هفت ثور؛ روزی که افغانستان وارد فصل تازه‌ای از بحران شد

در حافظه تاریخی افغانستان، هفتم ثور ۱۳۵۷ تنها یک تاریخ تغییر و تحول در تقویم سیاسی کشور نیست؛ این روز نقطه عطفی است که مسیر سیاسی، اجتماعی و امنیتی کشور را به شکلی بنیادین به سمت بحران‌های غیر قابل کنترل تغییر داد. در این روز، حکومت جمهوری سردار محمد داوود خان با یک کودتای نظامی توسط حزب دموکراتیک خلق افغانستان سرنگون شد؛ رویدادی که بعدها با عنوان «انقلاب ثور» شناخته شد، اما برای بسیاری از مردم افغانستان آغازگر دهه‌ها جنگ، خشونت، مهاجرت و فروپاشی ساختارهای سنتی کشور بود.

زمینه‌های سیاسی پیش از ۷ ثور

برای درک اهمیت ۷ ثور، باید چند سال به عقب بازگردیم. در سال ۱۳۵۲، سردار محمد داوود خان با کودتایی بدون خونریزی علیه ظاهر شاه، نظام سلطنتی افغانستان را پایان داد و جمهوری افغانستان را تأسیس کرد. داوود خان در آغاز با شعار اصلاحات، توسعه اقتصادی و استقلال سیاسی وارد صحنه شد. او تلاش داشت افغانستان را به کشوری مدرن‌تر تبدیل کند و نفوذ قدرت‌های خارجی همچون شوروی و به‌ویژه پاکستان، را مهار کند؛ اما حکومت او به تدریج با مشکلات متعدد روبه‌رو شد. تمرکز قدرت، سرکوب مخالفان سیاسی، محدود شدن آزادی‌ها و بحران‌های اقتصادی باعث شد نارضایتی در میان گروه‌های مختلف افزایش یابد. از سوی دیگر، حزب دموکراتیک خلق افغانستان (PDPA) که گرایش مارکسیستی داشت و به دو جناح «خلق» و «پرچم» تقسیم شده بود، در ارتش و برخی نهادهای دولتی نفوذ قابل توجهی پیدا کرده بود و همین قدرت درون حکومتی باعث تشکیل نوعی قدرت در درون قدرت شده بود و زمینه ساز سقوط حکومت داوود خان گرديد.

جرقه کودتا

ترور میر اکبر خیبر، یکی از چهره‌های برجسته جناح پرچم در بهار ۱۳۵۷، به یکی از عوامل اصلی تسریع بحران تبدیل شد. مراسم تشییع جنازه او به صحنه نمایش قدرت حزب دموکراتیک خلق بدل شد و حکومت داوود خان این تحرکات را تهدیدی جدی تلقی کرد. در واکنش، دولت داوود خان بسیاری از رهبران حزب را بازداشت کرد؛ اما حفیظ‌الله امین، یکی از چهره‌های کلیدی حزب، پیش از بازداشت کامل توانست پیام آغاز قیام نظامی را به افسران همسو در ارتش منتقل کند.

روز سقوط

صبح هفتم‌ ثور ۱۳۵۷، واحدهای نظامی وابسته به حزب دموکراتیک خلق، با استفاده از تانک‌ها و نیروی هوایی، مراکز حساس کابل را هدف قرار دادند. ارگ ریاست جمهوری زیر حملات شدید قرار گرفت. نبردی سنگین میان نیروهای وفادار به داوود خان و کودتاچیان درگرفت. سرانجام، داوود خان همراه با اعضای خانواده‌اش کشته شد و حکومت جمهوری او پایان یافت. پس از سقوط حکومت داوودخان، نورمحمد تره‌کی به عنوان رهبر جدید قدرت را در دست گرفت و جمهوری دموکراتیک افغانستان اعلام شد. حکومت جدید این رویداد را «انقلاب» نامید؛ اما بسیاری آن را کودتایی خونین می‌دانستند که بدون مشارکت مردمی رخ داد.

