پنجسال حکومت طالبان؛ دستاوردها، چالشها و چشمانداز پیشرو

پنج سال از استقرار حکومت طالبان در افغانستان میگذرد؛ دورهای که با خروج نیروهای خارجی و سقوط دولت پیشین آغاز شد و تحولات عمیقی در ساختار سیاسی، اجتماعی و اقتصادی این کشور بهوجود آورد. طالبان که پیش از این بهعنوان یک گروه مخالف مسلح شناخته میشدند، اکنون مسئولیت اداره کشوری را بر عهده دارند که با چالشهای تاریخی، اقتصادی و امنیتی متعددی دستوپنجه نرم میکند. در پنجمین سالگرد این تحول، مروری بر عملکرد این حکومت، نشاندهنده تصویری پیچیده از دستاوردهای ادعایی و واقعیتهای میدانی است.
تغییرات ساختاری؛ از نهادهای پیشین تا نظام جدید
یکی از بارزترین تحولات پنج سال اخیر، دگرگونی کامل ساختار حکومتی افغانستان بوده است. طالبان با حذف قانون اساسی دوران پیشین، تعطیلی پارلمان و توقف فرآیندهای انتخاباتی، نظامی متمرکز بر رهبری عالی و شورای رهبری را جایگزین نهادهای پیشین کردهاند. این تغییر ساختاری، اگرچه از نگاه برخی کارشناسان به معنای ایجاد ثبات و انسجام داخلی تفسیر شده، اما از دیدگاه ناظران بینالمللی، با حذف سازوکارهای پاسخگویی و مشارکت عمومی همراه بوده است.
در حوزه قضایی نیز تغییرات چشمگیری رخ داده و نظام قضایی مبتنی بر تفسیر خاصی از شریعت، جایگزین قوانین مدون پیشین شده است. این تحول، گرچه از نگاه حامیان طالبان بهمعنای تطابق با ارزشهای دینی جامعه است، اما نگرانیهایی را درباره شفافیت و استانداردهای حقوقی در محافل بینالمللی برانگیخته است.
وضعیت حقوق بشر و آزادیهای مدنی
یکی از حساسترین موضوعات در دوره پنجساله حکومت طالبان، وضعیت حقوق بشر و آزادیهای فردی است. در این مدت، محدودیتهای قابل توجهی بر آزادی بیان و فعالیت رسانهها اعمال شده است. بسیاری از خبرنگاران و فعالان مدنی با محدودیتهایی در فعالیت خود مواجه بودهاند و برخی رسانههای مستقل فعالیت خود را متوقف کردهاند. طالبان این اقدامات را در چارچوب حفظ امنیت و ارزشهای اسلامی توجیه میکنند، در حالی که سازمانهای حقوق بشری آن را نقض آزادیهای اساسی ارزیابی میکنند.
وضعیت زنان و دختران در این پنج سال، به یکی از محورهای اصلی توجه جامعه جهانی تبدیل شده است. ممنوعیت آموزش دختران در مقاطع بالاتر از ششم ابتدایی، محدودیتهای شغلی برای زنان و الزامهای پوششی، از جمله سیاستهایی است که طالبان در این دوره به اجرا گذاشته است. این گروه، این محدودیتها را مبتنی بر تفسیر خود از موازین شرعی و مصلحتاندیشی اجتماعی عنوان میکند، در حالی که منتقدان آن را «عقبگردی بزرگ در حقوق زنان» مینامند. دادههای سازمانهای بینالمللی نشان میدهد که شاخصهای توسعه انسانی و مشارکت اجتماعی زنان در افغانستان در این دوره به پایینترین سطح در دهههای اخیر رسیده است.
امنیت؛ واقعیت میدانی یا روایت تبلیغاتی؟
طالبان در طول پنج سال اخیر، برقراری امنیت را بهعنوان مهمترین دستاورد خود معرفی کرده و بر کاهش درگیریهای نظامی گسترده نسبت به دوران پیشین تأکید داشته است. شواهد میدانی نشان میدهد که درگیریهای تمامعیار میان گروههای مسلح که پیشازاین در بسیاری از ولایات جریان داشت، تا حد قابل توجهی کاهش یافته و سطح خشونتهای گسترده نظامی فروکش کرده است.
با این حال، گزارشهای محلی حاکی از آن است که چالشهای امنیتی همچنان بهقوت خود باقی است. افزایش موارد دزدی و راهزنی در برخی مناطق، فعالیت گروههای تروریستی مانند داعش-خراسان در ولایتهای شرقی و شمالی، و تنشهای مرزی با کشورهای همسایه، از جمله مسائلی است که امنیت پایدار را در این کشور با تردید مواجه ساخته است. عدم تفکیک نیروهای امنیتی از مردم عادی و گزارشهایی درباره سوءاستفاده از پوشش طالبان توسط برخی افراد، نیز از موضوعاتی است که در محافل داخلی مطرح میشود.
