیاسیون دو کشور در پی ندارد، پاکستان میداند که طالبان در افغانستان قدرت را قبضه کرده اند و به هیچ قوم و ملیت دیگر این سرزمین مجال نفس کشیدن و اشتراک در بدنه قدرت را نخواهد داد، به همین دلیل با استفاده از این تنگنا بخش عمده سیاسیون ناراضی که در خارج از کشور به سر میبرند میخواهد از این پتانسیل به عنوان یک ابزار فشار بر حکومت طالبان استفاده نموده و همانند دهه هفتاد، یکبار دیگر افغانستان را به سمت تاریکی و جنگهای داخلی بکشاند و این تنها موردی است که میتواند جنگ را در خاک پاکستان تضعیف سازد و تغییر جغرافیای آن مجددا به افغانستان برگردد، وقتیکه در افغانستان چنین مامولی بر آورده گردد، عقبه حمایتی «تی تی پی» تضعیف گردیده و این گروه به راحتی دامنه اش از خاک پاکستان برچیده خواهد شد، اکنون که در این بازار نفاق ملی افغانستان، برخی سیاستمداران پاکستانی نیز خود را دخیل ساخته و از مخالفین طالبان حمایت میکنند درست به همین علت است که زیربنای یک جنگ جدید را در افغانستان پختهکاری کنند و این جرقهای به همین مسیر، لذا پیشنهاد میگردد که جریانهای سیاسی افغانستان اعم از نیروهای حاکم و مخالفین سیاسی با درک از اصل و عمق ماهیت این نفاق، سفره اتحاد ملی را پهن کرده و با راه اندازی گفتمان ملت سازی و ایجاد دولت ملی، هرگونه ابزار ویران سازی وطن را از دست پاکستان بگیرند، در غیر آنصورت پاکستان همواره و در هر زمان از میان مخالفین سیاسی حاکم در کابل ناراضیانی خواهد دشت که بر علیه حکومت افغانستان بسیج نموده و نگذارند که این ملت و این ملت روی ارامی و توسعه را ببینند، کابل باید در آتش بسوزد عمق استراتژیک پاکستان است و برای رسیدن به مامول از هیچ ابزاری دریغ نخواهد کرد.
نویسنده: عبدالحی حبیبی

