هشدار به وجدانهای بیدار در امریکا؛ سکوت در برابر بمباران زیرساختها، مشارکت در جنایت است

در ساعات ملتهب کنونی، جهان شاهد یکی از خطرناکترین قمارهای سیاسی در تاریخ معاصر است. دونالد ترامپ با تعیین ضربالاجلهای ساعتی و تهدید به نابودی کامل زیرساختهای حیاتی ایران، از جمله نیروگاههای برق، پلها و تصفیهخانههای آب، نه تنها ثبات منطقهای را به لبه پرتگاه کشانده، بلکه مستقیماً مبانی حقوق بشردوستانه بینالمللی را به چالش کشیده است. آنچه ترامپ به عنوان حق دفاع یا فشار حداکثری توصیف میکند، در زبان حقوق بینالملل و کنوانسیونهای ژنو، تعریفی جز جنایت جنگی ندارد.
نقض صریح پروتکلهای الحاقی کنوانسیون ژنو
اساس حقوق جنگ بر اصل تفکیک (Principle of Distinction) استوار است. طبق ماده ۴۸ پروتکل اول الحاقی به کنوانسیونهای ژنو ۱۹۴۹، طرفین درگیر موظفاند همواره بین غیرنظامیان و رزمندگان و همچنین بین اموال غیرنظامی و اهداف نظامی تمایز قائل شوند. تهدید ترامپ به بمباران تمام نیروگاهها و پلهای معلق که شریانهای اصلی زندگی روزمره مردم هستند، نقض فاحش این ماده است و جنایت جنگي محسوب میگردد، نیروگاهی که برق شفاخانهها، یخچالهای نگهداری دوا و پمپهای آب شهری را تأمین میکند، طبق تعریف حقوقی، یک مال غیرنظامی است. حمله به آن با هدف فلج کردن زندگی مردم، جنایت جنگی است که هیچ ضرورت نظامی نمیتواند آن را توجیه کند.
هدف قرار دادن ابزارهای بقای جمعیت غیرنظامی
ماده ۵۴ پروتکل اول الحاقی به صراحت اعلام میکند که حمله، نابودی، حذف یا از کار انداختن اموالی که برای بقای جمعیت غیرنظامی ضروری هستند، ممنوع است. این اموال شامل ذخایر مواد غذایی، تأسیسات آب آشامیدنی و شبکههای آبیاری و انرژی میشود. ترامپ با صراحت از نابودی تصفیهخانههای آب سخن گفته است؛ اقدامی که مستقیماً به معنای مجازات دستهجمعی (Collective Punishment) میلیونها انسان بیگناه است. محروم کردن یک ملت از آب و برق در مقیاس کشوری، نه یک عمل جنگی علیه نیروهای مسلح، بلکه تلاشی برای نسلکشی تدریجی و ایجاد فاجعه انسانی است که طبق ماده ۸ اساسنامه رم (دیوان کیفری بینالمللی)، مصداق بارز جنایت جنگی محسوب میشود.
اصل تناسب و دکترین تخریب کامل
حتی اگر فرض محال بر این باشد که برخی از این تأسیسات استفاده دوگانه (نظامی-غیرنظامی) داشته باشند، باز هم طبق ماده ۵۱ پروتکل اول، اصل تناسب باید رعایت شود. این اصل تأکید دارد که صدمات جانبی به غیرنظامیان نباید نسبت به مزیت نظامی مورد انتظار، مفرط و بیش از حد باشد. تهدید به تخریب کامل که ترامپ مطرح کرده، عملاً هرگونه ملاحظه برای حفظ جان غیرنظامیان را کنار میگذارد. وقتی رئیسجمهور یک کشور مدعی دموکراسی، از نابودی نمادهای مهندسی شهری مانند پلهای هوایی و ساير زیرساختهای شهری سخن میگوید، در واقع در حال ترویج تروریسم دولتی در ابعاد جهانی است.
مسئولیت اخلاقی و مدنی جامعه امریکا
در این میان، سکوت یا همراهی جامعه امریکا با این رویکرد جنونآمیز، میتواند لکه ننگی بر تاریخ این کشور بر جای بگذارد. مارگارت دونوان، وکیل سابق ارتش امریکا، به درستی اشاره کرده است که این تهدیدات مستقیم، ماهیت فاجعهبار رفتار ترامپ را عیان کرده است. مردم امریکا باید درک کنند که مالیاتهای آنها صرف تولید بمبهایی میشود که قرار است پوهنتونها و مراکز علمی را ویران کند. حمله به پوهنتونها در لیست اهداف اخیر ذکر شده، نه تنها جنایت علیه یک ملت، بلکه جنایت علیه دانش و بشریت است.
جامعه مدنی امریکا، نخبگان سیاسی و نهادهای حقوقی این کشور وظیفه دارند پیش از آنکه دیر شود، جلوی این شخص دیوانه را بگیرند.
تاریخ نشان داده است رهبرانی که قوانین بینالمللی را زیر پا میگذارند، نه تنها باعث ویرانی کشورهای دیگر میشوند، بلکه مشروعیت و امنیت کشور خود را نیز به حراج میگذارند. ادعای ترامپ مبنی بر اینکه جنایت واقعی داشتن سلاح هستهای توسط ایران است، یک فریب افکار عمومی است؛ چرا که هیچ مدرک مستدلی بر انحراف برنامه هستهای ایران وجود ندارد، اما اسناد بمباران زیرساختهای غیرنظامی، کشتن کودکان مکتب دخترانه ميناب و کشتار ۱۳ نفر در حملات اخیر، واقعیتی است که پیش چشم جهانیان اتفاق افتاد.
جامعه جهانی نباید اجازه دهد که حقوق جنگ به حقوق جنگل تبدیل شود. اگر تهدیدات ترامپ عملی شود، سیستم حقوقی بینالملل که پس از جنگ جهانی دوم برای جلوگیری از تکرار فجایع انسانی شکل گرفت، به کلی فرو خواهد ریخت. بمباران پلها و نیروگاهها، مبارزه با یک دولت نیست، بلکه اعلام جنگ با انسانیت است. اکنون زمان آن است که نهادهای بینالمللی و وجدانهای بیدار در داخل امریکا، با استناد به کنوانسیونهای ژنو، علیه این رویه جنایتکارانه ایستادگی کنند.