بهنظر میرسد مفهوم امنیت در افغانستان امروز، بیش از آنکه یک واقعیت ملموس و همهجانبه باشد، دارای ابعاد تبلیغاتی و سیاسی نیز هست که توسط هر دو طرف (طالبان و مخالفان) مورد استفاده قرار میگیرد.
اقتصاد در مسیر بقا
اقتصاد افغانستان در پنج سال گذشته، یکی از دشوارترین دورههای خود را تجربه کرده است. با خروج نیروهای خارجی و توقف کمکهای بینالمللی که بخش عظیمی از بودجه دولتی را تأمین میکرد، این کشور با بحران نقدینگی و کاهش شدید سرمایهگذاری مواجه شد. صدها واحد تولیدی تعطیل شده و نرخ بیکاری به سطحی رسیده است که میلیونها نفر زیر خط فقر زندگی میکنند.
وابستگی شدید به کمکهای بشردوستانه و مواد غذایی، نشاندهنده شکنندگی ساختار اقتصادی این کشور است. مهاجرت گسترده نیروی کار و سرمایه به کشورهای همسایه، بهویژه ایران و پاکستان، نیز از پیامدهای این بحران اقتصادی بوده است. دولت طالبان تلاش کرده با اتخاذ سیاستهای ارزی و تجاری محدود، اوضاع را مدیریت کند، اما کماکان اقتصاد افغانستان در مرحله بقا قرار دارد و ناظران اقتصادی، چشمانداز روشنی برای خروج از این وضعیت در کوتاهمدت ترسیم نمیکنند.
ابعاد بینالمللی و منطقهای
از زمان استقرار حکومت طالبان، جامعه جهانی در به رسمیت شناختن این گروه تردید داشته و تقریباً هیچ کشوری حاکمیت آن را بهطور رسمی نپذیرفته است. این عدم شناسایی، افغانستان را در انزوایی سیاسی و اقتصادی قرار داده و دسترسی به منابع مالی بینالمللی و سرمایهگذاری خارجی را با مانع جدی مواجه ساخته است. طالبان در این مدت، تلاش کرده از طریق گفتوگوهای دیپلماتیک با برخی کشورهای منطقه و قدرتهای جهانی، جایگاه خود را تثبیت کند، اما تاکنون پیشرفت چشمگیری در این مسیر حاصل نشده است.
در سطح منطقهای، روابط افغانستان با همسایگان، بهویژه پاکستان و ایران، فراز و نشیبهای متعددی داشته است. تنشهای مرزی با پاکستان و اختلافات بر سر خط دیورند، از جمله مسائل حلنشده است. همچنین فعالیت گروه تحریک طالبان پاکستان (TTP) در خاک افغانستان، نگرانیهایی را برای اسلامآباد ایجاد کرده و روابط دو کشور را تحت تأثیر قرار داده است. کشورهای آسیای میانه و چین نیز با دقت تحولات افغانستان را رصد میکنند و نسبت به امکان نفوذ تروریسم و بیثباتی در مرزهای خود ابراز نگرانی کردهاند.
در این میان، تأثیرپذیری سیاستهای منطقهای از راهبردهای امریکا و قدرتهای غربی نیز بر پیچیدگی معادلات افزوده و آینده روابط افغانستان با همسایگان را با ابهاماتی همراه ساخته است.
پنج سال از تغییر نظام سیاسی در افغانستان میگذرد و طالبان اکنون با واقعیتهای پیچیدهای در عرصههای مختلف مواجه است. از یک سو، این گروه توانسته ثبات نسبی در برخی زمینههای امنیتی ایجاد کند و ساختار سیاسی جدیدی را تثبیت نماید. از سوی دیگر، چالشهای اقتصادی، محدودیتهای حقوق بشری، انزوای بینالمللی و تنشهای منطقهای، آیندهای مبهم را پیشِ روی کشور ترسیم کرده است.
آنچه در پنج سال اخیر رخ داده، نشاندهنده دگرگونی عمیقی است که هم برای مردم افغانستان و هم برای همسایگان و جامعه جهانی، پیامدهای قابل تأملی داشته است. راه پیشروی طالبان، نیازمند تعامل با جامعه جهانی، ارائه تضمینهای جدی در حوزه حقوق بشر و مشارکت سیاسی، و مدیریت هوشمندانه روابط خارجی است. تحقق این اهداف، نهتنها به نفع مردم افغانستان، بلکه برای ثبات منطقهای و منافع کشورهای همسایه نیز حائز اهمیت خواهد بود.
نویسنده: عبدالحکیم حنفی