اصلاحات اجباری و واکنش جامعه

حکومت خلقی‌ها برنامه‌های گسترده‌ای برای اصلاحات اجتماعی و اقتصادی اعلام کرد؛ از جمله اصلاحات ارضی، مبارزه با بی‌سوادی، تغییر در قوانین ازدواج و کاهش نفوذ سران قبایل؛ هرچند برخی از این اهداف در ظاهر مدرن‌سازی کشور بود، اما اجرای شتاب‌زده، اجباری و اغلب همراه با سرکوب، واکنش شدید جامعه سنتی افغانستان را برانگیخت. در بسیاری از مناطق روستایی، مردم سیاست‌های حکومت را مخالف ارزش‌های دینی و فرهنگی خود می‌دیدند. بازداشت، اعدام و سرکوب مخالفان افزایش یافت. هزاران نفر زندانی شدند و فضای بی‌اعتمادی در کشور گسترش یافت.

آغاز جنگ‌های بزرگ‌تر

اختلافات داخلی در حزب دموکراتیک خلق نیز به سرعت شدت گرفت. نورمحمد تره‌کی و حفیظ‌الله امین وارد رقابت مرگبار شدند و در نهایت با قتل تره‌کی، حفیظ‌الله امین قدرت را به دست گرفت. بی‌ثباتی داخلی، شورش‌های مردمی و نگرانی اتحاد جماهیر شوروی از سقوط حکومت کمونیستی باعث شد شوروی در سال ۱۳۵۸ به افغانستان لشکرکشی کند. ورود نیروهای شوروی، افغانستان را به میدان جنگ سرد تبدیل کرد. مجاهدین با حمایت آمریکا، پاکستان، عربستان و دیگر کشورها علیه شوروی جنگیدند. این جنگ نه تنها میلیون‌ها کشته و مهاجر برجای گذاشت، بلکه زیرساخت‌های کشور را نیز ویران کرد و تهداب شرارت‌ها و بنیادگرایی را در این سرزمین استحکام بخشید.

میراث ۷ ثور

۷ ثور سرآغاز زنجیره‌ای از بحران‌ها بود که افغانستان را وارد یکی از طولانی‌ترین دوره‌های جنگ معاصر کرد. سقوط جمهوری داوود خان، حاکمیت کمونیستی، اشغال شوروی، جنگ‌های داخلی، ظهور طالبان و حتی تحولات پس از ۲۰۰۱ را می‌توان به نوعی در امتداد پیامدهای آن روز سیاه و نکبت بار بررسی کرد. در حافظه جمعی افغان‌ها، ۷ ثور برای بسیاری نه روز رهایی، بلکه روز آغاز تراژدی ملی است. خانواده‌های بی‌شماری عزیزان خود را در دهه‌های بعد که جنگ‌های داخلی رخ داد از دست دادند و نسل‌های متوالی با جنگ، مهاجرت و ناامنی بزرگ شدند.

نگاه‌های متفاوت به ۷ ثور

با این حال، نگاهها به این روز یکسان نیست. برخی هواداران سابق حزب دموکراتیک خلق معتقدند که ۷ ثور تلاشی برای عدالت اجتماعی، اصلاحات و پایان دادن به ساختارهای سنتی عقب‌مانده بود. اما منتقدان می‌گویند این تغییرات بدون درک بافت اجتماعی افغانستان و با اتکا به زور نظامی تحمیل شد و همین مسئله کشور را به سوی انفجار سوق داد، به نظر می‌رسد که نگاه منتقدان به‌ اوضاع اجتماعی افغانستان مطابق با واقعیت است، زیرا تاریخ سیاسي اين سرزمين ثابت کرده است که هيچ حکومتی نمی‌تواند با زور و کنترل و سرکوب اجتماعی دوام بیاورد؛ لذا هفت ثور در تاریخ افغانستان نماد یک تغییر ناگهانی و پرهزینه است؛ روزی که قدرت سیاسی با زور اسلحه جابه‌جا شد و کشوری با ساختار پیچیده قومی، مذهبی و سنتی وارد آزمایشی شد که هزینه آن برای نسل‌ها ادامه یافت. این روز یادآور آن است که تغییرات سیاسی، اگر بدون اجماع ملی، مشروعیت مردمی و درک عمیق از جامعه انجام شود، می‌تواند به جای پیشرفت، بحران‌های عمیق‌تر ایجاد کند. امروز، با گذشت دهه‌ها، به این نتیجه می‌رسیم که ۷ ثور سر آغاز نگون‌بختی و سیه‌روزی های افغانستان بود که تهداب نفاق قومی بنیان گذاشته شد و در نتیجه افراطیت و بنیادگرایی افغانستان را به سمت نابودی کامل در حال سوق دادن است.

نویسنده: محمد امان فلاح

لینک کوتاه

https://sarie.news/s967n
دکمه بازگشت به بالا